جمعه ٢٨ مهر ١٣٩٦
صفحه اصلی > خبر 
اخبار > دانشجویان ما باید به مهارت کارِ گروهي مجهز شوند


  چاپ        ارسال به دوست

دکتر اصغر آقامحمدی:

دانشجویان ما باید به مهارت کارِ گروهي مجهز شوند

دکتر اصغر آقامحمدي؛ برگزيده جايزه علامه طباطبايي می‌گوید: دانشجو براي نخبه بودن بايد ياد بگيرد سوال کند، بينديشد، هر چيزي را قبول نکند و ياد بگيرد که در جمع کار کند و در جمع هويت علمي پيدا کند.

پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد ملی نخبگان: دکتر اصغر آقامحمدي، برگزيده جايزه علامه طباطبايي، استاد گروه کودکان و فوق تخصص رشته ايمونولوژي و آلرژي دانشگاه علوم پزشکي تهران، تاکنون مجري بيش از 60 طرح تحقيقاتي تصويب‌شده در دانشگاه علوم پزشکي تهران بوده و بيش از 220 مقاله در مجلات علمي دنيا منتشر کرده است. او در سال 89 به‌عنوان پژوهش‌گر رتبه نخست گروه علوم باليني داخلي در جشنواره رازي برگزيده شد و در سال 90 عنوان پژوهش‌گر برتر جشنواره فرهنگستان علوم پزشکي را به دست آورد و بر مبناي گزارش ماه فوريه سال 2014 نظام رتبه‌بندي بين‌المللي ESI در فهرست يک درصد دانشمندان برتر دنيا قرار گرفت. دکتر آقامحمدي موسس و رئيس مرکز تحقيقات نقص ايمني کودکان دانشگاه علوم پزشکي تهران نيز هست و در همين مرکز ميزبان ما شد.

 آقاي دکتر، شما نخبه را چطور تعريف ميکنيد؟ به نظرتان يک دانشجوي نخبه در رشته پزشکي بايد چه ويژگيهايي داشته باشد؟

تعريف نخبه با چيزي که در حال حاضر متداول است و درباره آن صحبت ميشود، کمي متفاوت است. امروزه متاسفانه کساني را که در کنکور رتبه بالايي ميآورند، يا مثلا رتبهشان تک رقمي ميشود، نخبه مينامند. اگرچه اين افراد استعداد بالايي دارند، يا از آيکيو و هوش خوبي برخوردار هستند، ولي واقعيت اين است که يک امتحان چند ساعته نميتواند دو فرد نخبه و غيرنخبه را به صورت دقيق از هم تميز دهد. از اين لحاظ که ممکن است فرد دوم همان تواناييها و استعدادهاي فرد اول، همان هوش و آيکيو و همان ميزان توانمندي او را داشته باشد، اما در آن زمان نتوانسته باشد به سوالها بهخوبي جواب بدهد. بنابراين يک امتحان نميتواند نخبگي آدمها را مشخص کند. از ديدگاه شخصي بنده نخبگي چند ويژگي مهم دارد. اول اينکه علاوه بر آن استعداد ذاتي يا بهاصطلاح آيکيو که در افراد مختلف متفاوت است، تربيتي که فرد پيدا ميکند نيز در تبديل و طبقهبندي او بهعنوان نخبه مهم است. من هميشه ميگويم کسي که سوال نداشته باشد، نميتواند آدم موفقي باشد.

روحيه پرسشگري يکي از مسائل بسيار مهمي است که بايد در يک نخبه آن را ببينيم. اين روحيه بهعنوان پرسشگري نقادانه سقراط معروف است. سقراط مدام شاگردان را به پرسشگري تشويق ميکرد. معنايش اين است که دانشجويي که صبح به دانشگاه ميآيد، واقعا بايد سوال يا سوالهايي در ذهن داشته باشد. همچنين بايد از ميان جوابهايي که براي اين سوالها ميشنود، فقط پاسخهاي قانعکننده را قبول کند. از طرف ديگر نخبه کسي است که به هر سوالي پاسخ بيمورد ندهد. درواقع منظورم اين است که علاوه بر استعداد شخصي، روحيه پرسشگري نقادانه و هر حرف غيرمنطقي را نپذيرفتن و تلاش و جديت ازجمله عواملي هستند که ميتوانند شخصي را به فردي نخبه تبديل کنند. ما بايد افرادي را که چنين ويژگيهايي دارند، از سطوح پايينتر مثلا دبستان و دبيرستان بشناسيم؛ يعني کساني را که هم آيکيو بالايي دارند و هم داراي چنين روحياتي هستند.

 و بايد آنها را تربيت کرد؟

اين خصوصيات را ميتوان به افراد ياد داد. آيکيو بحث ديگري است و ياددادني نيست، ولي ما ميتوانيم به بچههايمان روحيه پرسشگري را ياد بدهيم. حتي لازم است اين افراد در محلها و کلاسهاي ديگري جدا از کلاسهاي عادي و مرسوم، دورههاي ويژهاي ببينند. کسي که از استعداد ذاتي بالايي برخوردار است، اما در مدرسهاي تحصيل ميکند که معلم به فراخور متوسط کلاس درس ميدهد، در اين حالت کلاس براي او خستهکننده خواهد بود. وظيفه مسئولان آموزش و پرورش و بعد از آن، وزارت علوم اين است که بتوانند افرادي را که ويژگي خاصي دارند، شناسايي کنند و بر اساس توان و ظرفيت آنها، برايشان آموزشهاي بهتر و بالاتري را ارائه دهند تا بتوانند توانمنديهايشان را بيشتر و بهتر نشان دهند. اين مسئله در بسياري از کشورها متداول است که براي افراد نخبهشان دورههاي آموزشي ويژه ميگذارند. اگر ما چنين کاري کنيم، يعني فرد داراي آيکيو بالا را شناسايي کنيم و در تربيتش پرسشگر بودن، سوالهاي نقادانه داشتن و هر چيزي را بدون دليل قبول نکردن و براي پذيرفتن يک موضوع دنبال دلايل قانعکننده بودن را در نظر بگيريم، آن وقت ميتوانيم جامعه را به سمت و سويي ببريم که به خرد اهميت دهد. اين جامعه، جامعهاي است که خرافات و حرفهاي غيرمنطقي در آن زده نميشود. درواقع خردورزي در چنين جامعهاي معني ميدهد. مهمتر از همه اينها هم مهارت انديشيدن است.

ما بايد براي نخبهپروري به فرد ياد بدهيم که بينديشد و سوال کند. اين مسيري است که ما بايد براي تربيت نخبگان طي کنيم. بهطور کلي، کساني که از سد کنکور ميگذرند و در رشتههاي بالاتر قبول ميشوند، بهطور ضمني از آيکيوي بالايي برخوردار هستند. اگرچه کنکور نميتواند تمام افراد نخبه را تميز دهد و چه بسا افراد با استعدادي باشند که نتوانند بهخوبي از سد کنکور عبور کنند، اما آنهايي که در رشتههاي بالايي قبول ميشوند، ميتوان گفت که بهطور متوسط از آيکيو بالايي برخوردار هستند و اگر اين افراد شرايط خاصي را که ذکر کردم، داشته باشند، ميتوانند وارد دورههاي تحقيقاتي و پژوهشي شوند.

نقش استادان در تربيت اين عده چيست؟

ببينيد، هر کسي نميتواند يک تيم دانشجويي را هدايت کند. بين يک مجموعه استاد و چند دانشجو، علاوه بر رابطه استاد و دانشجو بايد يک فضاي مهر و محبت و مراد و مريدي واقع شود. درواقع وقتي که دانشجو احساس کند که استاد وقتش را براي او صرف ميکند و برايش وقت ميگذارد و با علاقه به او درس ميدهد و به وقت دانشجو احترام ميگذارد و حقوقش را لحاظ ميکند، بهطور طبيعي نه از ديد شاگرد به استاد احترام ميگذارد، بلکه بهعنوان کسي که الگويش ميشود، براي استاد خود احترام قائل است و او را بهعنوان الگوي خود انتخاب ميکند. خود من در زمان دانشجوييام اساتيدي داشتم که داراي ويژگيهاي خاصي بودند و الگوي بنده واقع شدند و من سعي کردم که مثل آنها باشم. بنابراين مهم اين است که اين رابطه بين استاد و دانشجو شکل بگيرد.

البته يک دانشجوي نخبه علاوه بر ويژگيهاي شخصي که گفتم، بايد ياد بگيرد که در جمع کار کند. اين چيزي است که ما در آن خيلي خيلي ضعيف هستيم. يعني دانشجو براي نخبه بودن بايد ياد بگيرد سوال کند، بينديشد، هر چيزي را قبول نکند و ياد بگيرد که در جمع کار کند و در جمع هويت علمي پيدا کند. متاسفانه ما از اين بابت کمي ضعيف هستيم. دانشجوهاي ما مهارت کار گروهي و تقسيم کار و... را خوب ياد نميگيرند.

البته در رشته پزشکي خوشبختانه شرايط رشته ايجاب ميکند که دانشجو بايد بتواند در جمع کار کند. در مجموعهاي که با من کار ميکند، دانشجوي فوق تخصص داريم، رزيدنت هست، دانشجوي پزشکي هست، دانشجوي پياچدي هست و دانشجوي فوق ليسانس هم هست. موضوع تحقيق گاهي مشترک است و اين مجموعه بايد با هم روي آن کار کنند. يعني آن ميزي که دانشجوي فوق تخصص و دانشجوي پياچدي پشت آن نشسته، دانشجوي پزشکي و فوق ليسانس هم نشسته و تقسيم کار صورت ميگيرد. مثلا قسمتهاي پژوهشي را دانشجوي پياچدي انجام ميدهد، بعد کلينيکال را دانشجوي فوق تخصص انجام ميدهد و... اينها درمجموع ياد ميگيرند که کارشان به هم پيوسته است و اگر من خوب کار نکنم، کار خوب پيش نميرود. کار دستهجمعي که من ميگويم، يک بعدش در کار علمي است، ولي در بخشهاي ديگر هم به اين شکل معنا ميدهد. يعني ما بايد ياد بگيريم که خود را در جمع ببينيم و در جمع هويت علمي گروهمان را پيدا کنيم. درضمن يادمان نرود که جوانها آمال و آرزوهاي زيادي دارند و چيزهايي در ذهنشان هست که دوست دارند به آن برسند. من هميشه به دانشجويانم ميگويم که بايد آينده خودتان را ترسيم کنيد، ولو اينکه به آن نرسيد، ولي يک تصوير کلي، يک دورنماي 5 يا 10 يا 20 سال آينده براي خودتان داشته باشيد. شايد اين دورنما بعدها تغيير کند، ولي مهم است که امروز به آن فکر کنند و آن را در ذهن خود بسازند. دانشجو هميشه دوست دارد که پيروز باشد و خودش را با دانشجوي دانشگاههاي ديگر، کشورهاي ديگر و... مقايسه ميکند.

پس اميد داشتن و اميد به زندگي و اميد به آينده نکته مهمي است که مسئولان با فراهم آوردن يکسري شرايط که ويژه بچههاي نخبه است که توانمندي بيشتري دارند، ميتوانند آنها را حفظ کنند. ما بايد براي اين عده تسهيلاتي فراهم کنيم تا ضمن کارهاي دانشجويي و پژوهشي بتوانند بروند و دانشگاههاي ديگر را ببينند و با دانشجويان دانشگاههاي خارج ارتباط داشته باشند. ياد بگيرند که آن طرف چه ميکنند و بتوانند همان کارهاي خوب را ايجاد کنند و انجام دهند. پس اميد ايجاد کردن مهمترين وظيفه ماست. علاوه بر اين، آينده شغلي خوب بايد براي اين عده فراهم شود. يعني احساس امنيت شغلي براي اين افراد در آينده وجود داشته باشد تا فکر نکنند که بايد اين سختيها را بهتنهايي بکشند. کسي که آينده و زندگي و وقتش را براي پژوهش گذاشته، بايد به او نگاه ويژه هم شود. اين باعث ميشود که دانشجوي ما اينجا را خانه خودش بداند و همينجا بماند و نخواهد از ايران برود. يعني اينکه رفتن به خارج نبايد آمال و آرزو باشد. بايد شرايطي فراهم شود که دانشجو بتواند برود و با دانشگاههاي خارج مرتبط باشد. البته اين را هم بگويم که بحث حکومتها جداست و اينکه بعضي کشورها هستند که مناسبات خوبي با هم ندارند، موضوعي جداگانه است، ولي دانشگاهها ميتوانند با هم ارتباط داشته باشند.

دانشجوهاي ما بايد بتوانند به دانشگاههاي معتبر جهان سر بزنند و ما بايد با اين دانشگاهها تبادل دانشجو داشته باشيم. دانشجوي ما بايد احساس کند که ميتواند مثل آنها باشد و رفتوآمد نبايد آنقدر برايش سخت باشد، يا حالت تابو داشته باشد که بلافاصله بعد از اتمام تحصيل بخواهد از اين ممکلت برود. اين مملکت مال اين دانشجوهاست. اينها با ماليات اين مملکت درس خواندهاند. پس علاوه بر انگيزهدار کردن و تشويق به پژوهش و آموزش، ما بايد به دانشجو ياد بدهيم که اين مملکت مال شماست. شما هستيد که بايد آينده اين مملکت را بسازيد و شما هستيد که بايد اين مملکت را اداره کنيد. طبيعي است که وقتي او خود را در آينده مملکتش سهيم بداند و اينجا را خانه خودش بداند، سعي خواهد کرد که اينجا بماند.

چطور ميشود اين روحيه را در دانشجويان تقويت کرد؟

بايد ببينيم که چه عواملي باعث ميشود که دانشجو از ايران مهاجرت کند و آنها را کم کنيم و عوامل ماندگار شدن دانشجويان را در کشور افزايش دهيم. اين عوامل مشخص هستند؛ اميد به آينده، امنيت شغلي، فراهم بودن زمينه پژوهش، در اختيار داشتن امکانات، داشتن پشتوانه مالي براي امور پژوهشي و... اينها چيزهايي است که يک پژوهشگر به آنها نياز دارد، چه بسا حقوق آنچناني هم نخواهد، ولي دوست دارد بتواند کاري را که ميخواهد، انجام دهد. دکتر ملکزاده واقعا درصدد است که اين عوامل را براي دانشجويان تقويت کنند، وزير محترم بهداشت در اين فکر هستند و رئيس دانشگاه تهران نيز همينطور به اين فکر هستند که سعي کنند اين جاذبه به اصطلاح ماندن در کشور را در بچهها بيشتر کنند. انشاءالله شرايط طوري باشد که دانشجو اينجا را خانه خود بداند و حتي اگر براي تحصيل بهطور موقت به خارج از کشور سفر ميکند، برگردد به اينجا و به اين مردم و اين کشور خدمت کند.

 آيا وضعيت ما در رشته پزشکي همانطور که عدهاي از اساتيد معتقد هستند، به گونهاي هست که اگر هم بخشي از دانشجويان نخبهمان از ايران بروند، نگراني جدياي در اين زمينه نداشته باشيم؟

بايد آنهايي را که رفتند و آنهايي را که ماندند، با هم مقايسه کنيم. طبيعي است عمدتا آنهايي که از استعداد بالايي برخوردار هستند و ميتوانند بعضي از امتحانهاي مهم آنجا را پاس کنند و پذيرش بگيرند، از ايران ميروند و معمولا آنهايي که نميتوانند در اين امتحانها قبول شوند و... ميمانند. اين به آن معنا نيست که آنهايي که ماندند، آدمهاي ضعيفي هستند. بلکه آدمهاي قوي و باهوش هم درشان هست، ولي آنهايي که ميروند، معمولا از آن قشر هستند که بسيار باهوش، داراي آيکيو بالا و بااستعداد و توانمند هستند. شما در کشورهاي آفريقايي ميبينيد که آيکيو در حال کاهش است. به چه دليل؟ چون آنهايي که ميتوانند، توانمندي يادگيري زبان دوم را دارند، توانايي انطباق خود را با محيط جديد دارند، از کشور بيرون ميروند و آنهايي که فاقد اين توانمنديها هستند، باقي ميمانند و نسلي که مانده است، تکثير ميشود. يعني نسلي که ابتدا آيکيو 100 يا بالاتر داشته، ميرود و نسلي که آيکيو پايينتر دارد، باقي مانده که همين نسل در کشورشان زادوولد ميکند. بنابراين آيکيويي که بهطور متوسط در 10 سال قبل 100 بود، الان به صورت متوسط 75 است. تفاوتش را ميبينيد؟ بله، از جهت کمي، ما پزشک زياد داريم، ولي بياييم مقايسه کنيم پزشکاني را که آن طرف آب داريم. آيا آنها در موقعيت علمي پاييني هستند؟ خيلي از اينها در دانشگاههاي جان هاپکينز يا در مايو کلينيک و... هستند، يعني در جايي که خيليها آرزويشان آن است که در آنجا کار کنند. پس اينها آدمهاي ضعيفي نبودند. حرف من به اين معنا نيست که کساني که ماندهاند، ضعيف هستند. آدمهاي قوي و بسيار قوي هم در همين گروهي که در ايران ماندهاند هست، ولي بهطور متوسط کساني که ميروند، آدمهاي ضعيفي نيستند، بلکه افراد قوي هستند.

چقدر با تاکيدي که امروز بر بحث مقالهنويسي ميشود، موافق هستيد؟ آيا مقاله را معيار خوبي براي بررسي رشد علمي کشور ميدانيد؟

نمود پژوهش در هر کشوري، ميزان پژوهشهايي است که در آن انجام ميشود. اين پژوهشها يا به شکل مقاله، يا توليد يا پتنت نتيجه دارد. پس وقتي در کشوري پژوهش انجام ميشود، کار تحقيقاتي و بنيادين در حال انجام است و پشتوانه پژوهشي براي اين کارها گذاشته ميشود، درواقع به پژوهش بها داده ميشود، نتيجه آن سه چيز است؛ يا توليد يا پتنت گرفتن يا مقاله. پس درواقع مقاله چه بخواهيم و چه نخواهيم بهعنوان يک شاخص از فعاليت پژوهشي و پيشرفت در دنيا شناخته ميشود، ولي امروزه چيزي که علاوه بر مقاله اهميت دارد، ميزان کيفيت آن است. يعني از جهت کميت خوشبختانه در سالهاي گذشته وضعيت خوبي داشتيم و رشد قابل توجهي پيدا کرديم، ولي کيفيت مقالات بايد بالا باشد. يعني ميزان ارجاعات به مقاله است که خيلي مهم است. وقتي اين فضا، فضايي باشد که همه افراد براي ترفيع از استادياري به دانشياري يا از دانشياري به استادي بايد مقاله بنويسند، شرايط بدي به وجود ميآيد، چون مقاله به هدف تبديل ميشود، درحاليکه مقاله هدف نيست.

مقاله يک وسيله است، يک نمود است. يعني کار پژوهشي در کشور انجام ميشود و اوت پوت آن مقاله است، اما گاهي هدف نوشتن مقاله است و در اين شرايط سوداگراني به وجود ميآيند و از اين فضا استفاده ميکنند و مقالات تقلبي و... تهيه و چاپ ميکنند. بهتازگي هم ديديم که مقالههايي در ساينس منتشر شد که متاسفانه بعضي مقالات تقلبي ايراني منتشر شده بود. البته اين اتفاق فقط در کشور ما نميافتد، بلکه در چين و... هم هست، اما الان ايران از جهات سياسي زير نظر است و اين قضيه را در مورد ايران بولد و بزرگ ميکنند.

همين اتفاقي که براي مقالات ايراني افتاد، در کشور چين هم ميافتد، در کره و کشورهاي آسيايي ديگر و حتي کشورهاي اروپايي غيرانگليسيزبان و... هم اتفاق ميافتد. اما ايران چون زير ذرهبين است، اين ماجرا بولد ميشود. درحاليکه ما پيشرفتهاي زيادي هم داشتيم و پيشرفتهايي که ما در علم و پژوهش در سالهاي اخير داشتيم، اگر به اينها توجه شود، اين اتفاق اخير بسيار ناچيز و قابل اغماض خواهد بود، اگرچه مسئولان پژوهشي مملکت، وزارت بهداشت و وزارت علوم برخورد جدي داشتند و واقعا هم بايد برخورد جدي شود، يعني شرايط به گونهاي شود که دانشجوي ما راستگويي و صداقت را در تحقيق هم ياد بگيرد. ما بايد ياد بگيريم در همه بخشها صادق باشيم و گناه بسيار بزرگي است که کسي در پژوهش، دروغ بگويد و حرف ناروا زده باشد.

مهمترين توصيهاي که به دانشجويان پزشکي ميکنيد، چيست؟  

يک دانشجو چند وظيفه مهم دارد. اول يادگيري، يعني ياد بگيرد که در آينده پزشک خوبي باشد و اطمينان داشته باشد که خودش ميتواند خانواده خود را درمان کند. دوم اينکه اعتمادبهنفسش با رفتن به بالين بيماران با رعايت اخلاق در پزشکي و رعايت احترام بيمار، افزايش پيدا ميکند. هر بيماري يک کتاب است که با بيمار ديگر متفاوت است. در کنار اينها پژوهش را بايد حتما ياد بگيرد. کشور ما اگر بناست که رشد کند، بايد پژوهش در آن رشد کند. شما ببينيد که تمام کشورهاي پيشرفته دنيا بودجه قابل توجهي را صرف پژوهش ميکنند. پژوهش به استقلال علمي و استقلال در توليد و بينيازي ما از خريد وسايل و امکانات از کشورهاي خارجي کمک ميکند.„

 


١٠:٣٠ - 1395/12/10    /    شماره : ٢١٩٨٥    /    تعداد نمایش : ١٩١٤



خروج




بنیاد نخبگان استانها
سامانه ثریا

پیوندها
تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد - نسخه قدیمی
آدرس: خيابان آزادي- بين خيابان نواب و رودكي- جنب كوچه طاهرنيا- پلاك 209 تلفن: 63478000 - 09601