يکشنبه ٠٦ فروردين ١٣٩٦
صفحه اصلی > کتاب های راهنمای استفاده از تسهیلات > مجموعه مقررات بنیادهای نخبگان استانی 
مجموعه مقررات بنیادهای نخبگان استانی

 



 

 

 


معاونت برنامه‌ريزي و نظارت

 

 

مجموعه

مقررات بنيادهاي نخبگان استاني

 

 

مردادماه 1394

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


مبنا

(مقررات بنيادهاي نخبگان استاني)

 

سال انتشار: 1394

معاونت برنامه‌‌ريزي و نظارت بنياد ملّي نخبگان

 

نشاني: تهران، خيابان آزادي، بين نواب و رودكي، بنياد ملّي نخبگان

وبگاه: www.bmn.ir

رایانامه: planning@bmn.ir

 


فهرست مطالب

سرآغاز. الف

پیشگفتار. ج

آيين‌نامة تأسیس و ادارة بنياد نخبگان استان.. 1

مأموريت‌ها و شرح وظايف بنياد نخبگان استان.. 7

ساختار سازماني بنيادهاي نخبگان استاني... 15

آيین‌نامۀ تشکیل و ادارۀ شورای علمی بنیاد نخبگان استان.. 21

آیین‌نامۀ تشکیل و ادارۀ‌کارگروه‌های تخصصی استان.. 27

اصول برنامه‌ريزي بنيادهاي نخبگان استاني... 33

1. اصول تدوين برنامه‌هاي استاني.. 36

2. ساختار برنامه‌هاي استاني.. 39

3. فرايند تدوين، تصويب و ارزيابي برنامه‌هاي استاني.. 39

4. فرايند تأمين اعتبار برنامه‌هاي بنيادهاي نخبگان استاني.. 42

5. ارزيابي عملکرد برنامه‌های مصوّب... 45

سياست‌نامة نشست‌ ‌سراسري رئيسان بنيادهاي نخبگان استاني... 47

مقررات جبران خدمات اعضاي شوراها وكارگروه‌هاي تخصصي... 53

مقررات اداري و استخدامي 61

آيين‌نامة مالي و معاملاتي بنياد. 93

 



 


سرآغاز

الف

 

سرآغاز

 

بنياد ملّي نخبگان، نهادي برآمده از رهنمودهاي مقام معظّم رهبري و براي تحقق آرمان «مديريت تحولات كشور از سوي نخبگان» است. پيچيدگي امور مرتبط با نخبگان، سرآمدان و مستعدان برتر وگستردگي حوزه‌هاي فعاليتي بنياد از يك‌سو و لزوم شناسايي همة توانايي‌ها و قابليت‌هاي آحاد ايران اسلامي در اقصي نقاط سرزمين‌مان حضور بنيادهاي نخبگان استاني را بسيار ضروري مي‌سازد.

در دورة جديد فعاليت‌هاي بنياد، هدف اصلي از شناسايي اجتماعات نخبگاني، شناسايي نيازهاي آنان براي توانمندسازي هر يك از اعضاي اين اجتماعات است به طوري‌كه بتوانند در فرايند توسعة متوازن ميهن اسلامي‌مان نقش‌آفرين باشند. توجه به اقتصاد مقاومتي به عنوان راهبرد توسعة پايدار اقتصادي و اقتصاد دانش‌بنيان به عنوان هستة اقتصاد مقاومتي و نقش سرآمدان عرصه‌هاي مختلف علم، فنّاوري، هنر و ... در تحقق آن، از مهم‌ترين اصولي است‌كه خط راهنماي حركت بنيادهاي نخبگان استاني است. به همين دليل انتظار اين است‌كه بنيادهاي استاني با سرلوحه قرار دادن سياست‌هاي بنياد ملّي نخبگان، راه را براي هم‌افزايي نهادهاي درون‌ استاني و ايجاد چارچوبي براي استفاده از خرد جمعي در پاسخ‌گويي محلّي به نيازهاي منطقه‌اي بازكنند.

 

سورنا ستاري

معاون علمي و فنّاوري رياست جمهوري و

رئيس بنياد ملّي نخبگان


 

 


پيش گفتار

ج

 

پیش‌گفتار

 

 

بنیاد ملّی نخبگان در سال 1386 براساس فرمایش رهبر فرزانۀ انقلاب و با هدف سیاست­گذاری در امور اجتماعات نخبگانی تأسیس شد.کانون توجه بنیاد ملّی نخبگان شناسايي «اجتماعات نخبگاني» در سراسركشور و در تمامي حوزه‌ها شامل: علم، فنّاوري، هنر، ادب، قرآن، فرهنگ و مديريت و طراحي فرايندهاي پشتيباني از فعاليت‌هاي آنان با همکاری همة دستگاه‌هاي ذي‌ربط براي اثرگذاري مناسب آنان در جامعة تخصصي خود است به طوري‌كه مديريت تحولات كشور در دست نخبگان قرارگيرد. از اين‌رو مسئلة نخبه‌شناسي، نخبه‌گزيني، نخبه‌پروري و نخبه‌گماري از مهم‌ترين مأموريت‌هاي بنياد محسوب مي‌شود.

یکی از اصلي‌ترین ارکان بنیاد ملّی نخبگان برای تحقق اهداف و مأموریت­های پيش‌گفته، بنیادهای نخبگان استانی است. بنياد‌هاي نخبگان استاني‌كانون تدبير پيشرفت استاني و منطقه‌اي در كشور هستند و نقش آنها نمايندگي بنياد ملّي در استان­های‌کشور است تا ازرهگذر این همکاری بتوان ضمن‌توجه به اقتضائات بومی، هم­افزایی لازم برای تحقق اهداف سند راهبردی‌کشور در امور نخبگان، هدايت و توانمندسازي مستعدان، ایجاد حلقة وصل میان برگزيدگان منطقه و نهادهاي استاني، الگوسازي و پاس‌داشت نخبگان را فراهم ساخت. دستیابی به این هدف مهم مستلزم طراحی زیرساخت­های متفاوت از جمله زیرساخت حقوقی است. شفاف­سازی حوزه و گسترۀ عملکرد بنیادهای استانی، اختیارات و توانایی­ آنها برای اجرای سیاست­های کشور در امور نخبگان اصلي‌ترين‌کارکرد این زیرساخت است.

د

 

بر این اساس در این دستینه تلاش شده است مجموعه مقررات سازمانی موردنیازِ بنیادهای نخبگان استانی‌گردآوری شود. امید است از رهگذر آشنایی مسؤولان بنیادهای نخبگان استانی با این مقررات، ضمن تسهیل فرایند مدیریت سازمانی، دستیابی به یکپارچگی‌وهم­نوایی در سطح ملّی برای تحقق اهداف متعالی‌کشور در امور نخبگان فراهم شود.

يادآور مي‌شود هدف آن است كه اين دستينه به عنوان راهنمايي مهم در امر برنامه‌ريزي بنيادهاي استاني تلقي شود. از اين‌رو از همة خوانندگان خواهشمند است ديدگاه‌هاي خود را براي اصلاح مجموعه در ويرايش‌هاي بعدي به حوزة معاونت برنامه‌ريزي و نظارت بنياد ملّي مرحمت فرمايند[1].

در پايان ذكر اين نكته ضروري است كه اين مجموعه با تلاش همكاران حوزة معاونت برنامه‌ريزي و نظارت و نيز معاونت توسعة مديريت و منابع و به‌ويژه همكاري خانم مهندس سيده متين ماهري تدوين شده است‌كه بر خود فرض مي‌دانم از همراهي اين عزيزان فروتنانه سپاسگزاري‌كنم.

 

اللّهم وفقّنا لما تحبّ و ترضي

غلامعلي منتظر

معاون برنامه‌ريزي و نظارت

تابستان 1394


 


 

 

آيين‌نامة

تأسیس و ادارة بنياد نخبگان استان

(موضوع مصوّبة هيئت‌امناي بنياد ملّي نخبگان در تاريخ 25/11/1386)

آيين‌ نامه تأسيس و اداره بنياد نخبگان استان

مقدمه

به منظور استفادة بهینه از ظرفیت‌های علمی نخبگان در راستای ارتقای وضعیت علمی و فنّاوری‌کشور، شناسایی، حمایت و ساماندهی آنها در جهت امور علمی و فنّاوری حائز اولویت و رفع نیازمندی‌های ملّی و منطقه‌ای و به استناد مواد 3 و 15 اساسنامة بنیاد ملّی نخبگان، آیین‌نامة تأسیس و ادارة بنياد[2] نخبگان در استان‌های‌کشور در تاريخ 25/11/86  به تصویب رسید.

 

مادّة 1: هدف

هدف از تأسیس بنياد نخبگان استان، برنامه‌ریزی و اقدام برای شناسایی، حمایت مادّی و معنوی نخبگان، بهره‌مندی از استعداد و توانایی‌های آنان در راستای ارتقاي تولید علم‌وفنّاوری و پیشرفت همه‌جانبه و متوازن استان است.

 

مادّة 2: وظایف

بنياد نخبگان استان در چارچوب اساسنامه، دستورعمل‌ها و ضوابط بنیاد فعالیت می‌كند و وظایف آن به شرح زیر است:

1.   کمک به شناسایی نخبگان و استعدادهای برتر استان در چارچوب آیین‌نامة احراز نخبگی و استعداد برتر، مصوّب شورای عالی انقلاب فرهنگی و مصوّبات بنیاد و معرفی آنان به بنیاد

2.   تلاش برای شکوفایی استعدادهای برتر و نخبگان استان و تسهیل اشتغال آنان در مراکز علمی، اجرایی، تولیدی، خدماتی دولتی و غیردولتی استان

3.   پشتیبانی از نخبگان و استعدادهای برتر در فعالیت‌های علمی‌وفنّاوری در استان

4.   ایجاد و تقویت زمینه‌های هم‌فکری و همکاری میان نخبگان و استعدادهای برتر با یکدیگر و با مؤسسه‌هاي ذی‌ربط و مسؤولان استان

5.   همکاری و هماهنگی با خانه نخبگان

 

مادّة 3: ماهیت حقوقی

بنياد نخبگان استان وابسته به بنیاد است و بر اساس سیاست‌ها و مقررات بنیاد و در چارچوب این آیین‌نامه اداره می‌شود.

 

مادّة 4: ساختار و تشکیلات

تشکیلات بنياد نخبگان استان شامل رئیس، شورای علمی وکارگروه‌های تخصصی حسب موضوع و ضرورت فعالیت است و با صرف حداقل امکانات و بودجه در امور اداری و بدون تشکیلات زاید و با حداکثر استفاده از امکانات موجود استان‌ها اداره ‌می‌شود.

 

مادّة 5: رئیس بنياد نخبگان استان

رئیس بنياد نخبگان استان از میان اشخاص متدین، دارای توانمندی و سوابق موفق علمی، پژوهشی و مدیریتی و آشنا با جامعه نخبگان و نیازهای علمی آنان و ترجیحاً از میان واجدان شرایط نخبگی و استعداد برتر با حکم رئیس بنیاد برای مدت سه سال منصوب می‌شود.

 

مادّة‌ 6: وظایف رئیس بنياد نخبگان استان

رئیس بنياد نخبگان استان وظیفة انجام امور مدیریتی، اجرایی، پیشبرد امور نخبگان استان و امور محوّله از سوی بنیاد یا شورای علمی و ارائةگزارش سالانه از فعالیت‌های بنياد نخبگان استان به بنیاد را بر عهده دارد.

 

آيين‌ نامه تأسيس و اداره بنياد نخبگان استان

 مادّة 7: شورای علمی

شورای علمی وظیفة بررسی، تدوین و پیشنهاد برنامه‌های بنياد نخبگان استان را درچارچوب سیاست‌ها، برنامه‌ها و مقررات بنیاد برعهده دارد. اعضای شورای علمی متشکل از افراد زیر است:

 

الف. رئیس بنياد نخبگان استان (رئیس شورا)

ب. معاون ذی‌ربط استاندار با معرفی وی

ج. یک تا سه تن از رئيسان دانشگاه‌ها و مراکز علمی و تحقیقاتی استان

د. پنج تن از ساکنان استان که واجد شرایط مندرج در آیین‌نامه احراز نخبگی و استعداد برتر، مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی باشند.

تبصره: اعضای بندهای «ج» و «د» با حکم رئیس بنیاد برای مدت سه سال منصوب می‌شوند.

 

مادّة‌ 8: بودجه و اعتبارات

بودجه و اعتبارات بنياد نخبگان استان از محل کمک‌ها، هدایا، موقوفات و منابع استانی وکمک[3] بنیاد ملّی نخبگان تأمین می‌گردد.

 

تبصره: نحوة دریافت و هزینه‌کرد اعتبارات حاصل از کمک‌ها و هدایای دستگاه‌های دولتی و غیر‌دولتی و موقوفات بر اساس مقرراتی است که بنیاد ابلاغ می‌کند.

 

 

 

 

 

مادّة‌ 9: مجوز تأسیس بنياد نخبگان استان

بنیاد پس از بررسی تعداد و مشخصات نخبگان و استعداد‌های برتر استان، ظرفیت‌های علمی و اجرایی، امکانات، منابع مالی، نیروی انسانی و فضای فیزیکی مربوط در استان مجوز تأسیس بنياد نخبگان استان را صادر می‌نماید.

 

مادّة10: این آیین‌نامه در ده مادّة و دو تبصره وفق مصوبة چهارمین جلسه هیئت‌امنای بنیاد ملّی نخبگان مورّخ 25/11/86  به تصویب رسید و از تاریخ ابلاغ قابل اجرا است.


 

 

 

مأموريت‌ها و شرح وظايف

بنياد نخبگان استان

(موضوع مصوّبة رئيس بنياد ملّي نخبگان‌كه طيّ نامة شمارة 59073/15

مورّخ 8/2/1393 ابلاغ شده است )

مأموريت‌ها و شرح وظايف بنيادنخبگان استان

مقدمه

بنياد نخبگان استان، بر اساس آيين‌نامة مصوّب چهارمين جلسة هيئت‌امناي بنياد ملّي نخبگان در تاريخ 25/11/1386، نمايندة بنياد ملّي نخبگان در استان است‌كه وظيفة اجراي مصوبه‌هاي بنياد ملّي و نظارت بر اجراي صحيح سياست‌ها و برنامه‌ها را در استان برعهده دارد. در اين ابلاغيه اصلي‌ترين مأموريت‌ها و وظايف اين نهاد بيان شده است:

 

1.    رئيس بنياد نخبگان استان

رئیس بنياد نخبگان استان مسؤوليت امور مدیریتی، اجرایی، پیشبرد امور نخبگان استان و امور محوله از سوی بنیاد ملّی و ارائة‌گزارش ادواری از فعالیت‌های بنیاد استانی با توجه به مأموریت‌ها و شرح وظایف را بر عهده دارد.

 

2.    مأموريت‌هاي‌ بنياد نخبگان استان

1.    برنامه‌ريزي براي شناسايي افراد وگروه‌هاي نخبه و صاحب استعداد برتردر‌حوزه‌هاي مختلف: علمي، فنّاورانه، هنري، ادبي، حوزوي، قرآني، مديريتي و ...، بر اساس مصوّبات بنياد ملّي

2.    برنامه‌ريزي براي توانمندسازي و هدايت افراد وگروه‌هاي صاحب استعداد برتر در سطح استان با توجه به اصول فرهنگ اسلامي‌ـ ايراني

3.     ايجاد ارتباط و تعامل هم‌افزا ميان افراد وگروه‌هاي نخبه با بخش‌هاي مختلف علمي، صنعتي، فرهنگي، مديريتي و ... در استان در چارچوب چرخة ملّي نوآوري

4.    برنامه‌ريزي براي پاس‌داشت و الگوسازي نخبگان در سطح استان

 

 

3. وظايف بنياد نخبگان استان

1.    ايجاد زمينه‌هاي شناسايي، جذب، توانمندسازي و هدايت استعدادهاي‌برتر فردي وگروهي در استان

2.    زمينه‌سازي براي به‌كارگيري نخبگان (فردي وگروهي) در حوزه‌هاي مختلف براي دستيابي به اثرگذاري حداكثري در رشد و ارتقاي استان و كشور با همكاري دستگاه‌هاي ذي‌ربط

3.    تحقق نظام جامع اخلاق نخبگي بر اساس ارزش‌هاي اسلامي‌ـ ايراني و ترويج آن در جهت ارتقاي معرفتي و معنوي اجتماع‌هاي نخبگاني

4.    پشتيباني از اجراي فعاليت‌هاي نخبگاني در استان در حوزه‌هاي مختلف

5.    جلب مشاركت افراد و گروه‌هاي نخبگاني و سوق دادن ديدگاه‌ها و تجربه‌هاي آنان در تصميم‌سازي‌هاي كلان استان وكشور

6.   شناسايي اقتضائات بومي و محلّي براي بهره برداري از توانمندي‌هاي اجتماع‌هاي نخبگاني

7.    ايجاد هماهنگي براي فعاليت هدفمند مؤسسه‌هاي نخبه‌پذير و نخبه‌پرور و نظارت بر فعاليت‌هاي نخبگاني آنها

8.    ايجاد زمينه‌هاي مناسب براي تجاري‌سازي دستاوردهاي نخبگاني به منظور تكميل چرخة نوآوري در تعامل با معاونت علمي‌وفنّاوري

9.    توسعة زمينه‌هاي استفادة بهينة استان از ظرفيت‌هاي اجتماع‌هاي نخبگاني در حوزه‌هاي مختلف علمي، فنّاورانه، هنري، ادبي، فرهنگي، مذهبي، مديريتي و ...

10.                        ايجاد شبكة ارتباط و تعامل ميان اجتماع‌هاي نخبگاني با يكديگر و نيز با بخش‌هاي مختلف جامعه

11.   

مأموريت‌ها و شرح وظايف بنياد نخبگان استان

پشتيباني مادّي و معنوي از اجتماع‌هاي نخبگاني در چارچوب مقررات بنياد ملّي

12.    اجراي برنامه‌هاي بنياد ملّي در سطح استان

13.    همكاري و تعامل با خانة نخبگان در اجراي وظايف قانوني آنها

14.    پايش و نظارت بر فعاليت‌هاي نخبگاني اجتماع‌هاي نخبگاني

15.    پیگیری امور نخبگان و صاحبان استعدادهای برتر برای بهره‌مندي از پشتيباني‌هاي مستقیم و غیر مستقیم بنیاد ملّی

16.        ترغيب صنايع و دستگاه‌هاي اجرايي استان به استفاده از دستاوردهاي نخبگاني و نيز توانايي منابع انساني مستعد و نخبه

17.    ايجاد زمينه‌هاي به‌كارگيري و جذب افراد وگروه‌هاي نخبه و صاحب استعداد‌هاي برتر در سازمان‌ها و نهادها با تأكيد بر جذب در زمينة تخصص و توانمندي آنان با همكاري دستگاه‌‌هاي ذي‌ربط

18.    ايجاد هماهنگي و هم‌افزايي ميان معاونت علمي و فنّاوري، پارك‌هاي علم و فنّاوري، مراكز رشد و شركت‌هاي دانش‌بنيان و ساير نهادهاي ذي‌ربط در جهت به‌كارگيري توانمندي نخبگان و صاحبان استعداد برتر

19.    هدايت اجتماع‌هاي نخبگاني به سمت اولويت‌ها، جهت‌گيري و راهبردهاي توسعة استان بر مبنای نیازها و ظرفیت‌های تعیین شده

20.    ايجاد هماهنگي ميان سازمان‌ها و نهادهاي مرتبط با اجتماع هاي نخبگاني و فعاليت‌هاي نخبگاني در سطح استان و نظارت بر فعاليت‌هاي آنان در جهت تحقق اهداف سند راهبردي كشور در امور نخبگان

21.    ايجاد زمينه و حمايت از برگزاري گردهمايي‌هاي استاني با هدف پشتيباني از فعاليت‌هاي نخبگاني

22.    ترويج فرهنگ پشتيباني از فعاليت‌هاي نخبگاني و هدايت و پرورش استعدادهاي‌برتر و جلب حمايت خيّران در اين زمينه

23.    جلب حمايت‌هاي مالي دستگاه‌ها و مؤسسه‌هاي دولتي و غيردولتي استان از فعاليت‌هاي نخبگاني

24.    تكريم نخبگان و الگوسازي آنان در جامعه به‌ويژه با استفاده از رسانه‌هاي عمومي استاني

25.   انعقاد تفاهم‌نامه با سازمان‌ها و مؤسسات دولتي، عمومي، تعاوني و خصوصي به منظور تحقق مأموريت‌هاي بنياد استاني

26.    عضويت و حضور در شوراها،كميته‌ها وكارگروه‌هاي استاني براي ايجاد زمينة مناسب همكاري و تعامل با دستگاه هاي استاني

27.    اطلاع رساني عمومي با هدف معرفي بنياد و فعاليت‌هاي نخبگاني در سطح استان

28.    اجراي كليه مصوبات ابلاغي از سوي بنياد ملّي

29.    ارائه گزارش‌هاي ادواري از فعاليت‌هاي بنياد استاني به بنياد ملّي

30.    حفظ و حراست از اموال‌ و دارايي‌هاي منقول و غير منقول بنياد استاني

31.    نمايندگي بنياد ملّي در كليه مراجع اداري و قضايي براي استيفاي حقوق بنياد ملّي با هماهنگي دفتر حقوقي و ساير واحدهاي بنياد ملّي

32.    ارائة برنامه و پيش‌بيني بودجة سالانه در قالب برنامه هاي ابلاغي بنياد ملّي

33.    انجام امور داخلي بنياد استاني در چارچوب ضوابط و مقررات اداري و مالي تفويض شده

34.    عقد قرارداد با اشخاص حقيقي و حقوقي در چارچوب وظايف، برنامة سالانه و مطابق با مقررات بنياد ملّي

35.   

مأموريت‌ها و شرح وظايف  بنياد نخبگان استان

هزينه‌كرد بودجة سالانه در چارچوب وظايف و برنامة سالانة مصوب و ابلاغي بنياد ملّي

36.    هزينه‌كرد اعتبارات جذب شده توسط بنياد استان از ساير منابع دولتي و غيردولتي با هماهنگي بنياد ملّي


 

 

 


 

 

 

ساختار سازماني بنيادهاي نخبگان استاني

(موضوع مصوّبة رئيس بنياد ملّي نخبگان در تاريخ 16/12/1393)


 

 

 


 

 

ساختار سازماني بنيادهاي نخبگان استاني

مقدمه                                       

با توجه به حجم وگسترش برنامه‌هاي هر استان و تعداد جامعة هدف آنها و بر اساس ساختار سازماني مصوّب هيئت‌امناي بنياد ملّي نخبگان در تاريخ 12/9/1393، ساختار بنيادهاي نخبگان استاني در پنج گروه تعريف شده است. يادآور مي‌شود به دليل وسعت عمليات بنياد نخبگان استان تهران، ساختار تشكيلاتي اين استان متفاوت با ساير استان‌ها لحاظ شده است.

بر اساس اين مصوّبه، ساختار سازماني بنيادهاي استاني به شرح زير است:

 

1. ساختار سازماني بنياد استان تهران

ساختار تشكيلاتي بنياد استان تهران به شرح زير است:

1.      *1 رئيس[4]

2.      مسؤول دفتر

3.      **2 معاون[5]

4.      كارشناس ارتباطات و روابط عمومي

5.      كارشناس حراست

6.      كارشناس مسؤول امور فرهنگي

7.      كارشناس امور فرهنگي

8.      كارشناس مسؤول برنامه‌ريزي و تواناسازي اجتماعات نخبگاني

9.      كارشناس اجتماعات نخبگاني

10. كارشناس اجتماعات نخبگاني

11. كارشناس هماهنگي و نظارت

12. كارشناس مسؤول امور اجرايي

13. كارشناس اداري، مالي و پشتيباني

14. كارشناس فراوري داده‌ها

15. كارشناس دبيرخانه

 

2.   ساختار سازماني ساير بنيادهاي نخبگان استاني

2ـ1. ساختار سازماني بنيادهاي استاني «آذربايجان شرقي»، «اصفهان»، «خراسان رضوي» و «فارس» به شرح زير است:

1.   * رئيس

2.   كارشناس دفتر، پيگيري و هماهنگي

3.   معاون

4.   كارشناس ارتباطات و روابط عمومي

5.   كارشناس اجتماعات نخبگاني

6.   كارشناس هماهنگي و نظارت

7.   كارشناس امور فرهنگي

8.   كارشناس اداري، مالي و پشتيباني

 

2ـ2. ساختار سازماني بنيادهاي نخبگان استاني «البرز»، «خوزستان»، «گيلان»، «همدان» و «يزد» به شرح زير است:

1.   * رئيس

2.   كارشناس دفتر و روابط عمومي

3.  

ساختار سازماني بنيادهاي نخبگان استاني

 

كارشناس مسؤول پيگيري و هماهنگي

4.   كارشناس امور فرهنگي

5.   كارشناس اجتماعات نخبگاني

6.   كارشناس هماهنگي و نظارت

7.   كارشناس اداري، مالي و پشتيباني

 

2ـ3. ساختار سازماني بنيادهاي استاني «قم»، «كرمان» و «مازندران» به شرح زير است:

1.   * رئيس

2.   كارشناس دفتر و روابط عمومي

3.   كارشناس مسؤول پيگيري و هماهنگي

4.   كارشناس هماهنگي، نظارت و اجتماعات نخبگاني

5.   كارشناس امور فرهنگي

6.   كارشناس اداري، مالي و پشتيباني

 

2ـ4.  ساختار سازماني بنيادهاي استاني«آذربايجان غربي»، «اردبيل»، «ايلام»، «بوشهر»، «چهارمحال بختياري»، «خراسان جنوبي»، «خراسان شمالي»، «زنجان»، «سمنان»، «سيستان و بلوچستان»، «قزوين»، «كردستان»، «كرمانشاه»، «كهگيلويه و بويراحمد»، «گلستان»، «لرستان»، «مركزي»، «هرمزگان» به شرح زير است:

1.    * رئيس

2.    كارشناس دفتر و روابط عمومي

3.    كارشناس هماهنگي، نظارت و اجتماعات نخبگاني

4.    كارشناس امور فرهنگي

5.    كارشناس اداري، مالي و پشتيباني

3.    مصوبة هم‌ترازي رئيس بنياد نخبگان استاني

 

بر اساس «مقررات مالي و اداري در مورد اعضاي هيئت‌علمي همكار با بنياد ملّي نخبگان» مصوّب هيئت‌امناي بنياد ملّي نخبگان در تاريخ 25/1/1389، واحد موظّف رئيس بنياد نخبگان استاني به ميزان 3 واحد تعيين شده است.


 

 

 

آيین­نامۀ تشکیل و ادارۀ

شورای علمی بنیاد نخبگان استان

(موضوع مصوّبة رئيس بنياد ملّي نخبگان در تاريخ 18/8/1393

كه طيّ نامة شمارة 8354/5/د مورّخ 18/8/1393 ابلاغ شده است )


 


 

 

آيين نامه تشكيل و اداره شوراي علمي بنياد نخبگان استان

مقدمه

به استناد مواد 4 و 7 «آیین­نامۀ تأسیس و ادارۀ بنياد نخبگان استانی» (موضوع مصوبۀ چهارمین جلسۀ هیئت‌امنای بنیاد ملّی نخبگان در تاریخ 25/11/1386) و به منظور تنظیم فرایندهای تصمیم­گیری بنیادهای نخبگان استانی، «شورای علمی بنیاد نخبگان استان» مطابق مفاد این‌آیین­نامه تشکیل و اداره می­شود.

 

مادّة 1: تعاریف

براي رعايت اختصار، تعاریف زير در اين آیین­نامه رعايت مي‌شود:

الف. بنياد ملّی : منظور بنياد ملّي نخبگان است.

ب. بنیاد استان: منظور هریک از بنیادهای نخبگان استان است.

ج. شورا: منظور شورای علمی بنیاد استان است.

 

مادّة 2: مأموریت و وظایف

مأموریت شورا، ایجاد زمینه­­ای برای برنامه­ریزی اجرایی، هماهنگی امور و ارزیابی فعالیت­های بنیاد استان با توجه به سیاست­ها و برنامه­های­کلان بنیاد ملّی است. با توجه به این مأموریت، وظایف شورا به شرح زیر است:

الف. تدوین برنامه­های سالیانۀ بنیاد استان و پیشنهاد تصویب و تخصیص اعتبار آنها به بنیاد ملّی

ب. تدوین و تصویب برنامه­ها و فرایندهای اجرایی شناسایی اجتماعات نخبگانی در استان

ج. همکاری با بنیاد استان در اجرای وظایف مذکور در «سند مأموریت­های و شرح وظایف بنیاد نخبگان استان»

د. برنامه­ریزی برای ایجاد تعاملات هم­افزا میان اجتماعات نخبگانی و دستگاه­های اجرایی درون استان

هـ . تلاش برای استفاده از امکانات استان، خیّران و واقفان در جهت اجرای برنامه‌های استانی

و. بررسی نیاز به ایجاد کارگروه­های تخصصی ­استان و تصویب آن

ز. بررسی پیشنهاد رئیس بنیاد استان دربارۀ اعضای کارگروه­های تخصصی و تأیید آنها

ح. ارزیابی برنامه­ها و فعالیت­های بنیاد استان وکارگروه­های تخصصی آن

ط. بررسی و اظهارنظر دربارۀ مواردی که از سوی رئیس بنیاد استان به شورا احاله می­شود.

 

مادّة 3 : اعضا

الف. رئیس بنیاد استان (رئيس شورا) 

ب. یکی از معاونان استاندار (با معرفی استاندار)

ج. یک تا سه تن از رئیسان دانشگاه­ها، مراکز علمی و پژوهشی استان

د. پنج تن از ساکنان استان و واجد ویژگی­های ملحوظ در اجتماعات نخبگانی

 

تبصرۀ 1:  اعضای بند «ب» ازمیان رئیسان دانشگاه­ها، پژوهشگاه­ها، پارک­های علم و فنّاوری دولتی (وابسته به وزارتخانه­های علوم، تحقیقات و فنّاوری؛ و بهداشت، درمان و آموزش­پزشکی) و غیردولتی (دانشگاه آزاد اسلامی و مؤسسه­های آموزشی و پژوهشی غیر دولتی) برگزیده می­شوند.

تبصرۀ 2:  اعضای بند «د» ازمیان واجدان تعریف «صاحب استعدادبرتر» و «نخبه» مذکور در «سند راهبردی کشور در امور نخبگان» و از تخصص­های مختلف برگزیده می­شوند.

آيين نامه تشكيل و اداره شوراي علمي بنياد نخبگان استان

تبصرۀ  3:  اعضای شورا با پیشنهاد رئیس بنیاد استان، تأیید معاون پژوهش و برنامه‌ریزی[6] بنیاد ملّی وحکم رئیس بنیاد ملّی به مدت سه سال منصوب می‌شوند و انتخاب و انتصاب مجدد آنان بلامانع است.

تبصرۀ 4 :  در هر جلسه بنا به موضوع جلسه، حضور متخصصان موضوعی، با نظر رئیس شورا و بدون حق رأی، مجاز است.

 

مادّة 4: تشکیل جلسه

جلسه­های عادی شورا به طور ماهانه، در صورت وجود دستورکار، با دعوت و حضور رئیس شورا تشکیل می­شود. جلسه با حضور دست کم پنج تن از اعضا رسمیت می­یابد و تصمیم­های آن با رأی موافق دست کم چهارتن از اعضا اعتبار می­یابد.

تبصره :  در صورت نیاز و بنا به تشخیص رئیس شورا، برگزاری جلسه (های)  فوق­العاده بین دو جلسۀ عادی امکان­پذیر است.

 

مادّة 5:کمیتۀ تخصصی

در صورت نیاز و بنا به پیشنهاد رئیس بنیاد استان، شورا می­تواندکمیته(هایی) تخصصی برای رسیدگی به موضوعی خاص را تشکیل دهد. شرح وظایف، ترکیب اعضا و چگونگی تشکیل جلسۀ این کمیته(ها) باید به تصویب شورا برسد.

مادّة 6: دبیرخانه

دبیرخانۀ شورا در بنیاد استان تشکیل می­شود و وظیفۀ تنظیم و ارسال دعوت­نامه، ثبت صورت­جلسه، ابلاغ مصوّبات و پیگیری نتایج آنها را بر عهده دارد.

تبصره: یکی ازکارشناسان بنیاد استان با اتنخاب و حکم رئیس شورا، مسؤولیت دبیری جلسه­ها را برعهده می­گیرد.

 

مادّة 7 : حق­الزحمه

پرداخت حق­الزحمه اعضای غیرموظف شورا (وکمیته­های تخصصی) و سایر مزایای حقوقی آن بر اساس مصوبۀ بنیاد ملّی صورت می­پذیرد.

 

مادّة 8: تصويب و اجرا

اين آيين‌نامه مشتمل بر يك مقدمه، هشت مادّه و شش تبصره در تاريخ 18/8/1393به تصويب رئیس بنیاد ملّی نخبگان رسید و از تاریخ تصویب لازم‌الاجراست.

 

 


 

 

 

آیین­نامۀ

تشکیل و ادارۀ‌کارگروه­های تخصصی استان

(موضوع مصوّبة رئيس بنياد ملّي نخبگان در تاريخ 15/9/1393

كه طي نامة شمارة 9363/5/د مورّخ 24/9/1393 ابلاغ شده است )


 


 

 

آيين نامه تشكيل و اداره كارگروه‌هاي‌تخصصي استان

مقدمه

به منظور تحقق مادّۀ 4 آیین­نامۀ تأسیس و ادارۀ بنیاد نخبگان استانی (موضوع مصوبۀ چهارمین جلسۀ هیئت امنای بنیاد ملّی نخبگان در تاریخ 25/11/1386) و با هدف تنظیم فرایندهای تصمیم­سازی­های تخصصی در موضوع­های موردنیاز استان‌ها، «کارگروه تخصصی استان» مطابق مفاد این آیین­نامه تشکیل و اداره می‌شود:

 

مادّة 1: تعاریف

براي رعايت اختصار، تعاریف زير در اين آیین­نامه رعايت مي‌شود:

الف. بنياد ملّی: منظور بنياد ملّي نخبگان است.

ب. بنیاد استان: منظور هریک از بنیادهای نخبگان استانی است.

ج. معاونت توسعۀ فنّاوری: منظور معاونت توسعۀ فنّاوری­ در معاونت علمی و فنّاوری ریاست­جمهوری  است.

د. شورای علمی: منظور شورای علمی بنیاد نخبگان استان است.

هـ .کارگروه: منظورکارگروه تخصصی استان است.

 

مادّة 2: تشکیل­کارگروه

کارگروه بر اساس نیاز استان در موضوعی تخصصی، به ویژه در حوزۀ مسائل رشد و توسعۀ استانی، و ترجیحاً با تقاضای دستگاه­های استانی و بنا به تصویب شورای علمی برای مدّت معیّن تشکیل می­شود. پس از حل مشکل ارجاع شده یا اعلام عدم نیاز دستگاه متقاضی، کارگروه خود به خود منحل می­شود.

تبصرۀ 1: تعدادکارگروه­ها بر اساس تنوع موضوع­های تخصصی، نیازهای استانی و حداکثر پنج کارگروه در هر استان است. در صورت نیاز به تعداد بیشتر، مراتب پس از تصویب بنیاد ملّی اجرایی خواهد شد.

تبصرۀ 2: بودجۀ‌کارگروه­ها از محل اعتبارات دستگاه­(های) استانی،­که متقاضی تشکیل‌کارگروه هستند، و نیز اعتبارات معاونت علمی و فنّاوری ریاست جمهوری در حوزۀ تخصصیِ‌کارگروه تأمین می­شود.

 

مادّة 3 : مأموریت و وظایف

مأموریت کارگروه، ایجاد زمینه­­ای برای ارتباط نزدیک­ترِ اجتماعات نخبگانی با مسائل و موضوع­های تخصصی در استان و بهره­گیری از دیدگاه­های نخبگان برای حل مشکلات استان است. با توجه به این مأموریت، وظایف کارگروه به شرح زیر است:

الف. شناسایی مسائل، مزیت­­ها و اولویت­های منطقه­ای در موضوع تخصصی با تأکید برآینده­نگری و منطبق بر آمایش سرزمین

ب. ایفای نقش اتاق فکر در موضوع­های تخصصی مرتبط با توسعۀ استان و منطقه

ج. بررسی راهکارهای بهره­گیری از ظرفیت­های منطقه­ای و ملّی برای حل مسائل تخصصی استان

د. ایجاد حلقۀ واسط میان استان و ستادهای معاونت توسعۀ فنّاوری در زمینۀ تعریف طرح­های توسعۀ فنّاوری استانی

هـ . ایفای نقش­کارگزاری ستادهای معاونت توسعۀ فنّاوری در استان (از حیث مدیریتِ اجرا یا نظارت بر طرح­های استانی)

و. ایجاد هماهنگی میان نهادهای استانی به منظور اجرای تصمیم­های کارگروه

آيين نامه تشكيل و اداره كارگروه‌هاي‌تخصصي استان

  ز. بررسی ­و اظهارنظر در خصوص موارد تخصصی‌که از سوی شورای علمی، بنیاد ملّی یا معاونت توسعۀ فنّاوری، به کارگروه ارجاع می­شود.

ح. ارائۀ گزارش­ فعالیت­های کارگروه به شورای علمی برای بررسی و ارسال به مراجع ذی­ربط

 

مادّة 4 : اعضا

الف. رئيس‌کارگروه

ب. دو تا چهار تن از متخصصان موضوعی و واجد ویژگی­های ملحوظ در اجتماعات نخبگانی

ج. دو تا چهار تن از صاحب­نظران نهادهای تخصصیِ استان

تبصرۀ1: رئیس کارگروه با توجه موضوع کارگروه، از میان اجتماعات نخبگانی و ترجیحاً از اعضای هیئت علمی مؤسسه­های آموزش عالی، پژوهش و فنّاوری استان برگزیده می­شود.

تبصرۀ2 :  اعضای بند «ب» از میان واجدان تعریف «صاحب استعدادبرتر» و «نخبه» مذکور در «سند راهبردی کشوردرامور نخبگان» و از تخصص­های مرتبط با مأموریت کارگروه  برگزیده می­شوند.

تبصرۀ3:  اعضای بند «ج» ازمیان مدیران یا کارشناسان مبرّز مرتبط با مأموریت کارگروه  و از نهادهای اجرایی و علمیِ استان برگزیده می­شوند.

تبصرۀ4 :  اعضایکارگروه با پیشنهاد رئیس بنیاد استان، تصویب شورای علمی  و با حکم رئیس بنیاد استان برای دورۀ زمانِ تشکیل کارگروه منصوب می­شوند.

تبصرۀ5 :  در هر جلسه بنا به موضوع جلسه، حضور سایر صاحب­نظرانِ مرتبط، با نظر رئیس کارگروه و بدون حق رأی، مجاز است.

مادّة 5: تشکیل جلسه

جلسه­های عادی کارگروه بنا به نیاز، به طور ماهانه با دعوت و حضور رئیس کارگروه تشکیل می­شود. جلسه با حضور دست کم دو سوم اعضا رسمیت می­یابد. تصمیم­های کارگروه با رأی موافق اکثریت حاضر در جلسه اعتبار می­یابد.

تبصرۀ 1: در صورت نیاز و بنا به تشخیص رئیسکارگروه، برگزاری جلسه (های) فوق‌العاده بین دو جلسۀ عادی کارگروه امکان­پذیر است.

تبصرۀ 2: غیبت سه جلسۀ متوالی یا پنج جلسۀ غیرمتوالی در طول سال، به منزلۀ انصراف از عضویت در کارگروه است و در این صورت رئیس­بنیاد استان موظف است به انتخاب عضو جایگزین اقدام کند.

تبصرۀ3: پرداخت حق­الجلسۀ اعضای کارگروه بر اساس مصوبۀ بنیاد ملّی صورت می‌پذیرد.

 

مادّة 6: دبیرخانه

دبیرخانۀ کارگروه در بنیاد استان تشکیل می­شود و وظیفۀ تنظیم و ارسال دعوت­نامه، ثبت صورت­جلسه، ابلاغ مصوّبات و پیگیری نتایج آنها را بر عهده دارد.

تبصره: یکی از کارشناسان بنیاد استان با انتخاب و حکم رئیس بنیاد استان، مسؤولیت دبیری جلسه را بر عهده می­گیرد.

 

مادّة 7: تصويب و اجرا

اين آيين‌نامه مشتمل بر يك مقدمه، هفت مادّة و یازده تبصره در تاريخ 15/9/1393 به تصويب معاون علمی و فنّاوری ریاست­جمهوری و رئیس بنیاد ملّی نخبگان رسید و از تاریخ تصویب لازم­الاجراست.

 

 

 

اصول برنامه‌ريزي

بنيادهاي نخبگان استاني


 

 


 

 

اصول برنامه‌ريزي بنيادهاي نخبگان استاني

مقدمه

 

هرچند بنيادهاي نخبگان استاني با تصويب «آيين‌نامة تأسيس و ادارة بنياد نخبگان استان» در تاريخ 25/11/1386 رسميت يافته‌اند ليكن فرايند اجراي فعاليت‌هاي آنها تا سال 1393 چندان شفاف نشده بود. در اين سال با تصويب سند «وظايف و مأموريت‌هاي بنيادهاي استاني» و نيز تشكيل «شوراي علمي» و «كارگروه‌هاي تخصصي» استان، زمينة مساعدي براي فعاليت منسجم اين بنيادها فراهم شد.

«شوراي علمي» عهده‌دار برنامه‌ريزي براي ايجاد تعامل هم‌افزا ميان اجتماعات نخبگاني و دستگاه‌هاي اجرايي درون استان؛ و تشكيل «كارگروه تخصصي» تلاشي براي پاسخ‌گويي به نياز استان در موضوعي خاص، به ويژه در حوزة مسائل رشد و توسعة استاني و با تأكيد برحوزة فعاليت ستادهاي توسعة فنّاوري‌هاي راهبردي معاونت علمي و فنّاوري رياست جمهوري است[7].

از سوي ديگر ايجاد يكپارچگي و هدف‌مندي فعاليت‌هاي بنيادهاي استاني و نيز تمهيد زمينة هم‌افزايي ميان فعاليت بنيادها و ساير نهادهاي مرتبط با توسعة استاني، مستلزم سامان‌مند شدن برنامه‌هاي اجرايي بنيادهاي استاني است. از اين‌رو براي نخستين‌بار در سال 1393 بنيادهاي استاني با ارائة برنامه‌اي سالانه، چارچوب فعاليت‌هاي خود را مشخص‌كردند و اين فرايند در سال 1394 با جديّت بيشتر ادامه پيداكرده است. در اين بخش نكات اصلي در تدوين برنامه‌هاي سالانه و فرايند تصويب و ارزيابي برنامه‌ها بيان مي‌شود. بديهي است اين اصول در تدوين برنامه‌هاي هر سال رعايت مي‌شود.

1. اصول تدوين برنامه‌هاي استاني[8]

 

1ـ1. برنامه‌هاي سالانة بنيادهاي استاني به منظور اجراي مأموريت‌ها و شرح وظايف بنيادها (موضوع ابلاغية شمارة 59073/15 مورّخ 8/2/1393) و با هدف شناسايي اجتماعات نخبگاني در سطح استان، احصاي اطلاعات آنان، برنامه‌ريزي براي هدايت و توانمندسازي صاحبان استعداد برتر و تمهيد شرايط به‌كارگيري و اثرگذاري نخبگان در سطح استان اجرا مي‌شود.

1ـ2. يكي از اصول برنامه‌ريزي استاني، رعايت پيوستگي ميان برنامه‌هاي قبلي بنياد با برنامه‌هاي سال آينده است.

1ـ3. مناسب است برنامه‌ها بر اساس بهره‌گيري از خردِ جمعي تدوين شود، بدين منظور بررسي، تدقيق و تصويب برنامه‌ها در شوراي علمي استان ضروري است.

1ـ4. يكي از نكات مهم در تدوين برنامه‌هاي استاني، رعايت اقتضائات بومي و محلّي هر استان است از اين رو ضرورت دارد بنياد استاني براي شناسايي اجتماعات نخبگاني با شناخت ويژگي‌هاي بومي منطقه‌گام بردارد. تدوين مقررات شناسايي اجتماعات نخبگانيِ خاصِ هر استان در شوراي علمي بنياد، اجراي فرايند شناسايي و تشكيل پايگاهي مناسب از آنان، يكي از سرفصل‌هاي كاري هر استان است‌كه با توجه به اجراي بخشي از اين برنامه در هرسال، انتظار اين است كه ادامة آن در سال بعد اجرايي شود.

1ـ5. لزوم همكاري با دستگاه‌هاي اجرايي در اجراي مأموريت‌هاي بنياد ملّي، يكي از اصول كاري بنياد استاني است، ‌از اين رو ضروري است بنيادهاي استاني در اجراي برنامه‌هاي خود زمينة مشاركت و تعاون با ساير دستگاه‌ها را به نحو احسن فراهم آورند. اجراي برنامه‌هايي از قبيل «طرح شهاب»، «برگزاري جشنواره‌هاي رويش»، «طرح دانش‌دوستي (دوست علمي)»، «پشتيباني از اختراع‌هاي برگزيده»، «پشتيباني از دانشجويان و دانش‌آموختگان برتر»، «برگزاري برنامه‌هاي فرهنگي» و «تشكيل كارگروه‌هاي تخصصي» همه در زمرة فعاليت‌هايي است كه ضرورتاً بايد با همكاري نهادهاي درون استاني اجرا شوند.

اصول برنامه‌ريزي بنيادهاي نخبگان استاني

1ـ6. يكي از امكانات بارز هر استان، استفاده از توانمندي‌هاي بخش عمومي، واقفان و خيرّان در اجراي برنامه‌هاي خداپسندانه و به منظور تحقق برنامه‌هاي بنياد است از اين‌رو ضروري است در برنامه‌ريزي درون استاني به اين توانمندي بالقوّه توجه‌كافي مبذول‌گردد.

1ـ7. تنوع برنامه‌هاي فرهنگي (شامل برگزاري برنامه‌هاي تربيتي و آموزشي براي نهادينه‌كردن ارزش‌هاي اسلامي، آداب ايراني و انضباط حرفه‌اي) و لزوم استفاده از مستعدان برتر در اجراي طرح‌ها و امور فرهنگي يكي از اصولي است كه ضروري است در تدوين برنامه‌هاي سالانه به‌جدّ مدّنظر قرارگيرد.

1ـ8. تعامل با رسانه‌ها (مكتوب، ديداري و شنيداري) و تلاش براي الگوسازي از نخبگان، تكريم آنان و معرفي آنها به جامعه، يكي از سرفصل‌هاي كاري برنامه‌هاي سالانه است و بايد در تدوين برنامه‌ها مورد امعان نظر قرار‌گيرد.

1ـ9. يكي از اهداف بنيادهاي استاني ايجاد شرايطي براي استقرارِ پايدار اجتماعات نخبگاني در بوم خود است از اين رو ضروري است بنيادهاي استاني راهكارهاي جذب و حفظ مستعدان و نخبگان در استان متبوع را جزء سرفصل‌هاي اجرايي قرار دهند.

1ـ10. برنامه‌ريزي چنان است تا روال تدوين، بررسي و تصويب برنامه‌هاي سال آينده تا قبل از آن سال صورت پذيرد. تخصيص اعتبار به هر برنامه بر اساس اولويت‌هاي اعلام شده از سوي استان، مجموع اعتبار تخصيص يافته به بنياد ملّي و پس از تصويب اعتبار مربوط در بنياد ملّي صورت خواهد پذيرفت.

1ـ11. به منظور ايجاد ارتباط هم‌افزا ميان بنيادهاي استاني و استفاده از امكانات استان‌هاي هم‌جوار، برنامه‌ريزي چنان است‌كه استان‌هاي همسايه در قالب پهنه‌بندي زير بتوانند در اجراي برنامه‌ها با هم همكاري داشته باشند:

 

پهنه‌بندي بنيادهاي استاني

 

 

پهنه‌

بنيادهاي نخبگان استاني

پهنة 1

البرز وتهران

پهنة 2

آذربايجان شرقي، آذربايجان غربي، اردبيل و زنجان

پهنة 3

سمنان، قزوين، گلستان،گيلان و مازندران

پهنة 4

خراسان جنوبي، خراسان رضوي و خراسان شمالي

پهنة 5

سيستان و بلوچستان،كرمان، هرمزگان و يزد

پهنة 6

بوشهر، خوزستان، فارس، كهگيلويه و بويراحمد

پهنة 7

ايلام،كردستان،كرمانشاه، لرستان و همدان

پهنة 8

اصفهان، چهارمحال و بختياري، قم و مركزي

 

2. ساختار برنامه‌هاي استاني[9]

در تدوين برنامه‌هاي سالانه رعايت ساختار زير ضروري است:

2ـ1. عنوان برنامه

2ـ2. شرح برنامه (كوتاه و تفصيلي)

اصول برنامه‌ريزي بنيادهاي نخبگان استاني

2ـ3. اولويت اجراي برنامه در استان

2ـ4. جامعة مخاطبِ برنامه (تعداد) و محل اجراي برنامه

2ـ5. دستگاه‌هاي همكار در اجراي برنامه

2ـ6. مدت زمان اجراي برنامه (زمان آغاز و پايان)

2ـ7. نتايج مورد انتظار از اجراي برنامه

2ـ8. بودجة مورد نياز براي اجراي برنامه و سهمي‌كه ممكن است از ساير دستگاه‌ها جذب شود.

2ـ9. شاخص‌هاي پيشنهادي براي ارزيابي نتايج برنامه

2ـ10. نيازمندي‌هاي اجراي برنامه (به لحاظ منابع انساني، تجهيزات و ...)

 

3. فرايند تدوين، تصويب و ارزيابي برنامه‌هاي استاني

برنامه‌هاي استاني شامل‌كلية فعاليت‌هاي اجرايي از جمله برنامه‌هاي شناسايي، توانمندسازي، هدايت، الگوسازي و فرهنگي است‌كه فرايند تدوين و تصويب آن به شرح زير است:

3-1. تدوين برنامه‌هاي پيشنهادي استان و طرح و بررسي آن در شوراي علمي بنيادهاي استاني

3-2. بررسي برنامه‌هاي پيشنهادي هر استان در بنياد ملّي

يادآوري: برنامه‌هاي پيشنهادي استان‌ها دركميتة هماهنگي معاونان، متشكل از معاونان بنياد ملّي، مطابق نكات زير بررسي مي‌شود[10]:

الف. برنامه بايد جامع و دربرگيرندة همة فعاليت‌هاي موردانتظار در استان‌ها مبتني بر مفاد «سند راهبردي‌كشور در امور نخبگان» و با رعايت مفاد «برنامة راهبردي بنياد» و با تأكيد بر «توانمندسازي اجتماعات نخبگاني» و «ايجاد محيطي مناسب براي جذب، حفظ و اثرگذاري نخبگان در استان‌ها» باشد.

ب. برنامه‌ها بايد با رويكرد پرهيز از تصدي‌گري، تنوع در برنامه‌هاي فرهنگي و استفاده از توان نهادهاي استاني در پيشبرد اهداف بنياد تدوين و اجراگردد.

ج. تمامي برنامه‌هاي سالانه به طوركامل از سوي استان‌ها دريافت و با توجه به بودجة مصوّب بنياد ملّي، بررسي، تأييد، اولويت‌گذاري و تخصيص اعتبارمي‌گردد.

د. ارزيابي فعاليت بنيادهاي استاني و مسؤولان آنها بر اساس توفيق در اجراي برنامه‌ها خواهد بود.

هـ . معاونت توسعة مديريت و منابع، چارچوب تخصيص‌اعتبار؛ معاونت فرهنگي، چارچوب تدوين برنامه‌هاي فرهنگي و معاونت برنامه‌ريزي و نظارت، چارچوب تدوين برنامه‌هاي استاني را تدوين و پس از نهايي شدن دركميتة برنامه‌ريزي به بنيادهاي استاني اعلام‌ مي‌كنند.

و. مسؤوليت هماهنگي اموركميتة برنامه‌ريزي و تدوين روال ارزيابي برنامه‌ها بر عهدة معاونت برنامه‌ريزي و نظارت بنياد ملّي است.

 

3-3. تصويب و ابلاغ برنامه‌هاي مصوّب و بودجه‌هاي آنها

يادآوري1: برنامه‌هاي مصوّب هراستان براساس اولويتِ اجرا در استان فهرست مي‌شوند و در تخصيص اعتبار و اجرا نيز همين اولويت‌ها لحاظ مي‌شوند.

اصول برنامه‌ريزي بنيادهاي نخبگان استاني

يادآوري2: تأمين اعتبار برنامه‌ها[11] براساس پيشرفت طرح‌ها و ميزان اعتبارات تخصيصي به بنياد از خزانه‌ انجام خواهد شد.

 

  3-4. اجراي برنامه‌ها بر اساس اولويت‌هاي ابلاغي و تخصيص اعتبار

 

فرايند فوق مطابق روندنماي 1 صورت مي‌پذيرد.

 

شروع

تدوين برنامه‌هاي پيشنهادي از سوي هر استان

بررسي و تصويب برنامه‌هاي پيشنهادي استان در شوراي علمي بنيادهاي استاني

بررسي برنامه‌هاي پيشنهادي هر استان از سوي كميتة هماهنگي معاونان در بنياد ملّي

تصويب و ابلاغ برنامه‌هاي مصوب و بودجة آنها به هريك از بنيادهاي استاني

پايان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شكل1: روندنماي تدوين و تصويب برنامه‌هاي بنيادهاي نخبگان استاني

 

 

4. فرايند تأمين اعتبار برنامه‌هاي بنيادهاي نخبگان استاني[12]

برنامة مصوّب، برنامه‌ای است‌که بنا به پیشنهاد رئیس بنیاد نخبگان استان درکمیتة مربوطه مورد بررسی و تصویب قرارگرفته است و با عنوان برنامه‌های مصوّب بنیاد نخبگان استان به ‌همراه اعتبار مصوّب آن با جزئیات اجرایی در روزهای پایانی سال قبل ابلاغ شده است.

شایان ذکر است در خصوص برنامه‌های فرهنگی‌که در شرح توضیحات پیوست برنامه‌های مصوّب ابلاغی عنوان شده شاخص‌ها، جزئیات یا تعداد برنامه توسط معاونت فرهنگی مشخص و ابلاغ خواهد شد؛ ضرورت دارد قبل از درخواست تخصیص اعتبار موافقت و تأیید معاونت مذکور اخذ گردد.

1.   درخواست تخصیص اعتبار مطابق برنامه‌های مصوّب، توسط رئیس محترم بنیاد نخبگان استان یک‌ماه قبل از آغاز برنامه برای معاونت‌ توسعة‌ مدیریت ‌و منابع ارسال می‌شود.

2.   معاونت‌توسعة‌مدیریت‌ومنابع پس از بررسی و تطبیق درخواست بنیاد نخبگان استان با مستندات مصوب و در صورت وجود اعتبار نسبت به تأمین اعتبار اقدام و اعتبار مربوط را به صورت تنخواه به حساب بنیاد نخبگان استان درخواست‌کننده واریز می‌‌کند.

3.   برای تخصیص مراحل بعدی ضرورت دارد گزارش عملکرد هربند و به فراخور نوع برنامه (فرهنگی/اجرایی)، به معاونت مربوط ارسال شود؛ تخصیص اعتبار مراحل دیگر پس از تأیید معاونت‌ ذي‌ربط (فرهنگی/ برنامه­ریزی)، اختصاص می‌یابد.

4.  

اصول برنامه‌ريزي بنيادهاي نخبگان استاني

تخصیص اعتبار مراحل بعدی هر برنامه، متناسب با پیشرفت برنامه خواهد بود. از این‌رو ضروری است رئیس بنیاد نخبگان استان گزارش پیشرفت برنامه را به معاونت ذی‌ربط (معاونت برنامه‌ریزی/فرهنگي) ارسال و بخش بعدی اعتبار را متناسب با درصد پیشرفت برنامه درخواست می‌کند.

5.   معاونت ذی‌ربط با بررسی گزارش پیشرفت، در صورتی که اجرای برنامه با سیاست‌های اعلام شده مطابقت داشته و روش اجرایی بر اساس گزارش ارسالی مورد تأیید باشد، ضمن تأیید مرحله قبل، درخواست واریز اعتبار مرحله بعدی را به معاونت ‌توسعه ‌مدیریت‌ و‌ منابع ارسال می‌کند.

6.   معاونت‌توسعة‌مدیریت‌ومنابع با دریافت درخواست تخصیص اعتبار مرحله بعد به همراه تأیید معاونت مربوط مطابق بند 2 عمل می‌كند.

7.   بنیادهای استانی در پایان هر برنامه (حداکثر 20 روز پس از آن) «گزارش عملکرد برنامه» و «گزارش مالی» را تهیه و به ترتیب به معاونت ذی‌ربط (معاونت برنامه‌ریزی/فرهنگی) و معاونت توسعه مدیریت و منابع ارسال می‌کند.

8.    معاونت ذی‌ربط پس از دریافت گزارش، عملکرد بنیاد استان را بررسی و بازخورد آن را به بنیاد نخبگان استانی اعلام می‌کنند.

9.   معاونت توسعه مدیریت و منابع نیز با بررسی اسناد مالی، در صوت تکمیل بودن اسناد مالی نسبت به تصفيه حساب تنخواه برنامه اقدام می‌كند.

نمودار گردش‌کار بررسی و تخصیص اعتبار برنامه‌های مصوّب استانی در سال 1394 مطابق شكل 2  است.


 

 

شكل2: روندنماي تأمين اعتبار برنامه‌هاي بنيادهاي نخبگان استاني

 

 

اصول برنامه‌ريزي بنيادهاي نخبگان استاني

5. ارزيابي عملکرد برنامه­های مصوّب[13]

به منظور ارزيابي فعاليت‌هاي بنيادهاي استاني و تطبيق آن با اهداف تعيين‌شده،گزارش عملكرد بنيادهاي استاني به طور دوره‌اي (ترجيحاً سه‌ماهه) و مطابق بندهاي زير به معاونت برنامه‌ريزي و نظارت ارسال مي‌شود:

الف. عنوان برنامه

ب. هدف

ج. مخاطب

د. بازة زماني

هـ . بودجه

و. ميزان پيشرفت برنامه

ي. نتايج حاصل شده

ز. نقاط ضعف و قوت در اجراي برنامه

 

يادآوري: ارزيابي عملكرد بنيادهاي استاني بر اساس برنامه‌هاي مصوّب صورت خواهد پذيرفت.

 


 

 

       


 

 

 

سياست‌نامة

نشست‌ ‌سراسري رئيسان بنيادهاي نخبگان استاني

 

(موضوع مصوّبة رئيس بنياد ملّي نخبگان در تاريخ 30/11/1392

كه طي نامة شمارة 57594/15 مورّخ 25/12/1392 ابلاغ شده است )

 


 


 

 

سياست‌نامه نشست سراسري رئيسان بنيادهاي نخبگان استاني

مقدمه

نشست سراسري رئيسان بنيادهاي نخبگان استاني، همايشي ادواري است كه با حضور مسؤولان بنياد ملّي نخبگان در سطح ملّي و استاني و با رعايت مواد مذكور در اين سياست‌نامه در يكي از استان‌هاي كشور برگزار مي‌شود.

 

مادّة1: تعريف‌ها

براي رعايت اختصار، تعريف‌هاي زير در اين سند رعايت مي‌شود:

الف. نشست: منظور نشست‌ سراسري رئيسان بنيادهاي نخبگان استاني است.

ب.بنياد ملّي: منظور بنياد ملّي نخبگان است.

ج. بنياد استاني: منظور هريك از بنيادهاي نخبگان استاني است.

 

مادّة2: مأموريت

مأموريت و اهداف برگزاري نشست عبارت است از:

الف. ايجاد تعامل ميان بنياد ملّي و بنيادهاي استاني از طريق اطلاع‌رساني برنامه‌هاي مصوّب

ب. هم‌فكري و هم‌افزايي دربارة برنامه‌ها و تصميم‌هاي ملّي و منطقه‌اي وكمك به فرايند تصميم‌سازي در بنياد

ج. آشنايي با تجربه‌هاي بنيادهاي استاني و تبادل آنها

 

مادّة3: شركت‌كنندگان

شركت‌كنندگان در نشست عبارتند از:

الف. رئيس بنياد ملّي (رياست عالية نشست)

ب. قائم‌مقام رئيس بنياد ملّي

ج. معاونان بنياد ملّي

د. رئيسان بنيادهاي استاني

هـ . مديران مستقل بنياد ملّي

تبصرة 1: معاون برنامه‌ريزي و نظارت بنياد ملّي، مسؤوليت رياست نشست؛ معاون توسعة مديريت و منابع بنياد ملّي، مسؤوليت رياست دبيرخانة اجرايي نشست؛ و رئيس بنياد استانيِ ميزبان، مسؤوليت دبيري نشست را بر عهده دارند.

 

تبصرة 2: درهر نشست بنا به برنامه‌ريزي موضوعيِ آن، حضور مديران ميانيِ مرتبط، با تشخيص رياست نشست امكان‌پذير است.

 

مادّة 4: زمان و مكان نشست

نشست سه بار در سال (ترجيحاً به فاصلة چهار ماه) به مدت دو روز و با توجه به شرايط اقليمي و امكانات بنيادهاي استاني، در يكي از استان‌هاي كشور برگزار مي‌شود.

 

مادّة 5: برنامه‌ريزي نشست

رئيس نشست با همكاري دبير نشست، برنامه‌ريزي لازم را براي برگزاري نشست (شامل: تعيين برنامه‌ها و محتواي آن، زمان بندي نشست، ارسال دعوت‌نامه‌ها و تدوين گزارش نشست) و دبيرخانة اجرايي نشست با همكاري دبير نشست، برنامه‌ريزي اجرايي (شامل: برنامه‌ريزي سفرها، اقامت، پذيرايي و برنامه‌هاي جنبي نشست) را انجام مي‌دهند.

تبصره: دبيرخانة محلّي نشست در استان ميزبان تشكيل مي‌شود و هماهنگي‌هاي نهايي براي برگزاري منظم نشست را بر عهده دارد.

سياست‌نامه نشست سراسري رئيسان بنيادهاي نخبگان استاني

مادّة 6 : هزينه‌هاي نشست

هزينه‌هاي برگزاري نشست همه ساله در بودجة بنياد ملّي پيش‌بيني مي‌شود و از طريق معاونت توسعة مديريت و منابع بنياد در اختيار بنياد استانيِ ميزبان قرار مي‌گيرد.

 

مادّة 7 : تصويب و اجرا

اين سياست‌نامه مشتمل بر يك مقدمه، هفت مادّه و سه تبصره پس از بررسي در جلسة شوراي معاونان بنياد در تاريخ 30/11/1392، به تصويب رئيس ‌بنياد ملّي نخبگان رسيد و اجراي آن از تاريخ 1/1/1393 الزامي است.



 

 

 

‌مقررات جبران خدمات اعضاي شوراها و

كارگروه‌هاي تخصصي


 


 

 

‌مقررات جبران خدمات اعضاي شوراها وكارگروه‌هاي تخصصي

1. شيوه‌نامةپرداخت‌كارمزد اعضاي شوراها وكارگروه‌هاي تخصصي[14]

به منظور جبران بخشي از زحمات اعضاي شوراها وكارگروه‌هاي تخصصي بنياد ملّي نخبگان و بنيادهاي نخبگان استاني و ايجاد هماهنگي در پرداخت‌كارمزدآنان، اين شيوه‌نامه تصويب مي‌شود:

 

مادّة 1: تعاريف

براي رعايت اختصار، موارد زيردراين شيوه‌نامه رعايت مي‌شود:

الف. بنياد ملّي: منظور بنياد ملّي نخبگان است.

ب. بنياد استاني: منظور هر يك از بنيادهاي نخبگان استاني است.

ج. شورا: منظور هر يك ازشوراها،كميسيون‌ها،كميته‌ها،كارگروه‌ها و ساير موارد مشابه است‌كه مطابق آيين‌نامه‌اي مصوّب در مرجعي قانوني، تشكيل مي‌شود.

د. كميتة هماهنگي: منظوركميتة هماهنگي متشكل از معاونان بنياد ملّي است.

 

مادّة‌ 2: تعرفة‌كارمزد

تعرفه‌هاي محاسبة‌كارمزد حضور افراد در شوراهاي بنياد به شرح جدول زير است:

 


 

 

تعرفه‌هاي محاسبة‌كارمزدحضور افراد در شوراها

 

مرجع تأييد

توضيحات

تعرفه

عنوان

رديف

رئيس شورا

--

عضو داخلي: 2 ساعت پژوهانه به ازاي هر ساعت جلسه

عضو خارجي: 5/2 ساعت پژوهانه به ازاي هر ساعت جلسه

عضو حقيقي شوراهاي بنياد ملّي (به رياست رئیس یا يكي از معاونان)

1

رئيس شورا

--

عضو داخلي: 5/1 ساعت پژوهانه به ازاي هر ساعت جلسه

عضو خارجي: 2 ساعت پژوهانه به ازاي هر ساعت جلسه

عضو حقيقي شوراهاي بنياد ملّي (به رياست يكي از مديران‌كل يا ساير مسؤولان هم‌تراز)

2

دبيرخانةهيئت‌امنا

--

يك سكه تمام بهار آزادي به ازاي چهار جلسه

عضويت در هيئت‌امنا/كميسيون دائمي هيئت‌امنا

3

رئيس خانه

--

2 ساعت پژوهانه براي هر ساعت جلسه

عضويت در شوراهاي خانة نخبگان

4

رئيس شورا

--

عضو داخلي: 1 ساعت پژوهانه به ازاي هر ساعت جلسه

عضو خارجي: 5/1 ساعت پژوهانه به ازاي هر ساعت جلسه

عضو شوراي علمي بنياد استاني

5

رئيس كارگروه

--

5/1 ساعت پژوهانه به ازاي هر ساعت جلسه

عضوكارگروه‌ تخصصي بنياد استاني

6

معاون برنامه‌ريزي و نظارت

بر اساس توانمندي‌وكيفيت نظارت

7 تا 15 درصد مبلغ طرح

نظارت بر طرح پژوهشي و مطالعاتي

7

معاون برنامه‌ريزي و نظارت

بر اساس كيفيت و حجم داوري

5 تا 10 ساعت پژوهانة استاد پاية 20

داوري گزارش نهايي طرح پژوهشي/ پايان‌نامه/كتاب

8

سردبير نشريه

‌مقررات جبران خدمات اعضاي شوراها وكارگروه‌هاي تخصصي

--

عضو داخلي: 5/1 ساعت پژوهانه به ازاي هرساعت جلسه

عضو خارجي: 2 ساعت پژوهانه به ازاي هر  ساعت جلسه

عضو هيئت‌تحريرية نشريه‌هاي بنياد

9

معاون برنامه‌ريزي و نظارت

--

10تا 12 ساعت پژوهانه به ازاي هر ساعت

سخنراني علمي/كارگاه آموزشي

10

سردبير نشريه/ دبير كنفرانس/ رئيس‌كارگروه

بر اساس كيفيت و حجم داوري و زبان مقاله

5/1 تا 3 ساعت پژوهانة استاد پاية 20

داوری مقاله

11

دبير جشنواره

بر اساس توانمندي و كيفيت علمی

1 تا 2 ساعت پژوهانة استاد پاية 20

غیر حضوری

داوری طرح ابتکاری و اختراع

12

5/1 تا 3 ساعت پژوهانة استاد پاية 20

حضوری

رئيس نشست

--

معادل 25 ساعت پژوهانة استاد پاية 20

هدية نشست‌هاي سراسري بنيادهاي استاني

13

 

تبصرة 1: منظور از عضو حقيقي، فردي است كه عضويت وي در شورا به دليل سمت اجرايي‌اش در بنياد ملّي يا بنياد استاني نيست.

 

تبصرة 2: منظور از عضو داخلي، هر يك از كاركنان بنياد ملّي يا بنياد استاني؛ و منظور از عضو خارجي هريك از افراد دعوت شده از خارج از اين نهادهاست.

 

تبصرة 3: تعرفة پرداخت بر اساس پژوهانة متناظر با مرتبه و پاية عضو هيئت‌علميِ مشمول محاسبه مي شود. چنانچه عضو شورا، عضو هيئت‌علمي نباشد تعرفة پرداخت بر اساس مرتبة عضو هيئت‌علميِ هم‌مدركِ وي (و در پاية يك) معادل‌سازي مي‌شود.

 

تبصرة 4: چنانچه شوراي ديگري بنا به اقتضا تشكيل شود با تشخيص‌كميتة هماهنگي با يكي از شوراهاي مذكور در جدول فوق معادل‌سازي مي‌شود.

 

مادّة 3: چگونگي پرداخت‌كارمزد

مرجع تأييد هر بند موظف است در دوره‌هاي زماني متناوب (ترجيحاً سه ماهه)، كارمزد اعضاي شوراي متناظر را محاسبه و از طريق مسؤول ذي‌ربط براي پرداخت آنها اقدام‌كند.

تبصره: مرجع تأييد هر بند مجاز است در پايان هر سال، هديه‌اي (ترجيحاً از صنايع دستي و آثار هنري‌كشور) را با هماهنگي معاون توسعة مديريت و منابع بنياد ملّي به اعضاي مشمول اعطاكند.

 

مادّة 4: تصويب و اجرا

اين شيوه‌نامه مشتمل بر يك مقدمه، چهار مادّه و پنج تبصره به تصويب رئيس بنياد ملّي نخبگان رسيد و اجراي آن از تاريخ 1/1/1394 الزامي است.

 

2. فرايند اجرا[15]

الف. مناسب است هر سه‌ماه يك‌بار براي محاسبه و پرداخت‌كارمزد اعضاي شوراي علمي/كارگروه‌هاي تخصصي استان اقدام شود.

ب. كاربرگ محاسبه و اعلام‌كارمزد به شرح جدول 1 است.

كارمزد اعضاي شوراي علمي استان‌ /كارگروه‌هاي تخصصي استان

نام بانك

شماره حساب

جمع

تعرفة هر ساعت

ساعت واقعي

ميزان ساعت‌هاي حضور

پايه

مرتبة علمي

نام و نام خانوادگي

رديف

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1

 

 

 

 

 

 

 

 

 

2

 

 

 

 

 

 

 

 

 

3

 

 

 

 

 

 

 

 

 

4

‌مقررات جبران خدمات اعضاي شوراها وكارگروه‌هاي تخصصي

 جدول1:كاربرگ محاسبه و اعلام‌كارمزدها

 

مستندات پيوست است.


 


 

 

 

 

مقررات اداري و استخدامي‌


 


 

 

آيين‌نامه اداري و استخدامي كاركنان بنياد

1. آيين‌نامة اداري و استخدامي‌كاركنان بنياد ملّي نخبگان[16]

 

يكي از مقررات اصلي بنياد در حوزة سازمان‌دهي منابع انساني «آيين‌نامة اداري و استخدامي كاركنان بنياد ملّي نخبگان» است. هدف اصلي اين آيين‌نامه ايجاد زمينة لازم اداري و تشكيلاتي براي تحقق اهداف بنياد است. اين آيين‌نامه در تاريخ16/5/1392 به تصويب هيئت‌امناي بنياد ملّي نخبگان رسيده و مفاد آن به شرح زير است:

 

مادّة1: مقدمه

به استناد مادّة  14 اساسنامة بنياد ملّي نخبگان و به منظور ايجاد بستر مناسب اداري و تشكيلاتي انجام مأموريت‌هاي بنياد، آيين‌نامة اداري و استخدامي بنياد در قالب شش فصل و يك پيوست به شرح زير است:

 

مادّة2: هدف

ايجاد بستر لازم اداري و تشكيلاتي جهت تحقق اهداف بنياد ملّي نخبگان

 

 

مادّة3: تعريف اصطلاحات

اصطلاحاتي‌كه در آيين‌نامه به‌كار رفته، مطابق تعاريف ارائه شده در پيوست 1 است.

فصل اول: استخدام(ورود به خدمت)

مادّة 4: استخدام در بنياد عبارت است از پذيرفته شدن شخص حقيقي براي انجام خدمت موظف در يكي از مشاغل پيش‌بيني شده در اين آيين‌نامه.

 

مادّة 5: شرايط عمومي و اختصاصي استخدام در بنياد

 

1ـ5. شرايط عمومي استخدام

1ـ1ـ5. متدين بودن به دين مبين اسلام و اعتقاد و التزام به اصل ولايت فقيه و قانون اساسي

2ـ1ـ5. عدم عضويت درگروهك‌هاي الحادي و ضد انقلاب

3ـ1ـ5. داشتن حداقل20سال تمام و حداكثر 35 سال سن، براي مشاغل تخصصي موردنياز بنياد. حداكثر سن به تشخيص و تأييدكميتة جذب و استخدام كارمندان تا40 سال قابل افزايش است و در موارد ويژه و به صورت موردي با تشخيص رئيس بنياد جذب افراد بالاي 40سال بلامانع است.

4ـ1ـ5. دارا بودن حداقل مدارك تحصيلي كارشناسي براي مشاغل تخصصي و اداري و كارداني براي ساير مشاغل

5ـ1ـ5. نداشتن سوء‌پيشينه مؤثركيفري

6ـ1ـ5. عدم هرگونه اعتياد به مواد مخدر و دخانیات

7ـ1ـ5. تندرستي و توانايي‌كامل جسمي و رواني براي انجام‌كاري‌كه استخدام مي‌شوند.

8 ـ1ـ5. نداشتن منع قانوني از نظر خدمت‌وظيفة عمومي.

9ـ1ـ5. دارا بودن شرايط احراز شغل (تحصيل، تجربه و ساير شرايط موردنياز)

10ـ1ـ5. موفقيت در مراحل پذيرش (آزمون مصاحبه، گزينش، كارآموزي و ...)

 

 

2ـ5. شرايط اختصاصي استخدام

داوطلبان استخدام در بنياد ترجيحاً بايد از ميان نخبگان و استعدادهاي برتر (مطابق آيين‌نامة احراز نخبگي و استعداد برتر) انتخاب شوند. در صورت عدم امكان، از داوطلباني كه از هوش و استعداد زياد، قوة خلاقيت و ابداع برجسته و وضعيت تحصيلي درخشان برخوردار باشند انتخاب به عمل خواهد آمد. دستورالعمل اجرايي احراز اين امر به تأييد رئيس بنياد خواهد رسيد.

 

مادّة6: انتخاب اصلح از بين داوطلبان حائز شرايط با بررسي سوابق تحصيلي، معرفي نامه هاي آزمون‌كتبي و مصاحبه بر عهدة‌كميتة جذب و استخدام خواهد بود.

آيين‌نامه اداري و استخدامي كاركنان بنياد

تبصره: بنا به تشخيص و صلاحديدكميته جذب و استخدام، ممكن است آزمون كتبي در مواردي حذف گردد.

 

مادّة7: حدود اختيارات و نحوة انجام‌وظيفه و تركيب‌كميتة جذب و استخدام كارمندان به موجب دستورالعملي است‌كه به تأييد رئيس بنياد خواهد رسيد.

 

مادّة 8: استخدام در بنياد به دو صورت انجام مي پذيرد:

الف. استخدام نوع اول يا رسمي: اين نوع كاركنان در صورت احراز شرايط تداوم خدمت براي خدمت مستمر و تصدی یکی از پست های سازمانی بنیاد استخدام مي شوند.

ب. استخدام نوع دوم يا پيماني: اين نوع كاركنان به موجب قرارداد منعقده تمام وقت با بنیاد به منظور انجام وظايف مشخص براي مدت معين در چارچوب ضوابط و مقررات اين آيين نامه براي تصدی یکی از پست های سازمانی بنیاد بكار گرفته شده می شوند.

تبصرة1: به كارگيري افراد در قالب قراردادهاي كار معين و يا به صورت موقت، صرفاً با رعايت اين آيين نامه  صورت می گیرد.

تبصرة2: تعداد مجموعه‌کارکنان بنياد اعم رسمی، پیمانی و قراردادی، در سطح مجموعه پست‌های سازمانی مصوّب می باشد و بیش از آن مي‌بايست به تأييد هيئت‌امنا برسد.

تبصرة3: بنياد مي‌تواند براي موارد خاصي از خدمات افراد به صورت پاره‌وقت استفاده كند. حداكثر ساعت استفاده از افراد پاره وقت 100ساعت در ماه مي‌باشد.

تبصرة4: بنياد مي تواند از بين مشمولان وظيفه مورد نیاز بنیاد حداكثر تا 15% ظرفيت استخدامي با موافقت ستادكل نيروهاي مسلح نيروي وظيفه جذب نمايد.

 

مادّة9: مشاغل بنياد به طوركلي به 3 دسته شغلي به شرح زير تقسيم مي شوند:

1.   مشاغل رسته آموزشی، فرهنگي، پژوهشي و امور اجتماعي

2.   رسته اداري و مالي

3.   رسته فني، تخصصي

 

مادّة10: مشاغل مربوط به هر يك از رشته‌هاي شغلي بر اساس اهميت وظايف و مسؤوليت‌ها، سهولت و صعوبت‌كار به تفكيك سطوح شغلي موضوع ماده 9 به تصويب كميسيون دائمي هيئت‌امنا و شرايط احراز آنها به تصويب‌كميته جذب و استخدام خواهد رسيد.

 

مادّة 11: داوطلباني‌كه در آزمون و مصاحبه استخدام رسمي پذيرفته مي‌شوند و يا كارمنداني‌كه از پيماني به رسمي تبديل وضعيت مي‌يابند الزاماً دوره آزمايشي را طي خواهندكردكه مدت آن حداقل يك و حداكثر دو سال (و در موارد خاص به تشخيص رئيس بنياد سه سال) خواهد بود. در اين دوره رفتارهاي شغلي و عملكرد كاركنان مورد ارزيابي قرار مي‌گيرد و چنانچه تداوم كارآيي و شايستگي فرد مورد تأييد قرار نگيرد، به خدمت وي خاتمه داده خواهد شد.

 

آيين‌نامه اداري و استخدامي كاركنان بنياد

مادّة12: بنياد در طول دوران خدمت رفتارهاي شغلي و عملكردكارمندان را مستمراً مورد ارزيابي قرار مي‌دهد و تداوم خدمت در بنياد منوط به تأييد پويايي و شايستگي خواهد بود.

به افرادي كه به اين ترتيب شرايط لازم را براي خدمت كسب نكنند حقوق دوره خدمت، وجوه مرخصي مستخدم و ساير حقوق قانوني متعلقه بر اساس مقررات اين آئين‌نامه پرداخت خواهد شد. بنياد تعهد ديگري جز موارد ذكر شده نخواهد داشت. چنانچه كارمند رابطه شغلي را قطع نمايد، فقط مستحق دريافت حقوق ومزاياي مدت انجام كار خواهد بود.

تبصره: حقوق و مزاياي دوره آزمايشي رسمي مطابق ضوابط مقرر در اين آيين نامه تعيين و پرداخت مي‌شود و اين مدت از هر لحاظ جزو سابقه محسوب مي‌گردد.

 

مادّه13: بنياد مي‌تواند براي انجام پروژه هاي تخصصي خود از خدمات افراد براي مدت معين ومحدود با تنظيم قرارداد و بدون ايجاد تعهد استخدامي استفاده نمايد، اين گونه افراد تابع مفاد مندرج در قرارداد منعقده خواهند بود و در پايان مدت قرارداد، بنياد هيچگونه تعهدي جز آنچه در قرارداد قيد گرديده است نخواهند داشت.

 

مادّة14: اعاده به خدمت كارمندان مستعفي فقط براي يك بار به شرط داشتن مجوز استخدام و نياز سازماني، و عدم تجاوز سن آنان از 40سال به پيشنهاد كميته جذب و استخدام و تأييد و موافقت رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي بلامانع مي باشد.

 

مادّة15: به‌كارگيري اتباع بيگانه و شرايط آن تابع قوانين و مقررات مربوط خواهد بود.

 

مادّة16: بنياد مي‌تواند در صورت نياز از خدمات‌كارمندان ساير دستگاه‌ها، سازمان‌ها و شركت‌هاي دولتي به صورت مأمور و در صورت ضرورت از خدمات فني و تخصصي بازنشستگان براي مدت معين با رعايت مقررات مربوط استفاده كند و يا حسب درخواست،كارمندان خود را به اين قبيل مؤسسات و سازمان‌ها و شركت‌ها مأمور نمايد. حقوق و مزاياي‌كارمندان به بنياد بر اساس نظام حقوق و دستمزد بنياد پرداخت مي‌گردد.

 

فصل دوم: انتصاب، ارزشيابي، تغيير شغل و آموزش

 

مادّة17: انتصاب كارمند بر اساس لياقت، شايستگي،كارداني، استعداد، رشد فكري و تجارب مكتسبه در مشاغل موردتصدي و احراز شرايط شغل و گذراندن دوره‌هاي آموزشي مربوط صورت مي‌ پذيرد.

مادّة18: تغيير و ارتقاءشغل كارمندان در صورتي امكان‌پذير است كه علاوه بر نياز سازماني و احراز شرايط (كسب تجربه، احراز شرايط تداوم خدمت و كسب مدارج بالاتر علمي و ... وگذراندن دوره ‌هاي آموزشي مربوط)، عملكرد و رفتار شغلي آنان رضايت‌بخش باشد.

 

مادّة19: نحوة ارتقاي‌گروه‌كارمندان با در نظرگرفتن ارزش‌كار، ميزان مسؤوليت‌ها، اهميّت وظايف، سوابق تجربي، تحصيلات و ارزشيابي آنان تعيين خواهد شد.

تبصرة1:كارمنداني كه به درجه رفيع شهادت نايل شوند از دو گروه بالاتر از كارمندان شاغل در مشاغل مشابه برخوردار مي‌شوند و با حفظ حالت اشتغال بر اساس گروه تعيين شده كماكان از حداكثر افزايش سنواتي سالانه برخوردارخواهند شد.

آيين‌نامه اداري و استخدامي كاركنان بنياد

تبصرة2: در موارد زير به‌كارمندان بنياد يك الي دوگروه تشويقي علاوه برگروه استحقاقي آنان اهدا مي‌گردد:

الف. آزادگان.

ب. جانبازان انقلاب اسلامي و دفاع مقدس.

ج. رزمندگاني كه حداقل 6 ماه متوالي يا 9 ماه متناوب در جبهه هاي نبرد حق عليه باطل خدمت نموده اند.

د. مديران.

هـ .كارمنداني كه خدمات برجسته انجام داده باشند.

تبصرة3: به كارمندان ايثارگري كه مشمول تبصرة 1 و بندهاي (د) و (ه) تبصرة 2 اين مادّه باشند، علاوه برگروه‌هاي تشويقي تبصرة فوق، يك الي دو گروه تشويقي ديگر اعطا مي‌گردد. فاصلة دوگروه تشويقي نبايدكمتر از پنج سال باشد.

تبصرة4:كارمنداني كه رسته و رشته شغلي آنان تغيير مي‌يابد چنانچه با تشخيص كميته جذب و استخدام با رعايت شرايط گروه ورودي و با اعلام رضايت كارمند، در گروه پايين‌تر قرار گيرند، مابه‌التفاوت حقوق مبناي گروه قبلي با گروه جديد را علاوه بر مجموع افزايش‌هاي سنواتي قبلي دريافت خواهند نمود. افزايش‌هاي سنواتي بعدي اين قبيل كارمندان در گروه جديد و نيز افزايش حقوق ناشي از ارتقاء گروه بعدي آنان تا استهلاك كامل از مابه‌التفاوت مذكور كسر خواهد شد.

تبصرة 5: تصميم‌گيري در مورد اعطاي‌گروه تشويقي بندهاي (د) و (ه) تبصرة 2 منوط به تصويب رئيس بنياد مي‌باشد.

 

مادّة20: بنياد مي‌بايد در فواصل معين (سالانه)كارمندان خود را مورد ارزيابي قرار داده و نتيجه را در پروندة استخدامي آنان منعكس سازد. اين سنجش به نحوي صورت خواهدگرفت‌كه در تعيين استحقاق‌كارمند براي ادامة خدمت، ارتقاي انتصاب، تغيير شغل، افزايش حقوق و مزايا، اعطاي اضافه‌ حقوق ساليانه، پاداش و اعزام به دوره‌هاي آموزشي مورد استفاده واقع گردد. دستورالعمل اجرايي اين ارزيابي به تأييد هيئت‌امنا خواهد رسيد.

 

مادّة 21: بنياد با توجه به نياز و به منظور ارتقاي سطح دانش و بينش و اطلاعات شغلي كارمندان و ايجاد مهارت‌ها و توانمندي‌هاي لازم در انجام امور محوله و پرورش نيروي انساني ماهر برنامه‌هاي آموزشي و كارآموزي لازم را براي تصدي مشاغل مختلف به مورد اجرا خواهدگذاشت و يا كاركنان خود را به اين منظور به مأموريت آموزشي تمام‌وقت يا پاره‌وقت، كوتاه‌مدت يا بلندمدت اعزام خواهد كرد.

تبصره: برنامة‌ آموزشي در قالب دوره‌هاي آموزشي‌كوتاه‌مدت، ميان‌مدت و بلندمدت تدوين مي‌گردد و ممكن است به صورت قبل از خدمت، ضمن خدمت، آموزش از راه دور (مكاتبه‌اي) و يا شركت در دوره‌هاي آموزشي داخل و يا خارج از بنياد برگزارگردند.

 

 

 

آيين‌نامه اداري و استخدامي كاركنان بنياد

فصل سوم: نظام پرداخت

مادّة22: نظام پرداخت مبتني بر خصوصيات شغل و شاغل تعيين مي‌گردد و بر اساس ضوابط زير محاسبه و پرداخت مي‌گردد.

 

الف.حقوق و فوق‌العاده‌هاي مستمر

22ـ1. حقوق مبنا

برابر است با حاصل‌ضرب ضريب حقوق در عدد مبني گروه مربوط به شرح جدول زير:

 

گروه

عدد مبنا

گروه

عدد مبنا

1

400

11

1020

2

450

12

1090

3

500

13

1160

4

560

14

1230

5

620

15

1300

6

680

16

1370

7

740

17

1440

8

810

18

1510

9

880

19

1580

10

950

20

1650

 

تبصرة 1: سقف‌گروه شغلي‌كاركنان 20 تعيين مي‌گردد.

 

22-2. ضريب افزايش سنواتي

سالانه بر اساس ارزشيابي شاغلين به ميزان 5، 10 و 15 درصد حقوق با توجه به معيار ذيل خواهد بود:

-      نمره ارزشيابي سالانه 95 تا 100 امتياز، ضريب افزايش سنواتي 15%

-      نمره ارزشيابي سالانه 86 تا 94 امتياز ضريب افزايش سنواتي 10%

-      نمره ارزشيابي سالانه 76 تا 85 امتياز ضريب افزايش سنواتي 5%

 

23-3. فوق‌العاده شغل                                                              

برمبناي رسته‌هاي شغلي حداقل برابر با 90% حقوق مبناي گروه مربوط تعيين مي‌گردد كه با درنظر گرفتن نوع كار و وظايف و ايجاد هماهنگي در پرداخت‌ها تا 170% حقوق مبناي آنان قابل افزايش است.

 

شغل

 

سطح رسته

كارشناسي و همتراز

كارداني و همتراز

تكنسين و كمك كارشناس و همتراز

ساير مشاغل

 

رسته آموزشی، فرهنگی، پژوهشي و امور اجتماعي

140درصد

105 درصد

95 درصد

90 درصد

رسته فني، تخصصي

165 درصد

105 درصد

95 درصد

90 درصد

 

22-4. فوق‌العاده شغل متصديان مشاغل مديريت و سرپرستي علاوه بر رقم‌هاي موضوع اين ماده تا 100% حقوق مبنا به شرح زير قابل افزايش است:

1.   مديركل                               100%

2.   معاون مديركل                        75%

3.   رئيس اداره ـ رئیس‌گروه          50%

آيين‌نامه اداري و استخدامي كاركنان بنياد

تبصره: فوق‌العاده شغل مستخدميني كه تصدي مشاغل كارشناسي را در بنياد بر عهده دارند علاوه بر موارد فوق تا 25% حقوق مبنا به شرح زير قابل افزايش است.

22-5. فوق‌العاده جذب به شرح زير محاسبه و پرداخت مي‌گردد:

براي مشاغل كارشناسي ضريب فوق العاده شغل 75% و براي سایرمشاغل 50% ملاك محاسبه خواهد بود.

تبصرة3: در خصوص افرادي‌كه داراي مشاغل مديريتي مي‌باشند اين ضريب به شرح ذيل قابل افزايش است.

ـ مدير كل 150%، معاون مديركل 110%، رئيس اداره 85%.

ضمناً ملاك محاسبه فوق العاده جذب مشمولين اين ماده، تفاوت حداقل دريافتي و حداقل حقوق‌كاركنان (موضوع مصوبات هيئت‌وزيران) خواهد بود.

 

22ـ 6. فوق‌العاده ويژه

به نيروهاي متخصص‌كه داراي شرايط لازم براي ارتقاي به سطوح كارشناسي ارشد، كارشناس خبره وكارشناس عالي مي‌باشند، علاوه بر حقوق مزاياي متعلقه به شرح زير قابل پرداخت است:

الف.كارشناس ارشد (حداقل 600 امتياز) تا 35% حقوق و فوق‌العاده شغل و فوق‌العاده جذب.

ب.كارشناس خبره (حداقل 1100 امتياز) تا 55% حقوق و فوق‌العاده شغل و فوق‌العاده جذب.

ج.كارشناس عالي (حداقل 1600 امتياز) تا 75% حقوق و فوق‌العاده شغل و جذب.

تبصرة 4: تا تدوين ضوابط خاص، میزان امتیازات این بند براساس ضوابط امتیاز آور طرح تبیین مسیر ارتقاء شغلی قانون نظام هماهنگ کارکنان دولت می باشد و امتيازات مربوط به عوامل خاص مندرج در طرح مذکور حسب مورد با تصويب رئيس بنياد به امتيازات ذي‌نفعان افزوده خواهد شد.

 

22ـ7. فوق‌العاده جذب هيئت‌امنا

به منظور ايجاد انگيزه مناسب در افراد داراي مدارج تحصيلي بالاتر و نيز توجه به توانمندي و ميزان شايستگي افراد فو‌ق‌العاده‌اي به شرح زير محاسبه و پرداخت مي‌گردد.

-       كارشناس ارشد و بالاتر تا 150% فوق‌العاده جذب

-       كارشناس تا 120% فوق‌العاده جذب

-       كاردان تا 90% فوق‌العاده جذب

-       ديپلم تا 60% فوق‌العاده جذب

 

22ـ8. در صورتي‌كه با اجراي اين فصل، حقوق و فوق‌العاده‌هاي مشمول كسور بازنشستگي هر يك از كارمندان كه به موجب مقررات قبل از این تغییرات در احكام و قراردادهاي مربوط دريافت مي‌نمودند كاهش يابد، تا ميزان دريافتي قبلي، تفاوت تطبيق دريافت خواهند نمود و اين تفاوت تطبيق ضمن درج در حكم حقوقي با ارتقاءهاي بعدي حداکثر تا سه سال مستهلك مي‌گردد. در هر حال اين استهلاك مشمول تفاوت‌هاي كمتر از  دو ميليون ريال در ماه نخواهد بود.

آيين‌نامه اداري و استخدامي كاركنان بنياد

تبصرة 5: فوق العاده‌های موضوع بند 3ـ22، 4ـ22 (فوق العاده شغل)، 5ـ22 (فوق العاده جذب)، و 6ـ22 (فوق العاده ويژه) مستمر می‌باشند.

 

مادّة‌23: رئيس بنياد مي‌تواند به منظور جذب و نگهداري نيروهاي مناسب براي مشاغل تخصصي و مديريتي در مواردي كه در اين آيين‌نامه پيش‌بيني نشده است فوق‌العاده‌هاي خاصي تعريف و براي تصويب به هيئت‌امنا ارائه نمايد.

 

ساير فوق‌العاده‌ها

مادّة24: به هر يك ازكارمندان مرد مشمول اين آيين‌نامه‌كه داراي همسر دائم هستند، ماهيانه معادل 70 درصد حداقل حقوق مبناي جدول حقوقي اين آيين‌نامه به عنوان‌كمك هزينه عائله‌مندي قابل پرداخت است.

 

مادّة 25: به هريك ازكارمندان مرد مشمول اين آئين‌نامه كه داراي فرزند تا سن 20 سال هستند به ازاي هر فرزند (حداكثر تا سه‌ فرزند) ماهيانه معادل (14%) حداقل حقوق مبناي جدول حقوقي اين آيين‌نامه به عنوان‌كمك‌هزينه اولاد قابل پرداخت است.

 

مادّة 26: فرزندان‌كارمندان متوفاي مشمول اين آيين‌نامه‌كه‌كمتر از 20 سال تمام سن دارند مشمول‌كمك مزبور خواهند بود.

تبصره: حداكثر سن براي اولادي‌كه از مزاياي اين ماده استفاده مي‌كنند به شرط ادامه تحصيل و ارائه‌گواهي مربوط، 25 سال تمام براي اولاد ذكور و تا زمان ازدواج براي اولاد اناث خواهد بود.

 

مادّة27:كارمندان زن مشمول اين آئين‌نامه كه خود به تنهايي متكفل مخارج فرزندان مي‌باشند نيز از مزاياي كمك‌هزينه عائله‌مندي و كمك‌هزينه اولاد بهره‌مند مي‌گردند.

 

فوق‌العاده اضافه‌كار

مادّة 28: به‌كارمنداني‌كه بر حسب ضرورت و درخواست بنياد به منظور انجام كار اضافي بعد از وقت اداري انجام وظيفه مي‌نمايند، براي هر ساعت بر مبناي يك صد و شصتم حقوق و فوق‌العاده‌هاي مستمر حق الزحمه پرداخت مي‌گردد.

مادّة29:كمك‌هزينه‌‌هاي آمد و رفت كاركنان، غذا، مسكن و ساير كمك‌هاي نقدي و غيرنقدي، فوق‌العاده مأموريت، عيدي، پاداش و موارد مشابه با تصويب رئيس بنياد قابل پرداخت مي‌باشد.

 

مادّة30: در صورت لزوم و استحقاق‌كارمندان فوق‌العاده‌هاي ديگري نظير فوق‌العادة سختي‌كار و ... با تصويب هيئت‌امنا قابل پرداخت است.

 

فصل چهارم: امور رفاهي، بيمه و مرخصي‌ها

مادّة31: مرخصي استحقاقي ساليانه‌كارمندان به ازاي هر سال خدمت 30 روز كاري با استفاده ازحقوق، فوق‌العاده‌ها و مزايا است‌كه درصورت عدم استفاده‌كارمند قابل ذخيره خواهد بود.

تبصرة1: در حالات استخدامي مشروحه ذيل مرخصي استحقاقي تعلق نمي‌گيرد:

1.   مرخصي استعلاجي بيش از چهار ماه

2.   مرخصي بدون حقوق

3.  

آيين‌نامه اداري و استخدامي كاركنان بنياد

آمادگي به خدمت

4.   تعليق

5.   بركناري از خدمت

6.   انفصال

7.   خدمت زيرپرچم

8.   غيبت

تبصرة2: در صورتي‌كه مدت خدمت‌كارمندكمتر از يك سال باشد به تناسب ماه‌هاي خدمت از مرخصي استحقاقي استفاده خواهدكرد.

 

مادّة32: حفظ پست‌كارمندي‌كه در حال استفاده از مرخصي استحقاقي است تا شش ماه الزامي مي‌باشد و در اين مدت وظايف او به كارمندان ديگر محول مي‌شود.

 

مادّة33: تمديد مرخصي‌كارمندي كه در حال استفاده از مرخصي است، در صورت داشتن مرخصي استحقاقي با موافقت مسؤول مربوطه بلامانع است.

 

مادّة34: در صورتي‌كه مدير مربوط بادرخواست مرخصي ياتمديد آن‌كتباً موافقت نداشته باشند،كارمند موظف است در محل خدمت حضور يابد و در غير اين صورت، برابر مقررات و ضوابط مربوط با وي رفتار خواهد شد.

 

مادّة‌35:كارمندان بنياد براي استفاده از مرخصي استحقاقي مي‌بايد تقاضاي‌كتبي خود را ارائه نمايند و پس از صدور حكم یا مجوزمرخصي مجاز به استفاده از آن مي‌باشند.

تبصره: حداكثر مدت استفاده از مرخصي استحقاقي در صورت داشتن ذخيره مرخصي 4 ماه در سال است.

 

مادّة 36: در صورتي كه رابطه استخدامي كارمند با بنياد به هر دليل قطع گردد، حقوق و مزاياي مرخصي استحقاقي ذخيره شده به وي و در صورت فوت به مأخذ آخرين حقوق و مزاياي دريافتي كارمند به وارث قانوني وي پرداخت خواهد شد.

 

مادّة 37: هر يك از كارمندان مي‌توانند در صورت ضرورت و مواقع اضطرار به منظور انجام امور شخصي با اجازه و موافقت مسؤول مافوق از مرخصي ساعتي در خلال ساعات اداري استفاده نمايند. اين مدت جزء مرخصي استحقاقي سالانه منظور خواهد شد.

تبصره: حداكثر ميزان مرخصي ساعتي‌كارمند در طول سال نبايد از معادل 12 روز  تقويمي تجاوز نمايد.

 

مادّة38: بنياد مي‌تواند حسب درخواست كارمنداني كه مرخصي استحقاقي ذخيره شده دارند با تأييد رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي در پايان هر سال مرخصي ذخيره شده آنان را باز خريد نمايد.

 

مادّة 39:كارمندان بنياد در موارد ذيل حق برخورداري از سه روز كاري مرخصي با استفاده از حقوق و مزايا علاوه بر مرخصي استحقاقي سالانه را دارند.

الف. ازدواج دائم

ب. فوت بستگان درجه يك (همسر، پدر، مادر، فرزند)

 

آيين‌نامه اداري و استخدامي كاركنان بنياد

مادّة‌40:كارمندان بنياد در صورت ابتلا به بيماري‌هايي كه مانع از انجام خدمت آنان باشد از مرخصي استعلاجي استفاده خواهند نمود. اين مدت حداكثر 12 روز متوالي يا متناوب در سال (هر نوبت سه روز) تجاوز نخواهد كرد. در خصوص مازاد بر مدت مذكور با نظر كميسيون پزشكي بنياد و مطابق مقررات و ضوابط قانوني رفتار مي‌گردد.

 

مادّة41: حقوق و مزاياي كارمندان در مدت مرخصي استعلاجي مطابق مقررات و ضوابط قانوني پرداخت مي‌گردد.

 

مادّة42:كارمندان زن مي‌توانند از مرخصي بارداري و زايمان به مدت و دفعات مقرر در ضوابط قانوني استفاده نمايند.

تبصرة1: حقوق ايام مرخصي زايمان حسب مورد به موجب مقررات قوانين استخدام كشوري و تأمين اجتماعي پرداخت مي‌گردد.

تبصره2: كارمندان زن پس از مرخصي زايمان تا پايان دو سالگي نوزاد پس از هر سه ساعت كار، نيم ساعت فرصت شير دادن به كودك خود را خواهند داشت و اين مدت جزء ساعات كار آنان محسوب مي‌شود.

 

مادّة 43: در صورتي كه كارمند در ايام مرخصي استحقاقي بيمار شود، بر اساس گواهي مرجع پزشكي و پس از تائيد آن مرخصي استحقاقي وي به استعلاجي تبديل مي‌شود.

 

مادّة‌44: چنانچه ايام استراحت و درمان هر يك ازكارمندان بر اثر بيماري به تشخيص و گواهي مرجع پزشكي بنياد ادامه يابدو مقررات مربوط مستلزم پرداخت حقوق‌كامل به آنان نباشد بنیادمي‌تواند به‌كارمندان مشمول صندوق‌هاي بازنشستگي و تأمين اجتماعي تا سقف حقوق و مزاياي كامل به مدت دو ماه در سال پرداخت نمايد.

تبصره: افزايش مدت مقرر در اين مادّه در صورت ادامه بيماري با گواهي مرجع پزشكي بنياد ويا مقام مجاز از طرف وي حداكثر تا چهار ماه در سال بلامانع مي‌باشد.

 

مادّة 45:كارمندان بنياد در صورت نداشتن مرخصي استحقاقي ذخيره شده با تأئيد و موافقت رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي مي‌توانند از مرخصي بدون حقوق استفاده نمايند.

تبصرة1: در مواقع اضطرار با تأئيد و موافقت رئيس بنياد يا مقام مجاز،كارمند مي‌تواند تا 15 روز از مرخصي سال بعد خود را استفاده نمايد.

تبصرة2: ميزان استفاده از مرخصي بدون حقوق سه ماه در سال و در طول مدت خدمت سه سال تمام خواهد بود و با تأييد رئيس بنياد و يا مقام مجاز از طرف ايشان استفاده بيش از سه ماه نيز با رعايت سقف مدت ياد شده ميسر خواهد بود.

تبصرة3: مدت مرخصي بدون حقوق جزء سابقة خدمت محسوب نمي‌گردد.

 

مادّة 46:كارمندان بنياد و عائله تحت تكفل آنان از لحاظ تأمين شروط بهداشت و درمان، مشمول مقررات سازمان بيمه خدمات درماني و يا سازمان تأمين اجتماعي مي‌باشد.

 

مادّة‌47: بنياد مي‌تواند به منظور كمك به تأمين هزينه‌هاي بهداشت و درمان كارمندان علاوه بر اعطاي مزاياي مقرر در قانون بيمه خدمات درماني و يا قانون تأمين اجتماعي به طرق مقتضي از جمله عقد قرارداد بيمه تكميلي اقدامات لازم معمول دارد.

آيين‌نامه اداري و استخدامي كاركنان بنياد

 

 

مادّة‌48: بنياد مي‌تواند به منظور مساعدت و تأمين رفاه و آسودگي خيال‌كارمندان و كمك به تهية مسكن و رفع ساير نيازها و حوايج ضروري آنان با تصويب هيئت‌امنا تسهيلات مالي لازم را برقرار نمايد.

 

مادّة 49: در اجراي بندهاي 1 و 2 از اصل 21 قانون اساسي، بانوان كارمند رسمي و پيماني مي‌توانند در صورت موافقت رئيس بنياد و يا مقام مجاز از طرف وي از خدمت نيمه‌وقت استفاده نمايند.

تبصره: بانوان‌كارمند پيماني صرفاً در مدت قرارداد مجاز به استفاده از خدمت نيمه‌وقت خواهند بود.

 

فصل پنجم: تكاليف و مقررات انضباطي

 

مادّة50:كارمندان موظف‌اند دستورات مقامات مافوق خود را در حدود قوانين و مقررات رعايت نمايند.

تبصره: چنانچه كارمند امر مقام مافوق خود را خلاف قانون و مقررات تشخيص دهد مكلف است كتباً مغايرت دستور را با قوانين به مقام مافوق اطلاع دهد و در صورتيكه مقام مافوق اجراي دستور را مجدداً به صورت كتبي تائيد نمود موظف به انجام آن خواهد بود.

 

مادّة51:كارمندان بنياد مكلفند در ساعات‌كار تعيين‌شده در محل خدمت خود حضور يابند و وظايف محوله را انجام دهند.

 

مادّة 52: ساعات كار كارمندان بنياد 40 ساعت در هفته مي‌باشد.

تبصره: شروع و خاتمه كار واحدهاي مختلف بنياد در هر محل و در هر فصل از سوي رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي تعيين و ابلاغ مي‌گردد و كارمندان مكلف به رعايت آن مي‌باشند.

 

مادّة53: خودداري از اقدامي‌كه مقررات اداري يا عرف بنياد انجام آن را مقرر كرده باشد و يا مبادرت به اقدامي كه مقررات اداري انجام آن را منع‌كرده باشد تخلف محسوب مي‌شود و با متخلف مطابق قانون رسيدگي به تخلفات اداري (مصوّب 7/9/1372 مجلس شوراي اسلامي و اصلاحات و الحاقات بعدي آن) رفتار خواهد شد.

مادّة‌54:كارمندان بنياد موظف به حفظ و نگهداري اموال، اسناد و مدارك بنياد كه در اختيار آنان قرار داده شده است مي‌باشند و در صورت وارد نمودن ضرر و زيان، خسارت مربوطه برابر مقرات از آنان اخذ مي‌شود. در صورت بروز اختلاف در اين گونه موارد رأي مرجع ذي‌صلاح قانوني ملاك و مورد اتباع طرفين خواهد بود.

 

فصل ششم: پايان خدمت و مقررات مختلف

 

مادّة 55: ايثارگران و جانبازان انقلاب اسلامي از حيث استخدام و مزاياي متعلقه تابع قوانين و مقررات خاص موجود با رعايت سهميه‌هاي استخدامي و امتيازات پيش‌بيني شده خواهند بود.

 

مادّة 56:كارمندان بنياد از لحاظ بازنشستگي و از كارافتادگي و فوت مشمول مقررات صندوق بازنشستگي كشوري، صندوق تأمين اجتماعي و يا صندوق خاص بوده و كسور مقرر اعم از سهم كارمند و بنياد همه ماهه در وجه هر يك از صندوق‌هاي فوق واريز مي‌گردد.

آيين‌نامه اداري و استخدامي كاركنان بنياد

تبصره: ميزان حقوق بازنشستگي، ازكارافتادگي و وظيفه وارث تابع مقررات و ضوابط سازمان‌هاي بيمه‌گزار فوق‌الذكر مي‌باشد.

 

 

مادّة 57: به‌كارمندان مشمول این آیین‌نامه در صورت رضايت از خدمات آنان به هنگام بازنشستگي، به ازاي هر سال خدمت معادل يك ماه آخرين دريافتي بابت حقوق و فوق‌العاده شغل و سايرفوق‌العاده‌هاي مستمر به عنوان پاداش پايان خدمت پرداخت مي‌شود. خدمت مازاد بر30 سال در پرداخت پاداش قابل احتساب نخواهد بود.

تبصرة1: در صورتي كه سابقه خدمت كارمند از 30 سال كمتر باشد پاداش پايان خدمت به نسبت سال‌هاي خدمت محاسبه و 4پرداخت مي‌شود، در اين محاسبه كسر سال معادل يك سال منظور مي‌گردد.

تبصرة2: در صورت فوت كارمند، پاداش موضوع اين ماده به وارث قانوني كارمند تعلق مي‌گيرد.

 

مادّة 58: به ازاي هر بار محكوميت اداري در 10 سال آخر خدمت، يك ماه از پاداش پايان خدمت كارمند كسر مي‌گردد.

 

مادّة 59: در موارد زير به كارمندان موضوع اين ماده يا ورثه بلافصل آنان معادل 20 برابر حداقل حقوق مبناي بند 1 مادّة 22 به عنوان كمك‌هزينه پرداخت خواهد ‌شد:

-       كمك‌هزينه ازدواج، در مورد ازدواج دائم‌كارمند شاغل يا فرزندان وي فقط يك‌بار حسب مورد.

-              كمك‌هزينه فوت در مورد فوت كارمند شاغل و يا افراد تحت تكفل وي.

 

 

مادّة60:كارمندان رسمي بنياد مي‌توانند در صورت نداشتن تعهد خدمت در بنياد استعفاي خود را دو ماه قبل از قطع رابطه به صورت‌كتبي اعلام نمايند و چنانچه بدون‌كسب موافقت بنياد در مدت مقرر در محل‌كار حاضر نشوند، عمل ايشان ترك‌كار محسوب و با آنان برابر مقررات انظباطي رفتار خواهد شد.

 

مادّة61: در هيچ مورد درخواست استعفاي رافع تعهدات كارمندان در قبال وظايف آنان نيست وكارمندان پس از استعفا موظفند در طول مهلت مقرر در محل‌كار خود حضور يافته و انجام وظيفه نمايند و در صورتي‌كه‌كارمند پس از تسليم استعفا انصراف خود را حداكثر ظرف 15 روزكتباً به بنياد اعلام نمايند، استعفاي وي منتفي تلقي مي‌شود.

 

مادّة62:كارمنداني‌كه داراي تعهد خدمت در بنياد مي‌باشند، در صورت اعلام استعفا و قبول استعفاي آنان از سوي بنياد، بايد زيان ناشي از عدم ايفاي تعهد خود را بر مبناي تعهد با تشخيص رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي جبران نمايند.

 

 

مادّة63: بنياد مي‌تواند در صورت تقاضا و ارائة دلايل قابل پذيرش از سوي كارمند، به ازاي هر سال خدمت در بنياد تا معادل 2 ماه حقوق و مزايا به متقاضي پرداخت و او را بازخريد خدمت نمايد.

 

 

مادّة64: تعبير و تفسير مفاد اين آيين‌نامه در موارد ابهام با هيئت‌امناي بنياد مي‌باشد.

 

 

مادّة65: در هر مورد كه در اين آئين‌نامه حكمي وجود نداشته باشد برابر قوانين و مقررات استخدامي مربوط به كارمندان دولت عمل خواهد شد.

 

 

مادّة66: دستورالعمل‌هاي اجرايي مواد آيين‌نامه ظرف سه ماه تهيه و به تصويب رئيس بنياد خواهد رسيد.

آيين‌نامه اداري و استخدامي كاركنان بنياد

مادّة67: اين آيين‌نامه مشتمل بر 67 مادّه و 34 تبصره در تاريخ 18/4/1386 و با اعمال اصلاحات مورّخ 18/5/92 به تصويب‌كميسيون دائمي هيئت‌امنا رسيد و از تاريخ تصويب قابل اجرا است.

 


 

پيوست آيين‌نامة اداري و استخدامي بنياد ملّي نخبگان

 

تعاريف اصطلاحات

1.    بنياد: بنياد ملّي نخبگان كشور

2.    نهاد: نهاد رياست جمهوري

3.    هيئت‌امنا: به موجب مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي و ساير قوانين جاري بالاترين مرجع تصميم‌گيري و تصويب ضوابط داخلي بنياد است.

4.    استخدام: عبارت است از پذيرفتن شخصي حقيقي براي تصدي يكي از پست‌هاي سازماني بنياد.

1ـ5.كارمند رسمي:كارمند رسمي كسي است كه به موجب حكم رسمي در يكي از گروه‌هاي جداول حقوق براي تصدي يكي از پست‌هاي سازماني بنياد و بر اساس مقررات اين‌آئين‌نامه استخدام مي‌شود.

2ـ5.كارمند پيماني:كارمند پيماني كسي است كه به موجب قرارداد به طور موقت براي مدت معين و كار مشخص در بنياد استخدام مي‌شود.

5.    شغل: عبارت است از مجموعه وظايف و مسئوليت‌هاي مرتبط، مستمر و مشخصي است كه از سوي بنياد به عنوان كار واحد شناخته مي‌شود.

6.    پست‌ثابت‌سازماني: محلي است در تشكيلات و ساختار بنياد كه به طور مستمر جهت واگذاري تمام يا بخشي از وظايف يك شغل به يكي ازكارمندان در نظرگرفته مي‌شود.

7.       پست موقت سازماني: پست‌هايي‌كه جنبة استمرار ندارد به عنوان پست موقت شناخته مي‌شود و استخدام افراد به طور رسمي براي تصدي اين پست ها ممنوع است.

8.   

آيين‌نامه اداري و استخدامي كاركنان بنياد

كارمندان: به افرادي اطلاق مي‌شودكه به موجب حكم صادره و يا قرارداد منعقده منحصراً به صورت رسمي، پيماني و قراردادي در بنياد خدمت مي‌نمايند.

9.    حكم: عبارت است از دستوركتبي مقامات صلاحيت‌دار بنياد به‌كارمندان در چهارچوب ضوابط و مقررات.

10.                             قرارداد: عبارت است از توافق‌نامة‌كتبي به امضاء داوطلب استخدام و بنياد مي‌رسد و كارمند به موجب آن در ازاي دريافت حقوق يا حق‌الزحمه براي مدت مندرج در قرارداد،كاري را انجام مي‌دهد.

11.               حقوق: عبارت است از مبلغي كه بر اساس سطح شغل، اهميت وظايف، تحصيلات و سابقه خدمت در ازايانجام‌كار در چهارچوب ضوابط مقرر در فصل چهارم اين آئين‌نامه به كارمند تعلق مي‌گيرد و مشتمل است بر حقوق مبنا باضافه افزایش سنواتی.

12.               فوق‌العاده و مزايا: عبارت است از وجوهي كه به موجب مفاد اين آيين‌نامه به طور مستمر يا غير مستمر علاوه بر حقوق به كارمند پرداخت مي‌گردد.

13.              انتصاب: عبارت است ازگماردن‌كارمند به يكي از پست‌هاي سازماني بر اساس شرايط احراز.

14.               طبقه شغلي: شغل يا طبقه شغلي عبارت است از يك يا چند پست‌كه از نظر وظایف، مسؤوليت‌ها و دشواري‌كار با يكديگر مشابه باشند به نحوي‌كه:

الف. بتوان به همة آنها عنوان واحدي داد.

ب. شرايط احراز و تصدي همه آنها از نظر معلومات، مهارت، تحصيلات و تجربه يكسان باشد.

ج. هنگام استخدام و انتخاب كارمند براي تصدي همه آنها بتوان يك نوع آزمون بكار برد.

د. از لحاظ ارزش بتوان براي همه آنها حقوق يكسان در نظر گرفت و همه آنها را به گروه حقوقي واحدي تخصيص داد.

15.              رشتة شغلي: عبارت است از يك يا چند شغل كه از لحاظ نوع‌كار يكسان و مشابه محسوب مي‌شوند، اما از نظر ارزش و اهميت و صعوبت انجام كار داراي سطوح و مراتب مختلف مي‌باشند.

16.              رسته: مجموعه رشته‌هاي مشاغلي است كه از لحاظ فعاليت و نوع كار و حرفه وابستگي نزديك دارندو در مجموع يك‌كار وسيع حرفه‌اي را تشكيل مي‌دهند، مانند رسته آموزشي، پژوهشي و امور اجتماعي.

17.              گروه: مشخص‌كنندة سطوح مختلف طبقات شغلي است كه حداقل و حداكثر حقوق طبقات شغلي مربوط را تعيين مي‌نمايد.

18.               طبقه‌بندي مشاغل: عبارت است از يك نظام متحدالشكل‌كه در زمينه طبقه‌بندي پست‌هاي سازماني در بنياد به‌كار مي‌رود و شامل مشخصات طبقه شغلي و همچنين مقررات و دستورالعمل‌ها و آيين‌نامه اجرايي مربوط به آن مي‌باشد.

19.               ارزشيابي مشاغل: عبارت است از سنجش درجه اهميت و ارزش يك طبقه شغلي در مقام مقايسه با طبقات ديگر به منظور تعيین موقعيت نسبي طبقات شغلي در طرح طبقه‌بندي همچنين تخصيص آنها به گروه‌هاي جدول حقوق.

20.              شغل جديد: عبارت است از شغلي كه به فهرست طبقات شغلي مصوب افزوده مي‌شود. شغل جديد ممكن است از ادغام دو يا چند طبقه شغلي موجود و يا بر اثر ايجاد پست‌هاي سازماني جديد كه وظايف و مسؤوليت‌هاي آنها منطبق با شرح طبقات مصوّب نيست و در نتيجه تخصيص آنها ايجاد شغل جديد را ايجاب مي‌كند به وجود آيد.

21.             

آيين‌نامه اداري و استخدامي كاركنان بنياد

حذف شغل: عبارت است از حذف يكي از طبقات شغلي مصوب به دليل حذف يا از بين رفتن وظايف و پست‌هاي طبقه مزبور.

22.              ارتقاي‌گروه: عبارت است از انتصاب كارمند و گماردن وي به پست یا شغلي كه طبقه شغلی آن در گروه بالاتر قرار دارد.

23.              تنزل‌گروه: عبارت است از تغيير شغل كارمند وگماردن وي به شغلي كه در گروه پايين‌تر قرار دارد.

24.               شرح طبقه شغلي: عبارت است از شرح مكتوب و مدوني‌كه حاوي مشخصات اصلي و اساسي شغل مي‌باشد. هر شرح طبقه شغلي حاوي عنوان طبقه، شماره تشخيص، تاريخ تصويب، تعريف، نمونه وظايف و مسؤوليت‌ها و شرايط احراز شغل مي‌باشد.

25.                             مشاغل تخصصي: شغل تخصصي شغلي است‌كه تصدي آن به اعتبار ماهيت وظايف و هدف‌هاي بنياد ماهيتاً مستلزم انجام مطالعات و بررسي‌هاي مستمر علمي و تخصصي است و علاوه بر داشتن حداقل تحصيلات ليسانس در يك رشته تخصصي مستلزم داشتن تجارب ممتد و كسب مهارت‌كامل در آن رشته مي‌باشد.

26.              شرح وظايف پست سازماني: عبارت است از شرح مدوني كه وظايف و مسؤوليت‌ها و اختيارات متصدي آن پست را روشن مي‌سازد و رابطه سازماني كارمند را با سرپرست و كارمندان تحت نظارت وي مشخص مي‌نمايد.

27.              انتقال: عبارت است از تغير محل خدمت از بنياد يا مؤسسات تابعه به وزارت‌خانه‌ها، مؤسسات و سازمان‌ها يا شركت‌هاي دولتي و بالعكس با رعايت مقررات و موافقت بنياد و سازمان‌هاي ذي‌ربط.

 

 

28.              مأموريت: عبارت است از:

1.    محول نمودن شغل يا وظيفه‌اي موقت با حفظ پست سازماني براي مدت معين‌كه ممكن است خارج از محل جغرافيايي خدمت باشد.

2.    اعزام‌كارمند به طور موقت به ساير سازمان‌ها.

3.    اعزام‌كارمند براي‌گذراندن دورة آموزشي يا كارآموزي در داخل يا خارج از كشور.

29.                             فوق‌العاده مأموريت: عبارت است از مبلغي‌كه در ازاي اعزام كارمند به مأموريت‌هاي داخل و يا خارج از كشور بر اساس ضوابط مربوط پرداخت مي‌شود.

30.              هزينه سفر: عبارت است از مبلغي‌كه براي جبران مخارج مربوط به نقل مكان و حمل اثاثيه و اياب و ذهاب و نظاير آن به كارمند مأمور و انتقالي در صورت تغيير محل جغرافيايي خدمت پرداخت مي‌شود.

31.              فوق‌العاده اضافه‌کار: عبارت است از مبلغي‌كه بابت انجام كار اضافي در خارج از ساعات اداري براي انجام وظايف مشخص به طور غير مستمر برابر مقررات مربوط به كارمند پرداخت مي‌گردد.

32.              استعفا: عبارت است از درخواست قطع رابطه استخدامي با بنياد توسط‌كارمند و موافقت بنياد.

33.               بازنشستگي: عبارت است از قطع رابطه اشتغال با بنياد كه به موجب حكم رسمي و با توجه به مقررات بازنشستگي‌كشوري يا قانون تأمين اجتماعي صورت مي‌گيرد.

34.              ازكار افتادگي: وضعيت كارمندي است كه به موجب مقررات قانونی قادر به انجام‌كار نبوده و از مستمري ازكارافتادگي استفاده مي‌كند.

35.              تعليق: عبارت است از بركناري كارمند براي مدت معين، برابر مقررات مربوط.

 

مقررات اداري و استخدامي

2. يكسان‌سازي روزها و ساعت‌هاي‌كاري بنيادهاي نخبگان استاني

 

بنا به ابلاغية معاونت توسعة مديريت و منابع بنياد ملّي[17]، ساعت‌كار بنيادهاي نخبگان استاني روزهاي شنبه تا چهارشنبه از ساعت 8 تا 16 (پنجشنبه‌ها بنابر ضرورت ساعت 8 تا 12) است. بر اساس اين ابلاغيه، حضور تمامي‌كاركنان در روزهاي پنجشنبه ضروري نيست، ليكن به منظور انجام‌كارهاي جاري، در صورت ضرورت، حضور يك نفر آگاه به امور بنياد استاني به تشخيص و مسؤوليت رئيس بنياد استان كفايت مي‌كند.

 

3. دستورعمل برگزاري مراسم توديع و معارفة‌كاركنان بازنشستة بنياد

 

بنا به ابلاغية معاونت توسعة مديريت و منابع بنياد ملّي[18]، مراسم توديع و معارفة كاركنان بازنشسته بنياد به شرح زير برگزار مي‌شود:

الف. مراسم توديع با حضور مدير مربوطه در جلسه‌اي با حضوركاركنان حوزة مرتبط برگزار گردد.

ب. لوح تقدير از سوي دفتر ارتباطات و اطلاع‌رساني تهيه و از سوي مدير مربوطه اهدا گردد.

ج. هديه‌اي معادل تا يك يا دو ماه حقوق از سوي معاونت توسعة مديريت و منابع تهيه و در جلسه فوق به ايشان اهدا گردد.

 

 

 

 


 

 

 

آيين‌نامة مالي و معاملاتي بنياد

(موضوع مصوّبة هيئت‌امناي بنياد ملّي نخبگان در تاريخ 20/12/1393

كه طي نامة شمارة 13401/5/د مورّخ 4/3/1394 ابلاغ شده است )


 


 

 

1.   

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

آيين‌نامة مالي و معاملاتي بنياد ملّي نخبگان

 

يكي از مقررات اصلي بنياد در حوزة مالي «آيين‌نامة مالي و معاملاتي بنياد ملّي نخبگان» است. اين آيين‌نامه بيانگر اصول، قواعد و مقررات حاكم بر عمليات مالي و معاملاتي بنياد است. اين آيين‌نامه در تاريخ 20/12/1393 به تصويب هيئت‌امناي بنياد ملّي نخبگان رسيده و مفاد آن به شرح زير است:

 

فصل اول: مفاهيم

مادّة 1: مفاهیم كاربردي در این آیین‌نامه و پیوست‌های آن عبارتند از:

1ـ1. بنیاد: منظور بنیاد ملّی نخبگان است.

1ـ2. واحد تابعه: منظور بنيادهاي نخبگان استانی و سایر نمایندگی‌های بنياد در داخل و خارج از کشور است که با تصویب هیئت‌امنا ایجاد شده یا می‌شوند و از نظر سیاست‌ها، خط‌مشی‌ها و امور مالی، معاملاتی، اداری و تشکیلاتی تابع بنیاد هستند.

1ـ3. هيئت‌امنا: منظور هيئتي است که به موجب قوانین و مقررات مربوط به عنوان بالاترین رکن بنیاد، مرجع سیاست‌گذاری، تصمیم‌گیری و تصویب مقررات و ضوابط داخلی بنیاد است.

1ـ4. دستگاه اجرایی: منظور همة وزارت‌خانه‌ها، مؤسسه‌ها و شرکت‌های دولتی، مؤسسه‌ها و نهادهای عمومی غیر دولتی و نیز تمامي دستگاه‌هایی است که از سوی هيئت‌امنای بنیاد تعیین شده باشد.

1ـ5. سال مالی: منظور یک سال شمسی است‌که از اول فروردین ماه هرسال شروع و آخر اسفندماه همان سال پایان می‌یابد.

1ـ6. بودجه: منظور برنامة مالی بنیاد است که برای یک سال مالی تدوين می‌شود و حاوی پیش‌بینی کمک‌های دولت، درآمدهای اختصاصی و سایر منابع مالی و برآورد هزینه‌ها برای انجام برنامه‌ها و عملیاتی است که برای تحقق اهداف بنیاد لازم است.

1ـ7. اعتبار: منظور مبلغی است که براي مصرف يا مصارف معيّن در اجرای برنامه‌ها، طرح‌ها و فعالیت‌های بنیاد در بودجة تفصیلی بنیاد منظور مي‌شود.

1ـ8. برنامه: منظور بالاترین سطح طبقه‌بندی امور اجرايي در بنياد برای اداي وظايف و مسؤولیت‌هاي محول شده به بنياد است.

1ـ9. درآمد اختصاصی: منظور درآمدهای حاصل از انجام هرگونه فعالیت و بهره‌مندی از امکانات بنیاد است‌که پس از کسرهزینه‌های مربوط، تحت عنوان درآمد اختصاصی در بودجة بنیاد پیش‌بینی می‌شود و براي تحقق اهداف بنیاد به مصرف می‌رسد.

1ـ10. مقام مجاز: منظور معاون توسعة مدیریت و منابع (یا عنوان‌هاي مشابه)، سایر معاونان یا رئيسان بنيادهاي نخبگان استانی حسب مورد است که در صورت صلاحدید، رئیس بنیاد تمامي يا بخشی از اختیارات خود را به وی تفویض مي‌كند. این تفویض قائم به شخص بوده و شخص مجاز نيست همه يا بخشي از اختیارات تفویض شده را به غیر تفويض‌كند.

1ـ11. تشخیص: عبارت است از تعیین و انتخاب کالا، خدمات و سایر فعالیت‌هایی که به پرداخت‌هایی منجر می‌شودکه تحصیل یا اجراي آنها برای نیل به اهداف بنیاد ضروری است.

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

1ـ12. تأمین اعتبار: منظور تخصیصِ همه يا بخشي از اعتبار مصوّب برای انجام فعالیت معیّن به منظور تحقق اهداف بنیاد است.

1ـ13. تعهد: منظور ایجاد دین بر ذمة بنیاد ناشي از موارد ذيل است:

الف. تحویل کالا یا انجام دادن خدمت؛

ب. اجرای قراردادهایی که با رعایت مقررات منعقد شده باشند؛

ج. احکام صادره از مراجع قانونی و ذی‌صلاح؛

د. پیوستن به قراردادهای بین‌المللی يا عضویت درسازمان‌ها و مجامع بین‌المللی مطابق با قوانین مرتبط؛

هـ . کمک و اعانه به اشخاص حقیقی، حقوقی، مجامع وکنفرانس‌ها؛

1ـ14. تسجیل: منظورتعیین میزان بدهی قابل پرداخت به موجب اسناد و مدارک اثبات‌کنندة بدهی است.

1ـ15. حواله: منظور اجازه‌نامه‌اي كتبي‌ است كه از سوي رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي، برای تأدیة تعهدات و بدهی‌های قابل پرداخت از محل اعتبارات مربوط بر عهدة مدیرکل امور مالی یا فرد مجاز از طرف وی، در وجه ذی‌نفع صادر می‌شود.

1ـ16. درخواست وجه: منظور سندی است که از سوي رئيس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی، برای ایفای تعهدات از محل اعتبارات مصوّب یا کمک منظور در بودجة کل‌کشور بر عهدة خزانه، در وجه بنیاد صادر مي‌شود .

1ـ17. هزینه: منظور بدهی‌های قابل پرداخت در قبال تعهد یا تحت عنوان کمک یا عنوان‌هاي مشابه است.

1ـ18. تنخواه‌گردان پرداخت: منظور وجهی است‌که مدیرکل امور مالی با دستور رئیس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی، برای انجام هزینه‌ها و سایر پرداخت‌ها در اختیار واحدها یا مأمورانی قرار مي‌‌دهدکه مجاز به دریافت تنخواه‌گردان هستند.

1ـ19. پیش‌پرداخت: منظور وجهي است که از محل اعتبارات مربوط، براساس احکام یا قراردادها طبق مقررات، قبل از انجام تعهد پرداخت مي‌شود.

1ـ20. علی‌الحساب: منظور وجهي است که به منظور ادای بخشي از تعهد از محل اعتبار مربوط پرداخت مي‌شود.

1ـ21. سپرده: منظور وجوهي است‌که طبق قوانین، مقررات و قراردادها و به منظور تأمین یا جلوگیری از تضییع حقوق بنیاد دریافت یا پرداخت مي‌شود و استرداد، وصول یا ضبط آن تابع شرایط مقرر در قوانین، مقررات و قراردادهای مربوط است.

1ـ22. ودیعه: منظور پرداخت یا دریافتي غیرقطعی است که برای مدت معیّن و به صورت امانت بابت سپردة شرکت در مناقصه یا مزایده، حُسن اجرای تعهدات، تأمین ساختمان‌های موردنیاز بنیاد و نظایر آن، از محل اعتبارات ذی‌ربط صورت می‌پذیرد و پس از سپری‌شدن مدتِ مربوط عیناً مسترد یا واریز مي‌شود.

1ـ23. وثیقه: منظور وجه نقد، دارایی غیرمنقول یا ضمانت‌نامه‌ای است که در اجرای مقررات بنیاد یا قراردادهای منعقده از سوي بنیاد حسب مورد از طرف مقابل اخذ و نزد امور مالی بنیاد، برای اطمینان از حُسن اجرای تعهد، نگهداری می‌شود.

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

1ـ24. اعتبارات خارج از شمول: منظور وجوهی است که به منظور حُسن اجرای برنامه‌های بنیاد و تسریع در  برخی پرداخت‌های اولویت‌دار و بدون الزام به رعایت مفاد این آیین‌نامه و سایر قوانین و مقررات، منحصراً با تشخیص و مسؤولیت رئيس بنیاد هزینه مي‌شود.

1ـ25. عناوین حساب‌ها: عناوین حساب‌های مورداستفاده در این آیین‌نامه و پیوست‌های آن، تابع نظام (سیستم) حسابداری بنیاد است.

1ـ26. نظارت مالی: منظورتطبیق هزینه‌ها و پرداخت‌ها، درآمدها و دریافت‌های بنیاد با مفاد این آیین‌نامه، مصوّبه‌هاي هيئت‌امنا، حصول اطمینان از صحت محاسبات مالی، اصالت وکفایت اسناد و مدارک مثبته دربارة میزان و تحقق هر یک از اقلام هزینه‌ای است.

 

مادّة2: مدیرکل امور مالی: فردی است از بین‌کارکنان رسمی یا پیمانیِ واجد صلاحیتِ دولت که در یکی از رشته‌های امور مالی دست‌كم چهارسال تجربة حرفه‌ای و اجرایی داشته باشد و با حکم رئيس بنیاد یا معاون توسعة مدیریت و منابع بنياد برای انجام امور مالی و محاسباتی بنیاد به این سمت منصوب می‌شود و علاوه بر وظایف سازمانی، مسؤولیت‌های ذیل به او محول می‌گردد. قبول استعفا يا عزل مديركل امور مالي بر عهدة رئيس بنیاد یا معاون توسعة مدیریت و منابع بنياد است.

الف. اعمال نظارت مالی با رعایت مفاد این آیین‌نامه و مصوّبه‌هاي هيئت‌امناي بنياد؛

ب. نگهداری حساب، تنظیم گزارش‌ها و صورت‌های مالی و نظارت بر حفظ اسناد، دفاتر و مدارک مالی؛

ج. نگهداری، حفظ، حراست و تحویل وجوه، نقدینه‌ها، سپرده‌ها و اوراق بهادار؛

د. نگهداری حساب اموال بنیاد و نظارت بر اموال مذکور؛

هـ . نظارت و کنترل بر وصول درآمدهای اختصاصی و واریز آنها به حساب بنیاد.

 

مادّة3: معاون مدیرکل امور مالی: فردی است از میان کارکنان رسمی یا پیمانیِ واجد صلاحيتِ دولت كه با پيشنهاد مديركل امور مالي و حکم رئيس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی، به این سمت منصوب می‌شود.

 

مادّة4: رئيس حسابداری/مسؤول مالی/ عامل‌مالی: فردی است از بین کارکنان رسمی یا پیمانیِ واجد صلاحيتِ دولت كه برای ادارة امور مالی و محاسباتی واحدها با پیشنهاد مدیرکل امورمالی بنیاد و حکم رئيس بنیاد یا معاون توسعة مدیریت و منابع به این سمت منصوب و به عنوان نماینده، بخشي از وظایف و مسؤوليت‌هاي  مالیِ مدیرکل امور مالی به وی محول مي‌شود تا در واحد محل استقرار به انجام برساند.

 

مادّة5: امین اموال: فردی است از بین کارکنان رسمی یا پیمانیِ واجد صلاحیتِ دولت كه با پیشنهاد مدیرکل امور مالی بنیاد و حکم رئيس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی، به این سمت منصوب و مسؤوليت نگهداری، تحویل و تحول و تنظیم حساب‌های اموال و اوراقی که در حکم وجه نقد است وکالاهای تحت ابواب جمعی، بر عهدة او گذاشته مي‌شود.

 

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

مادّة6: حسابرس: شخصی است حقیقی یا حقوقی از بین «جامعة حسابداران رسمی ایران»كه به پیشنهاد رئيس بنیاد و تصویب هيئت‌امنا انتخاب مي‌شود.

 

مادّة7:کارپرداز: فردی است از بين كاركنان رسمي يا پيمانيِ واجد صلاحيتِ دولت كه با پيشنهاد مديركل امور اداري و پشتيباني و با حکم رئيس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی، به این سمت منصوب می‌شود تا درخصوص خرید، فروش و تدارک کالا و خدماتِ مورد نیاز بنیاد، طبق دستور مقام مافوق و درچارچوب ضوابط و مقررات عمل كند.

 

مادّة8: در صورتی که برای تصدی مشاغل معاون مدیرکل امور مالی، رئيس حسابداری/ مسؤول مالی/ عامل مالی، امین اموال وکارپرداز، انتصاب کارکنان رسمی یا پیمانی مقدور نباشد، به تشخیص رئيس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی، می‌توان ازکارکنان قراردادی، به صورت موقت و با اخذ تضمین کافی استفاده كرد.

 

مادّة 9: سمت‌ها و مشاغل اشاره شده در این فصل بر اساس تشکیلات تفصیلیِ زمان تصویب آیین‌‌نامه تقریر یافته است و با هر نوع تغییر عنوان در آنها، عنوان‌هاي جدید جایگزین شده، معتبر خواهد بود.

 

فصل دوم: بودجه

 

مادّة10: بودجة پیشنهادی: منظور سندي است كه بنیاد همه ساله براساس سیاست‌های دولت و اهداف بنیاد پس از تصویب هيئت‌امنا، تحت عنوان کمک‌های دولتی، برای درج در لایحة بودجة‌کل کشور به سازمان مديريت و برنامه‌ريزي‌كشور (یا عنوان‌هاي مشابه) ارسال مي‌كند.

 

مادّة11: بودجة تفصیلی: منظور بودجه‌‌اي است كه بر اساس اعتبارات محل ردیف‌های بودجة کل کشور، اعم از عمومی و اختصاصی، در اختیار بنیاد قرار می‌گیرد و همچنین ماندة وجوه مصرف نشدة سال‌هاي قبل و سایر منابع تأمین اعتبار، به تفکیک برنامه‌ها و طرح‌ها كه با پیشنهاد رئيس بنیاد و حداکثر تا پایان تیرماه همان سال، به تصویب هيئت‌امنا می‌رسد.

تبصره: تا زمان تصویب بودجة تفصیلی در هيئت‌امنا، به تشخیص رئيس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی، هزینه‌ها در حد وجوه دریافتي از خزانه به علاوة وجوه مصرف نشدة سال‌هاي قبل يا حداکثر به میزان یک دوازدهم کل بودجة سال قبل برای هر ماه انجام می‌پذیرد.

 

مادّة12: هرگونه اصلاحیة بودجة تفصیلی با پیشنهاد رئيس بنیاد و با تصویب هيئت‌امنا ممکن خواهد بود.

 

فصل سوم: درآمدها و دریافت‌ها

 

مادّة 13: انواع درآمدها و دریافت‌های بنیاد به شرح زیر است:

الف. وجوهی‌که تحت هر عنوانی از قبیل «کمک» یا عنوان‌هاي دیگر، از محل ردیف‌های بودجة کل‌کشور در اختیار بنیاد قرار می‌گیرد؛

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

ب. «درآمدهای اختصاصی بنیاد»که انواع، نحوة وصول و مصرف آنها بر اساس دستورعمل شمارة1، پيوست اين‌آيين‌نامه، به حساب مشخص و به نام بنیاد واریز مي‌شود؛

ج. وجوهی كه تحت عنوان «سایر منابع تأمین اعتبار» دريافت مي‌شود؛

د. «هدایا وکمک‌های مردمی»که انواع، نحوة وصول و مصرف آنها براساس دستورعمل شمارة 2، پيوست اين آيين‌نامه، تعيين مي‌شود؛

هـ . وصول مطالبات؛

و. وجوه حاصل از موقوفه‌ها؛

 ز. وجوه حاصل از فروش اموال منقول.

 

مادّة 14: سپرده، وجه‌الضمان، وثیقه، ودیعه یا نظایر آنها که بر طبق قرارداد، مقررات یا بر حسب ضرورت به تشخیص رئيس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی، اخذ و وصول مي‌شود، باید به حسابي واريز شودکه به همین منظور افتتاح مي‌گردد.

 تبصرة 1: ردّ وجوه سپرده یا دریافت خسارت ناشی از عدم اجرا یا تأخير در اجرای تعهدات از محل موجودی حساب فوق، بر اساس تشخیص رئيس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی، صورت مي‌پذيرد.

 تبصرة 2: بنیاد مجاز است برای رفع احتیاجات ضروری خود از موجودیِ حساب‌های سپرده به صورت موقت، استفاده كند.

تبصرة 3: رئيس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی، مجاز است تمامي یا بخشي از موارد موضوع این مادّه و موجودی‌های نقد خود را در حساب‌های جاریِ دو منظوره نزد بانک‌هایی‌که مجوّز فعالیت از سوی بانک مرکزی جمهوري اسلامي ايران دارند، واریز  و درآمد حاصل را جزء درآمدهای اختصاصی محسوب كند و آن را  طبق مقررات اين آيين‌نامه به مصرف برساند.

 

مادّة 15: در مواردی که برای تقسیط بدهیِ اشخاص به بنیاد یا دادن مهلت به بدهکاران و نیز جریمه‌های نقدیِ ناشی از استنکاف یا عدم پرداخت به موقع بدهی، به موجب مقررات عمومی تعیین تکلیف نشده باشد، رئيس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی، مجاز است  بدهی‌های مذکور را حداکثر تا مدت یک سال تقسیط كند. تقسیط بدهی برای مدت بیش از یک سال، موکول به موافقت هيئت‌امنا خواهد بود.

تبصره: چنانچه بدهی‌های موضوع این مادّه، ناشی از محل وصول جریمه‌های ناشی از تخلفات باشد، استیفای طلب بنیاد از طریق تقسیط بدهی یا دادن مهلت، مانع از تعقیب قانونیِ متخلفان یا مجرمان ذی‌ربط از سوي بنیاد یا سایر مراجع ذی‌صلاح، نخواهد بود.

 

فصل چهارم: هزینه‌ها و پرداخت‌ها

 

مادّة 16: بنياد مجاز است دربارة آن بخش از هزینه‌های جاری مستمرکه نوعاً انجام آن از یک سال مالی تجاوز می‌کند، به تشخیص رئيس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی، قراردادهايی را برای مدت زمان متناسب،که اجرای آن از سال مالی تجاوز می‌کند، منعقد كند. در این صورت بنیاد مکلف است در بودجة سالانة خود اعتبارات لازم برای پرداخت تعهدات مربوط را مقدم برسایر اعتبارات لحاظ كند.

 

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

مادّة 17: هزینه‌ها و پرداخت‌ها به‌ترتیب پس از طی مراحل تشخیص، تأمین اعتبار، تعهد، تسجیل، اعمال نظارت مالی و صدور حواله تحقق می‌یابد.

تبصرة1: رعایت ترتیب مراحل موضوع این مادّه، در بارة پیش‌پرداخت (به استثنای مرحلة انجام تعهد) و علی‌الحساب (به استثنای مرحلة تسجیل که برای تمامي دین مقدور نيست) نيز الزامی است.

تبصرة2: امضای سند حسابداری و چک از سوی رئيس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی، به منزلة تحقق مراحل تشخیص، تعهد و تسجیل؛ و امضای سند مذکور از سوي مدیرکل امور مالی بنياد، به منزلة تحقق مرحلة تأمین اعتبار و اعمال نظارت مالی است.

تبصرة3: وجود اعتبار در بودجة بنیاد برای اشخاص حقیقی یا حقوقی، حقي را ايجاد نمی‌کند و استفاده از اعتبارات با رعایت مقررات این آیین‌نامه صورت مي‌پذيرد.

 

مادّة 18: صلاحیت، اختیار تشخیص و همچنین مسؤوليت انجام تعهد، تسجیل و حواله بر عهدة رئيس  بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی؛ و تأمین اعتبار و تطبیق پرداخت‌ها با ضوابطِ مورد عمل، برعهدة مدیرکل امور مالی است.

تبصرة1: اختیارات و مسؤولیت‌های موضوع این مادّه، حسب مورد به طور مستقيم و بي‌واسطه از طرف رئیس بنیاد به سایر مقامات مجاز بنیادکلاً یا بعضاً قابل تفویض است؛ ليكن در هیچ مورد تفویض اختیار و مسؤولیت، موجب سلب اختیار یا رفع مسؤولیت از تفویض‌کننده نخواهد بود.

تبصرة2: در اجرای این مادّه، تفویض اختیارات و مسؤولیت‌های مربوط به رئیس بنیاد به مدیرکل امور مالی وکارکنان امور مالی مجاز نيست.

 

مادّة19: بنياد مجاز است در مواردی که لازم است قبل از انجام تعهدات وجهی پرداخت شود، به تشخیص رئیس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی، مبالغی را به عنوان پیش‌پرداخت بپردازد.

 

مادّة20: در مواردی‌که بنا به عللی تسجیل و تهیة اسناد و مدارک لازم برای تأدیة همة دین مقدور نباشد، بنياد مجاز است بخشي از وجه تعهد شده را به تشخیص رئیس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی، تحت عنوان علي‌الحساب بپردازد.

 

مادّة21: میزان، نحوة واگذاری و واریز پیش‌پرداخت، علی‌الحساب و تنخواه‌گردان و نوع تضمین مورد نیاز حسب مورد، براساس دستورعمل شمارة 3، پيوست اين‌آيين‌نامه، صورت مي‌پذيرد.

 

مادّة22: بنياد مجاز است به منظور استفاده از تسهيلات خريدهاي متمركز،‌ براي تأمين كالاها يا انجام خدمات مورد نياز از دستگاه‌هاي اجرايي، ‌وجوهي را به حساب يا حساب‌هايي‌كه به همين منظور تعيين شده يا مي‌شود، واريزكند. وجوه واريزي به حساب یا حساب‌های فوق به حساب پيش‌پرداخت منظور و پس از وصول كالاها يا انجام خدمات مورد نظر یا دريافت صورت‌حساب از طرف دستگاه اجراييِ مربوط، به حساب هزينه منظور مي‌شود.

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

تبصره: همة تجهيزات وكالاهاي سرمايه‌اي و غيرمصرفي كه در اين‌ خصوص تهيه و تدارك مي‌شود،‌ متعلق به بنياد و مشمول دستورعمل موضوع مادّة51، پيوست اين آيين‌نامه، خواهد بود.

 

مادّة 23: پرداخت‌هاي بنياد بايد صرفاً از طريق حساب‌هاي بانكيِ مجاز صورت پذيرد وگواهي بانك دایر بر انتقال وجه به حساب ذی‌نفع، پرداخت وجه به ذی‌نفع يا قائم‌مقام قانوني او و حواله در وجه ذی‌نفع یا قائم مقام قانونی او، ‌به عنوان رسيد‌گيرندة وجه تلقي و پرداخت محسوب مي‌شود.

تبصره: در موارد استثنايي كه با تشخيص رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي،‌ اخذ امضا از گيرندة وجه مقدور یا مصلحت نباشد، تأیید یکی از مقامات مذکور دایر بر پرداخت وجه به ذی‌نفع (به صورت چك يا نقدي)، رسيد دريافت‌كنندة وجه تلقي مي‌شود و سند قابل احتساب به هزينة قطعي است.

 

مادّة24: بنیاد مجاز است تا سقف ده درصد از اعتبارات  مندرج در بودجة تفصیلی خود را به عنوان «اعتبارات خارج از شمول آیین‌نامة مالی و معاملاتی و سایر قوانین و مقررات» به تشخیص رئیس بنیاد هزینه و سپس گزارش آن را به هيئت‌امنا ارائه كند.

 

مادّة 25: پرداخت هرگونه وجهی تحت عناوین: کمک، مددکاری،کمک هزینة تحصیلی، کمک به برنامه‌های پژوهشی و مطالعاتي و نظایر آن به اشخاص و مؤسسه‌ها، دانشمندان، نخبگان، صاحبان استعدادهای برتر، پژوهشگران و خانوادة آنها و نظاير آن؛ و نیز اعطاي هدایای نقدی و غيرنقدي به آنها منوط به موافقت رئیس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی است. وجوه پرداختی از این بابت با اخذ رسید از دریافت‌کنندة وجه، به حساب هزینة قطعی منظور مي‌شود.

 

مادّة26: تمامي اعتبارات هزينه‌اي و تملك دارايي‌هاي سرمايه‌ايِ مصوّب بنياد تا آخر سال مالي، قابل تعهد و پرداخت است و ماندة وجوه مصرف نشدة هر سال به سال بعد منتقل مي‌شود و ضمن درج در بودجة تفصيلي بنياد به تصويب هيئت‌امنا مي‌رسد.

تبصرة 1: ماندة وجوه مصرف‌نشدة اعتبارات تملك دارايي‌هاي سرمايه‌اي، به طور انحصاري به مصرف تملك دارايي‌هاي سرمايه‌اي مي‌رسد.

تبصرة2: ماندة وجوه مصرف نشدة اعتبارات هزينه‌ای، ابتدا برای پرداخت تعهدات سال‌هاي قبل مورد استفاده قرار می‌گیرد و در صورت نبودِ تعهد سال‌هاي قبل، براي ساير پرداخت‌ها (جاري و تملك دارايي‌هاي سرمايه‌اي) قابل مصرف خواهد بود.

 

مادّة 27: بنياد داراي يك حساب است كه از سوي خزانه براي واريزكمك‌هاي دولت، اشخاص و مؤسسه‌ها افتتاح مي‌شود. ساير حساب‌هاي بانكي بنياد به تعداد موردنياز براي دريافت‌ها و پرداخت‌هاي مربوط، با درخواست مديركل امور مالي، نزد شعبه‌هاي بانك‌هايي افتتاح مي‌شودكه دارای مجوز از بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران هستند. استفاده از حساب‌هاي مزبور با امضاي مشترك مديركل امور مالي و رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي، ممكن خواهد بود.

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

تبصره: در استان‌ها، حساب بانکی با درخواست رئيس بنیاد نخبگان استان و تأیید رئیس بنیاد یا معاون توسعة مدیریت ومنابع افتتاح می‌شود. استفاده از حساب‌های مذکور با امضاي مشترک رئیس بنياد نخبگان استان و عامل مالی امكان‌پذير است.

 

فصل پنجم: معاملات

 

مادّة 28: معاملات بنياد اعم از خريد، فروش، اجاره، پيمانكاري، اجرت‌كار و غيره به استثناي مواردي كه مشمول آيين‌نامه‌هاي استخدامي بنياد است، حسب مورد از طريق مناقصه يا مزايده انجام مي‌شود، مگر در موارد زير:

28-1: معاملاتي كه طرف معامله دانشگاه‌ها، مؤسسه‌هاي علمي‌و‌پژوهشي،‌ وزارت‌خانه‌ها، مؤسسه‌ها يا شركت‌هاي دولتي باشد؛

28-2: معاملاتي‌كه انجام آنها به تشخيص و مسؤوليت رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي، با مؤسسه‌ها و نهادهاي عمومي غيردولتي، شرکت‌ها و مؤسسه‌هاي تابعه،كه بيش از 50 درصد سهام یا سهم‌الشرکة آنها یا مالكيت آنها متعلق به مؤسسه‌ها و نهادهاي مذكور باشد، و نيز شركت‌هاي تعاوني چند منظورة توليد، توزيع و مصرف كاركنان وزارت‌خانه‌ها و مؤسسه‌ها‌ و شركت‌هاي دولتي و شركت‌ها، مؤسسه‌ها و تعاوني‌هاي توليد و توزيع كه تحت نظارت مستقيم دولت تشكيل مي‌شوند؛

28-3: معاملاتي كه از محل اعتبارات تحقيقات بنياد انجام مي‌پذيرد؛

28-4: خريد اموال و خدمات حقوقي كه به تشخيص رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي، به صرفه و صلاح بنياد باشد؛

28-5: اجارة اموال غيرمنقول به تشخيص رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي؛

28-6: خريد، فروش يا واگذاري حق بهره‌برداري از مالكيت فكري و فنّاوري، به تشخيص كارشناس منتخب رئیس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی؛

28-7: خريد يا فروش خدمات هنري و صنايع مستظرفه و خدمات كارشناسي، پژوهشي و آموزشيِ غيرموظف و همچنين خدمات مشاوره و خدمات مؤسسه‌هاي علمي، پرداخت نويسانه (حق‌التأليف)، ترجمانه (حق‌الترجمه) و حق‌الاختراع و نظاير آنها به تشخيص رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي؛

28-8: خريد كالاهاي مصرفيِ روزانه كه نرخ معيّني از طرف دولت يا مراجع ذي‌صلاح براي آنها تعيين شده باشد؛

28-9: خريدكالاهاي انحصاري با تشخيص و مسؤوليت رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي؛

28-10: كراية حمل‌ونقل هوايي، دريايي و زميني، هزينة مسافرت و نظاير آن؛

28-11: خريد قطعات يدكي براي تعویض یا تكميل لوازم، تجهيزات و ماشين‌افزارهاي ثابت و متحرك موجود و همچنين خريد ادوات، ابزار و وسايل اندازه‌گيري دقيق و لوازم آزمايشگاهي علمي و فني، ديداري و شنيداري و نظاير آن به تشخيص رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي؛

28-12: تعمير ماشين‌افزارهاي ثابت و متحرك به تشخيص رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي؛

28-13: امور مربوط به چاپ و صحافي به تشخيص رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي؛

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

28-14: خريدهاي ارزي با اعلامية بانك و مدارك ترخيص كالا از گمرك يا گزارش خريد مورد تأييد رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي؛

28-15: تعهدات، خسارات و جرايم ناشي از اجراي احكام قضايي يا ساير احكامي كه به موجب قانون از سوي مراجع قانوني ذي‌صلاح صادر مي‌شود؛

28-16: پرداخت وجوه مربوط به خريد كتاب و نشريه‌ها،‌ برنامه‌هاي رايانه‌اي، تسهيلات و امكانات، ملزومات آموزش و پرورش مورد نياز دانشمندان،‌ نخبگان بالقوه و بالفعل و پژوهشگران و نيز آثار آنان؛ همچنين خريد مجموعة كتاب، تابلو، عكس، فيلم، نوارهاي صوتي و تصويري، لوح‌هاي فشرده، نرم‌افزار، اسناد، مدارك و نظاير آن براي بنياد به تشخيص رئيس بنياديا مقام مجاز از طرف وي؛

 

مادّة 29: معاملات از نظر مبلغ به سه دستة «جزئي»، «متوسط» و «عمده» طبقه‌بندي مي‌شوند:

تبصرة 1: حد نصاب معاملات جزئی، متوسط و عمده که هر ساله بر اساس مصوبة هیئت وزیران تعیین می‌شود، برای بنیاد نیز ملاک عمل است.

تبصرة2: مبناي نصاب در خريد براي معاملات جزئي و متوسط،‌ مبلغ معامله؛ و دربارة معاملات عمده، مبلغ برآورد است.

تبصرة 3: مبناي نصابِ فروش در معاملات جزئي به تشخيص و مسؤوليت كارپرداز،‌ در معاملات متوسط مبلغ تعيين شده از طرف كارشناسِ منتخب رئیس بنياد یا مقام مجاز از طرف وی؛ و در معاملات عمده مبلغ تعيين شده از طرف كارشناس منتخب هيئت‌امناست.

تبصرة 4: مبلغ يا برآورد معاملات مشمول هر يك از نصاب‌های فوق، نبايد با تفكيك اقلامي‌كه به طور متعارف در يك مجموعة واحد تلقي مي‌شوند، به نصاب پايين‌تر برده شود.

 

مادّة 30: مناقصه در معاملات به يكي از روش‌هاي ذيل انجام مي‌پذيرد:

الف. در معاملات جزئي ‌خريد به كمترين بهاي ممكن، به تشخيص و مسؤوليت كارپرداز و مسؤول مافوق وی.

ب. در معاملات متوسط، خريد به كمترين بهاي ممكن، به تشخيص و مسؤوليت كارپرداز و مسؤول مافوق وی و تأييد رئیس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي.

ج. در معاملات عمده، خريد با انتشار آگهيِ مناقصة عمومي يا ارسال دعوت‌نامه (مناقصة محدود) ‌به تشخيص رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي و طی مراحل مناقصه.

تبصره: برای عقد قرارداد و انجام معاملات عمده‌ای که از محل اعتبار برنامه‌های علمی، پژوهشی و اطلاع‌رسانی بنیاد و امور مربوط به کمک مالی و حمایت‌های مادّی و معنوی از دانشمندان، نخبگان، صاحبان استعدادهای برتر و پژوهشگران انجام می‌پذیرد، انتشار آگهی و رعایت تشریفات مناقصه الزامی نیست؛ در این صورت معامله صرفاً با تشخیص رئیس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی انجام مي‌شود.

مادّة 31: مزايده در معاملات به يكي از روش‌هاي ذيل صورت مي‌‌پذيرد:

الف. در معاملات جزئي، فروش به بيشترين بهاي ممكن، به تشخيص و مسؤوليت مأمور فروش و مسؤول مافوق وی؛

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

ب. در معاملات متوسط، فروش به بيشترين بهاي ممكن، به تشخيص و مسؤوليت مأمور فروش و مسؤول مافوق وی و تأييد رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي؛

ج. در معاملات عمده با انتشار آگهيِ مزايدة عمومي؛

 

مادّة 32: در مواردي كه انجام مناقصه يا مزايده بر اساس گزارش توجيهي واحد مرتبط و به تشخيص هيئتي مركّب از رئيس بنياد يا معاون توسعة مدیریت و منابع، ‌مديركل امور مالي و يك نفر كارشناس به انتخاب رئيس بنياد، ممكن يا به مصلحت نباشد، مي‌توان معامله را به روش ديگري انجام داد. در اين صورت هيئت مزبور با رعايت صرفه و صلاح بنياد نحوة انجام معامله را مشخص مي‌كند.

 

مادّة 33: جلسة هيئت موضوع مادّة 32 درهرمورد با دعوت رئيس بنياد يا معاون توسعة مدیریت و منابع تشكيل مي‌شود، در اين صورت تمامي اعضا مكلف به حضور در جلسه و اعلام نظر هستند و تصميم‌هاي هيئت ‌با رأي حداكثر اعضاي آن معتبر خواهد بود.

 

مادّة 34: درهمة معاملات، گرفتن قبض‌(فاكتور) و مدارك مثبته يا تنظيم قرارداد الزامي است، مگر در موارد اضطراري و استثنايي كه با گزارش واحد مربوط، ‌مبادرت به تنظيم صورت‌مجلس خريد شده، به تأييد رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي مي‌رسد.

 

مادّة 35: نحوة اجراي مناقصه و مزايده در معاملات عمده به موجب دستورعمل شمارة 4، پيوست اين آيين‌نامه، خواهد بود.

 

مادّة 36: تحویل مورد معامله به شرح ذیل است:

الف. در معاملات جزئی به وسیله و مسؤولیت انباردار یا تحویل‌گیرندة کالا و دربارة خدمات از طریق گواهی‌کار توسط ناظر منتخب رئیس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی؛

ب. در معاملات متوسط به وسیله و مسؤولیت انباردار یا تحویل‌گیرندة کالا و نمایندة واحد تقاضاکننده و دربارة خدمات، از طریق گواهی‌کار از سوي ناظر منتخبِ رئیس بنیاد یا مقام‌مجاز از طرف وی و نمایندة واحد تقاضاکننده؛

ج. در معاملات عمده به وسیله و مسؤولیت انباردار یا تحویل‌گیرندة کالا و مسؤول واحد تقاضاکننده و دربارة خدمات، از طریق گواهی‌کار از سوي ناظر منتخبِ رئیس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی و مسؤول واحد تقاضاکننده؛

تبصره: برای کالاهای تحویل‌شده باید قبض انبار و رسید انبار که در دفاتر مربوط ثبت شده باشد، صادر شود. در خصوص مصالح ساختمانی یا کالاهایی که انتقال آن به انبار میسر نباشد، صورت‌‌جلسة تنظیمی با امضای انباردار و نمایندة رئیس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی، مبنای صدور قبض انبار خواهد بود.

 

فصل ششم: نظارت مالی

 

مادّة 37: اعمال نظارت مالی در اجرای مفاد بند «الف» مادّة 2 این آیین‌نامه بر عهدة مدیرکل امور مالی بنیاد است.

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

تبصره: رئیس حسابداری/ مسؤول مالی/ عامل مالی در مقابل مدیرکل امور مالی (یا معاون وی) و مدیرکل امور مالی (یا معاون وی) در مقابل رئیس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی، درخصوص اعمال صحیح نظارت مالی پاسخ‌گو هستند.

مادّة 38: در صورتی که مدیرکل امور مالی/ عامل مالی پرداخت وجهی را برخلاف مفاد این آیین‌‌نامه و مصوبه‌هاي هیئت‌امنا تشخیص دهد، مراتب را كتبي و با ذکر دلایل به مقام صادرکنندة دستور پرداخت اعلام می‌كند، چنانچه مقام صادرکنندة دستور پس از وصول گزارش مدیر کل امور مالی/ عامل مالی، مسؤولیت امر پرداخت را بر عهده بگیرد، مراتب را كتبي به مدیرکل امور مالی اعلام می‌كند، در این صورت مدیرکل امور مالی مكلّف است وجه مزبور را پرداخت كند.

تبصره: چنانچه مقام صادرکنندة دستور پرداختِ موضوع این مادّه، غیر از رئيس بنیاد یا معاون توسعة مدیریت و منابع باشد (رئيسان بنیادهای نخبگان استان‌ها)، عامل مالی مکلف است پس از تأیید مدیرکل امور مالی پرداخت را انجام دهد.

 

فصل هفتم: امورحسابداری و حسابرسی

 

مادّة 39: حساب‌های بنیاد براساس اصول، موازین و استانداردهای متداول حسابداری و با روش حسابداری نیمه تعهدی (هزینه‌ها برمبنای تعهدی و درآمدها بر مبنای نقدی) نگهداری می‌شود. در صورتی که شرایط فراهم شود بنیاد  مجاز است نظام حسابداری را از نیمه تعهدی به حسابداری تعهدی تغيير دهد.

 

مادّة40: به منظور جلوگیری از تداخل منابع مالی بنیاد و تفکیک برنامه‌ها و طرح‌هایی که از محل منابع خاصی تأمین مالی می‌شوند، حساب‌های بنیاد به تفکیک منابع مالی و تحت عنوان حساب مستقل ثبت و نگهداری می‌شوند.

 

 مادّة41: حساب‌های مستقل بنیاد با رعایت مفاد مادّة 39 نگهداری می‌شود و عبارتند از:

41-1. حساب مستقل وجوه اعتبارات هزینه‌ای؛

41-2. حساب مستقل وجوه اعتبارات تملک دارایی‌های سرمایه‌ای؛

41-3. حساب مستقل وجوه اعتبارات اختصاصی؛

41-4. حساب مستقل وجوه هدایا وکمک های مردمی؛

41-5. حساب مستقل وجوه سپرده؛

41-6. حساب مستقل وجوه بازنشستگی؛

41-7. حساب مستقل وجوه سایر منابع؛

41-8. سایر حساب‌های مستقل که در صورت نياز به پیشنهاد مدیرکل امور مالی و موافقت رئیس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی، ایجاد خواهد شد.

مادّة 42: صورت‌های مالیِ بنیاد که هر سال بر اساس دفاتر و مدارک حسابداری حداکثر تا پایان تیرماه سال بعد از سوي مدیرکل امور مالی تنظیم و برای بررسی و تصویب به هيئت‌امنا ارائه می‌شود، عبارتند از:

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

42-1. ترازنامة ترکیبی همة حساب‌های مستقل؛

42-2. صورت حساب ترکیبی درآمد و هزینه؛

42-3. صورت ترکیبی تغییرات در حساب مازاد؛

42-4. صورت عملکرد سالانة بودجه برای حساب‌های مستقلِ وجوه اعتبارات هزینه‌ای و تملک دارایی‌های سرمایه‌ای و اختصاصی و نظایرآن؛

 

مادّة 43: مدیرکل امور مالی مکلف است صورت حساب دریافت و پرداخت‌ها را هر شش ماه به رئیس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی، تقدیم و حساب نهایی را حداکثر تا پایان تیرماه سال بعد تنظیم و همراه با اسناد و مدارک مربوط از طریق رئیس بنیاد به هیئت‌امنا تسلیم كند.

 

مادّة 44: نحوة نگهداری حساب‌های مستقل و نمونه اوراق دفاتر، اسناد و مدارک حسابداری و گزارش‌های مالی و استفاده از روش‌های نوین حسابداری با رعایت مفاد مادّة 39 تعیین می‌شود.

تبصره: منظور از دفاتر موضوع این مادّه نسخة نوشتاری خروجی‌های نرم‌افزاری سامانه (سیستم) مالیِ مورد عمل در بنیاد است که به تأیید رئیس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی رسیده باشد.

 

مادّة 45: هيئت‌امنا به منظور اعمال نظارت صحيح بر صورت‌هاي مالي، حساب اموال و حصول اطمينان از قابل اعتماد بودن آنها به منظور حفظ منافع عمومي دولت، مجاز است به ترتيبي كه در دستورعمل شمارة 5، پيوست اين‌آيين‌نامه، تعيين شده است، از خدمات حسابرسي استفاده كند.

فصل هشتم: اموال

 

مادّة 46: مسؤولیت حفظ و حراست از اموال منقول و غیرمنقولِ بنیاد بر عهدة تحویل‌گیرنده و مسؤولیت نگهداری حساب اموال با مدیرکل امور مالی است.

تبصره: منظور از اموال منقولِ مذکور در این فصل، اموال منقولِ غیرمصرفی است.

 

مادّة 47: انتقال اموال منقول به مؤسسه‌هاي غیردولتی ممنوع است و انتقال آن به مؤسسه‌هاي دولتی موکول به موافقت قبلی رئیس بنیاد است.

 

مادّة 48: اموال منقول اسقاط شده یا مازاد بر نیاز بنیاد، توسط هیئتی مرکّب از معاون توسعة مدیریت و منابع، مدیرکل امور مالی و یک نفرکارشناس خبره و متعهد با انتخاب رئیس بنیاد، تعیین مي‌شوند. فروش این‌گونه اموال، با رعایت مفاد تبصرة 4 از مادّة 29 مجاز است و وجوه حاصل از فروش آنها به حساب درآمد اختصاصی بنیاد واریز می‌شود.

تبصره: اموال منقولی که فروش‌آنها به موجب قانون ممنوع است، از شمول این مادّه مستثناست.

 

مادّة 49: تبدیل كردن به احسنِ اموال غیرمنقول مازاد بر نیاز بنیاد به استثنای اموال غیرمنقولی که از نفایس و آثار ملّی و بناهای تاریخی است، از طریق فروش اموال مذکور، صرفاً با تصویب هيئت‌امنا مجاز است. وجوه حاصل از فروش این‌گونه اموال به حساب درآمد اختصاصی بنیاد واریز می‌شود.

تبصره: ارزیابی و تعیین مبنای قیمت اموال غیرمنقولِ قابل فروش با رعایت مفاد تبصرة 4 از مادّة 29 صورت مي‌پذيرد.

 

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

مادّة50: حق استفاده از اموال غیرمنقولِ مازاد بر احتیاج بنیاد در صورت تأیید هيئت‌امنا، به طور موقت و بدون حق تصرف مالکانه (اذن در انتفاع) قابل واگذاری است. درآمد حاصل از این بابت جزء درآمد اختصاصی بنیاد تلقی می‌شود.

 

مادّة51: نحوة نگهداری اموال، رسیدگی و چگونگی نظارت و تمرکز حساب اموال منقول و غیر منقول بنیاد به موجب دستورعمل شمارة 6، پيوست اين‌آيين‌نامه، صورت مي‌پذيرد.

 

مادّة 52: هدایای غیرنقدی که به بنیاد اهدا می‌‌شود جزء اموال بنیاد محسوب مي‌گردد. نحوة استفاده، فروش و تبدیل كردن آنها به احسن، با رعایت مفاد دستورعمل شمارة 2، پيوست اين آيين‌نامه، تابع مقررات این آیین‌نامه و مصوبه‌هاي هیئت‌امناست.

 

فصل نهم: سایر مقررات

مادّة 53: دریافت ضمانت‌نامة بانکی یا سپردة نقدی، سفته، چک تضمین شدة بانکی یا هر یک از تضمین‌هاي مصوّب هیئت‌امنا به عنوان سپردة شرکت در مناقصه، مزایده، تضمین حُسن انجام معامله و ضمانت استرداد پیش‌پرداخت الزامی است و در هر صورت با تشخیص رئیس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی، در هر زمان قابل تبدیل به یکدیگر خواهد بود.

تبصره: در خریدهای خارجیِ بنیاد که به علت نبود نمایندة فروشنده در کشور، امکان اخذ ضمانت وجود نداشته باشد، با تشخیص هیئت موضوع مادّة 32 و تأیید رئیس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی، دریافت ضمانت ضروری نيست.

 

مادّة 54: چنانچه تهية اسناد و مدارك مربوط به هزينة دعوت‌ها، پذیرایی‌ها، برگزاری مراسم، گردهمایی‌ها، اعطاي هدایا، مسافرت‌های علمی و ورزشی کارشناسان و مدیران بنیاد و نیز پرداخت هزینه‌های آموزشی و پژوهشي دانشمندان، نخبگان، صاحبان استعدادهای برتر و پژوهشگران در داخل و خارج کشور، مقدور نباشد، بر اساس صورت‌حساب‌های تهیه شده توسط مسؤولان مربوط و با تأیید رئیس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی، موارد مذكور بدون نیاز به قبض انبار، قابل احتساب به هزینة قطعي است.

 

مادّة 55: رئیس بنیاد مکلف است گزارش عملیات مالیِ انجام شدة بنياد را بر اساس اهداف پیش‌بینی شده در بودجة مصوّب به طور سالانه به هیئت‌امنا ارائه كند.

 

مادّة 56: رئيس بنیاد يا مقام مجاز از طرف وي، مجاز است درصورت نياز، رعایت تمامي یا بخشي از مقررات عمومی حاکم بر اعتبارات تملک دارایی‌های سرمایه‌ای کشور را در اجرای طرح‌ها و پروژه‌های موضوع این اعتبارات، الزامی كند.

 

مادّة 57: اختلاف‌هاي ناشی از معاملات این آیین‌نامه که بین طرفین ایجاد شده باشد درکمیتة مالی بنیاد مطرح شده و تصمیم‌هاي‌كميته با رأی حداکثر اعضاي كميته لازم‌الاجرا خواهد بود.

 

مادّة 58: در صورتي‌كه در اثر تخلف از شرايط قرارداد از سوي طرف معامله، حقي براي بنياد ايجاد شود، بنياد مجاز نيست بخشي يا همة آن را ببخشد.

 

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

مادّة 59: تمامي معاملات مندرج در این آیین‌نامه مشمول قانون منع مداخلة کارکنان دولت، مصوّب سال 1337 و اصلاحیه‌ها و الحاقیه‌های بعدی آن است.

 

مادّة60: نقصان در ابواب جمعی، اعم از نقدی یا غيرنقدي، با نظرکمیتة مالی بنیاد برآورد و بايد از سوي شخص مقصّر مسترد شود؛ این امر مانع تعقیب قانونی مقصّر نخواهد بود. وجوه حاصل نیز به حساب درآمد اختصاصی بنیاد منظور خواهد شد.

 

مادّة 61: نقصان حاصل از وقایع طبیعی مانند سیل، آتش‌سوزی و نظاير آن با تشخیص‌کمیتة مالی بنیاد برآورد و به حساب هزینة قطعی منظور خواهد شد.

 

مادّة 62: اعضای کمیتة مالی بنیاد عبارتند از:

الف. رئیس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی؛

ب. مدیرکل امور مالی؛

ج. مدیركل حراست بنیاد؛

د. نمایندة دفتر حقوقی یا مشاور حقوقی بنیاد؛

هـ.کارشناس خبرة ذی‌ربط با تشخیص رئيس بنیاد يا مقام مجاز از طرف وي.

 

مادّة 63: بنياد مجاز است در خصوص موارد پيش‌بيني نشده یا مسکوت در اين آيين‌نامه، تا زمان تصويب در هيئت‌امنا، از قوانين و مقررات عمومي‌كشور استفاده كند.

 

مادّة 64: اين آيين‌نامه مشتمل بر 64 مادّه و 28 تبصره و شش پيوست در تاريخ 6/12/1393 به تصويب كميسيون دائمي و مطابق مصوبة جلسة پنجم هيئت‌امنا (تبصرة 1 مادّة 3 آيين‌نامة كميسيون دائمي)، در تاريخ 20/12/1393 به تصويب هيئت‌امناي بنياد ملّي نخبگان رسيد و جايگزين «آيين‌نامة مالي و معاملاتي بنياد ملّي نخبگان» موضوع مصوبة جلسة پنجم هيئت‌امناي بنياد ملّي نخبگان در تاريخ 25/1/1389، مي‌شود و از تاريخ 1/1/1394 لازم‌الاجراست.


پیوست شمارة 1

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

دستورعمل انواع و نحوة وصول و مصرف درآمدهای اختصاصی

موضوع بند «ب» از مادّة 13 آیین‌نامة مالی و معاملاتی بنياد ملّي نخبگان

 

مادّة 1: درآمدهای اختصاصی که بنیاد مجاز به تحصیل آنهاست، ناشی از نتایج فعالیت‌های زیر است:

1ـ1. فعالیت‌های پژوهشی و استفاده از نتایج آن؛

1ـ2. فروش یا واگذاریِ حق استفاده از مالکیت‌های فکری؛

1ـ3. فروش خدمات فنی، مهندسی و آزمایشگاهی؛

1ـ4. خدمات مشاوره‌ای، اجرایی و کارشناسی؛

1ـ5. فروش‌كتاب‌ها، نشريه‌ها، نتایج تحقیقات، اطلاعات تولیدی و نرم‌افزاری؛

1ـ6. فعالیت‌های آموزشی؛

1ـ7. استفاده از امکانات چاپ و تکثیر؛

1ـ8. استفاده از فضاها، امکانات آموزشی، پژوهشی، آزمایشگاهی‌وکارگاهی؛

1ـ9. درآمد ناشی از فعالیت واحدهای خدماتی، کارگاهی و تولیدی که به موجب قانون ایجاد شده یا می‌شوند؛

1ـ10. استفاده از فضاها و امکانات ورزشی، غذاخوري و نظایر آن؛

1ـ11. فروش خدمات درمانی، محصولات کشاورزی، دامداری و نظایر آن؛

1ـ12. درآمد ناشی از موقوفه‌ها با رعایت مفاد وقف‌نامه؛

1ـ13. درآمد ناشی از استفاده از اموال غیرمنقولِ مازاد بر احتیاجِ بنیاد بدون حق تصرف مالکانه در قالب قراردادهای اجاره، اذن در انتفاع و نظایرآن؛

1ـ14. درآمد ناشی از برگزاری همایش‌ها، سمینارها، نشست‌ها،کارگاه‌های آموزشی و نظایر آن؛

1ـ15. فروش اموال منقول و غیرمنقول به منظور تبدیل كردن آنها به احسن؛

1ـ16. درآمد ناشی از واریز موجودی‌های نقدی در حساب‌های جاری دو منظوره یا حساب سپردة بنیاد نزد بانک‌هایی که دارای مجوّز فعالیت از سوی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران هستند؛

1ـ17. سپرده‌های شرکت در مناقصه یا مزایده که با رعایت ضوابط و مقررات مندرج در پیوست شمارة3  آیین‌نامة مالی و معاملاتی به نفع بنیاد ضبط مي‌شود؛

1ـ18. درآمد حاصل از فروش اسناد مناقصه و مزایده؛

1ـ19. سپرده‌های افراد حقیقی‌وحقوقی که به دلیل استنکاف از اجراي تعهدات مطابق با ضوابط و مقررات مربوط به نفع بنیاد ضبط می‌شود؛

1ـ20. درآمد ناشی از اعمال قوانین قضایی یا سایر احکامی که به موجب قانون از سوی مراجع قانونیِ ذی‌صلاح صادر می‌شود؛

1ـ21. درآمد ناشی از تعهدات بیمه‌گذار یا پرداخت خسارت؛

1ـ22. وجوه حاصل از عدم اجرای تعهدات ناشی از قراردادها، قول‌نامه‌ها و تعهدات اشخاص حقوقی‌وحقیقی؛

1ـ23. وجوه حاصل از خسارت وارده به اموال منقول و غیرمنقول بنیاد؛

1ـ24. درآمد ناشی از خرید اوراق مشارکت یا قرضه که از سوي بانک‌ها عرضه می‌شود؛

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

1ـ25.سایر مواردی که به پیشنهاد بنیاد به تصویب هیئت‌امنا می‌رسد، مشروط به آنكه در چارچوب اهداف، سیاست‌ها و فعالیت‌های بنیاد باشد.

تبصرة 1: انجام این‌گونه فعالیت‌ها و خدمات باید به ترتیبی باشد که به تشخیص هیئت‌امنا موجب رکود در اجرای برنامه‌های اصلی بنیاد نشود.

تبصرة 2: بنیاد مجاز است با تصویب هیئت‌امنا در ازای تأمین منابع علمی و ارائة خدمات پژوهشی و آموزشی به  مؤسسه‌ها، سازمان‌ها، ارگان‌ها و نهادهای متقاضی، اموال منقول یا غیرمنقول یا وجه نقد دریافت كند.

 

مادّة 2: درآمدهای اختصاصی بنیاد از طریق انعقاد قراردادهایی وصول خواهد شد که اصول و ضوابط کلی آن از سوي هيئت‌امنا تعیین می‌شود.

تبصره: در مواردی که برای تحصیل درآمد امکان انعقاد قرارداد وجود ندارد، ضوابط و اختیارات لازم دربارة چگونگی تحصیل درآمد از سوي رئيس بنیاد تعیین می‌شود.

 

مادّة 3: وجوه دریافتی با رعایت مفاد بند «ب» از مادّة 13 آیین‌نامه، به حساب یا حساب‌های بانکی واريز مي‌شودکه از طرف بنیاد به منظور تمرکز وجوه درآمدهای اختصاصی افتتاح شده است. برداشت از این حساب‌ها با امضای مشترک رئيس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی و مدیرکل امور مالی صورت مي‌پذيرد.

 

مادّة 4: حساب دریافت‌ها و پرداخت‌های اختصاصی به تفکیک و برحسب نوع فعالیت از سوي مدیرکل امور مالی بنیاد نگهداری می‌شود.

 

مادّة 5: نحوة مصرف درآمدهای اختصاصی تابع مقررات آیین‌نامة مالی و معاملاتی و با تشخیص رئيس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی خواهد بود.

5-1. پرداخت پژوهانه (حق‌التحقیق)، آموزانه (حق‌التدریس)، نويسانه (حق‌التألیف)، حق الزحمه، حق مشاوره و سایر عنوان‌هاي مشابهِ موضوع این دستورعمل، تابع آیین‌نامه‌های مصوّب بنياد است.   

5-2. بنياد مجاز است تا سقف بيست درصد از درآمد اختصاصی واحدها را با تأييد رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي، به عنوان پاداشِ جبران زحمات به كاركنان پرداخت كند.

 

مادّة 6: اين دستورعمل مشتمل بر شش مادّه و سه تبصره در اجراي بند «ب» از مادّة 13 آيين‌نامة مالي و معاملاتي بنياد تنظيم و تصويب شده است.


 

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

پیوست شمارة 2

دستورعمل نحوة هزینه‌کردن هدایا وکمک‌های مردمی

موضوع بند «د» از مادّة 13 آیین‌نامة مالی و معاملاتی بنياد ملّي نخبگان

 

مادّة 1: هدایا وکمک‌های مردمی موضوع این دستور‌عمل به وجوه يا اموالي اطلاق می‌شودکه از سوی اشخاص حقیقی یا حقوقی به صورت داوطلبانه در اختیار بنیاد قرار می‌گیرد.

 

مادّة 2: در مواردی که اشخاص حقیقی یا حقوقیِ اهدا‌کننده، موارد مصرف  هداياي خود را مشخص‌كنند در صورت عدم مغایرت با اهداف بنیاد و تأیید هیئت‌امنا، هداياي مذکور بايد به طور انحصاري در موارد تعیین شده مصرف شود.

 

مادّة 3: هدايايي‌که اشخاص حقیقی یا حقوقی نحوة مصرف آن را تعیین نكرده یا هیچ‌گونه محدودیتی در مصرف آن قائل نشده‌اند و صرفاً به منظورکمک به پیشبرد اهداف بنیاد اهدا می‌‌كنند، با تشخیص رئيس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی، هزینه خواهد شد.

 

مادّة 4: وجوه هدایا وکمک‌های مردمی موضوع این دستورعمل بر حسب نوع کمک در حساب‌های بانکی قابل برداشت واریز مي‌شود. افتتاح حساب و برداشت از حساب‌های مذکور با امضای رئيس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی و مدیرکل امور مالی امكان‌پذير است.

 

مادّة 5: بنیاد مجاز است با رعایت مفاد مواد 2 و 3 این دستورعمل، موجودیِ مازاد بر احتیاج حساب هدایا وکمک‌های مردمی را در حساب‌های دومنظوره یا سپرده نزد بانک‌هایی که دارای مجوّز فعالیت از بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران هستند، واریز یا به صورت خرید اوراق مشارکت سرمایه‌گذاری كند. سود حاصل از این سرمایه‌گذاری بر اساس مفاد پیوست شمارة 1 آیین‌نامة مالی و معاملاتی به مصرف خواهد رسید.

 

مادّة 6: هدایا و کمک‌های غیرنقدی اشخاص حقیقی و حقوقی‌که اهداكننده نحوة استفاده از آن را مشخص‌كرده باشد به همان صورت مورداستفاده قرار خواهدگرفت؛ در غیر این صورت نحوة استفاده، فروش و تبدیل كردن آن به احسن، تابع مقررات آیین‌نامة مالی و معاملاتی و مصوّبه‌هاي هيئت‌امناست.

تبصره: چنانچه هدایای غیرنقدی به نقدی تبدیل شود، مصرف وجوه حاصل از تبدیل آن، تابع مفاد این دستور‌عمل خواهد بود.

 

مادّة 7: این دستورعمل مشتمل بر هفت مادّه و يك تبصره در اجراي بند «د» از مادّة 13 آيين‌نامة مالي و معاملاتي بنياد تنظيم و تصويب شده است.


 

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

پيوست شمارة 3

دستورعمل نحوة واگذاري، ميزان، موارد استفاده و نحوة واريز تنخواه‌گردان، پيش‌پرداخت و علي‌الحساب‌هاي موضوع مادّة 21 آيين‌نامة مالي‌ومعاملاتي بنياد ملّي نخبگان

 

1. تنخواه‌گردان

مادّة 1: تنخواه‌گردان: منظور وجهي است كه با دستور رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي، توسط مديركل امور مالي براي انجام هزينه‌ها و ساير پرداخت‌ها به منظور رفع احتياج‌هاي نقدي و ايجاد تسهيلات لازم در انجام هزينه‌ها و پرداخت‌ها به ميزان و ترتیب زير تأمين و در اختيار واحدها قرار ‌مي‌گيرد:

تبصرة 1: ميزان تنخواه‌گردانِ پرداختی به واحدها طبق بودجة تفصيلي و بر اساس منابع مالي و وجوه دريافتي از خزانه و به تفكيك اعتبارات هزينه‌اي و طرح‌هاي تملك دارايي‌هاي سرمايه‌اي تعيين مي‌شود.

تبصرة 2: در صورت لزوم پرداخت هزينه‌هاي ضروري، با دستور رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي، مي‌توان مبالغي را مازاد براعتبارِ تخصیص یافته، در اختيار واحد مربوط قرار داد.

تبصرة 3: درخصوص درآمدهاي اختصاصي و ساير منابع وكمك‌ها، تنخواه‌گردان متناسب با وجوه دريافتي و مطابقِ بندهاي زير در اختيار واحدها قرار مي‌گيرد:

1-1. برای خریدهای جزئی حداکثر تا سقف معاملات جزئي در هر سال؛

1-2. براي واحدهاي تداركاتيِ مركزي تا ميزان مورد نياز به تشخيص رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي؛

1-3. براي واحدهاي مستقر در خارج از محل استقرارِ مديركل امور مالي كه داراي عامل مالي هستند، تا ميزان موردنياز به تشخيص رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي؛

1-4. به فرد يا هيئت‌هایي كه به منظور اجراي طرح‌هاي مطالعاتي،  پژوهشي، نظارت فني و ساير موارد به خارج از شهرِ محل خدمتِ خود اعزام مي‌‌شوند و اجراي مأموريت آنها مستلزم پرداخت‌ هزينه‌هايي در محل مأموريت است، متناسب با هزينه‌هاي مذكور (به استثناي فوق‌العادة روزانه و هزينة سفر) حداكثر تا مبلغ يكصد و پنجاه ميليون ريال؛

1-5. به مأمورِ پرداخت حقوق و مزاياي کارکنان متفرقة بنیاد در مواردي كه اجراي آن از طريق حساب‌هاي بانكي يا به طور مستقيم توسط مديركل امور مالي يا عامل مالي مقدور نباشد، وجه نقد معادلِ جمع مبالغ خالص فهرست اسناد حقوق و مزاياي ذي‌ربط با رعايت تدابير و تمهيدات لازم؛

1-6. در موارد استثنايي و در اجراي برخي وظايف و مأموريت‌هاي واحدهاي بنياد، با پيشنهاد بالاترين مقام مسؤول هر واحد و تشخيص و تأييد رئيس بنياد، تخصيص تنخواه‌گردانِ پرداخت به اشخاص حقيقي يا حقوقي خارج از بنياد، بلامانع است؛

تبصره: اشخاص موضوع مادّة فوق بايد تا دو برابر تنخواه‌گردانِ دريافتي، تضمين مورد قبول بنياد با تأييد و تضمين مقام پيشنهاد دهنده، واگذاركنند.

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

1-7. وجوه پرداختي به واحدهاي خارج از محل استقرارِ مديركل امور مالي‌كه داراي عامل مالي هستند، به حساب بانكي مشخص، با امضاي مشترك يكي از مسؤولان واحد، كه از طرف بنياد به وي تفويض اختيار شده، يا معاون توسعة مديريت و منابع بنياد (يا عنوان‌هاي مشابه ديگر) به همراه امضاي عامل مالي یا مدیرکل امورمالی صورت مي‌پذيرد.

1-8. واريز تنخواه‌گردان با رعايت تمامي تدابيروتمهيدات ايمني لازم از طرف بنياد مجاز خواهد بود.

1-9. نحوه و موارد مصرف وجوه دريافتي درخصوص هزينه‌هاي جاري، ‌سرمايه‌اي، درآمدهاي اختصاصي، ساير منابع و كمك‌ها در چارچوب موضوع‌هاي تعيين‌شده و ميزان تخصيص، طبق  بودجة تفصیلی سالانه است.

1-10. استفاده از تنخواه‌گردانِ دريافتي بابت هر يك از فصول هزينه يا طرح، براي پرداخت‌هاي مربوط به ساير فصول يا طرح‌ها مجاز نيست.

1-11. پرداخت‌ها بايد با رعايت تمامي موازين آيين‌نامة مالي‌و‌معاملاتي بنیاد صورت پذيرد.

1-12. تجديد تنخواه: تجديد تنخواهِ واحدها در طي دوره، منوط به هزينه‌‌كرد حداقل به ميزان50 درصد دريافت‌هاي قبلي، ‌تحويل اسناد هزينه به همراه مدارك و تسويه حساب آنهاست.

1-13. تمامي واحدها موظفند حداكثر تا پايان فروردین ماه سال بعد ضمن رفع هرگونه مغايرت احتمالي، همة اسناد و مدارك هزينة سال ماليِ خود را ارسال و ماندة وجوه مصرف نشده را برطبق اطلاعات مالي به حساب بنیاد مسترد و تسويه حساب كنند.

تبصره: پرداخت‌هاي واحدها به صورت پيش‌پرداخت و علي‌الحساب، نيازي به تسويه حساب در پايان دورة مالي ندارد؛ اين‌‌گونه پرداخت‌ها به حساب بدهي تنخواه‌گردان واحدها در پايان دورة مالي منظور مي‌شود.

1-14. تحويل اسناد هزينه‌ها از محل تنخواه‌گردان به امور مالي بايد به‌گونه‌اي باشدکه در پايان هرماه، هر دو ماه یا هر سه ماه به تشخیص و ابلاغ مدیرکل امور مالی انجام شود.

1-15. سقف زمانيِ استفاده از تنخواه‌گردان پرداخت درمورد اعتبارات هزينه‌اي، حداكثر تا پايان فروردين ماه سال بعد و درمورد اعتبارات تملك دارايي‌هاي سرمايه‌اي حداكثر تا پايان تيرماه سال بعد خواهد بود و برگشت ماندة وجوه مصرف نشده و تحويل اسناد هزينة مثبته به تناسب موضوع، به شرح ذيل خواهد بود:

الف. تنخواه گردان پرداخت از محل اعتبارات هزينه‌اي، درآمدهاي اختصاصي، ساير منابع و‌كمك‌ها حداكثر تا پايان فروردين‌ماه سال بعد؛

ب. تنخواه‌گردان‌هاي موضوع رديف‌هاي 1-4 و 1-5 ، حداكثر ظرف مدت دو هفته پس از انجام مأموريت يا پرداخت حقوق و مزاياي كارگران؛

تبصره: مهلت مقرر درصورت لزوم با توجه به ماهيت وظيفه، بُعد مسافت يا ساير عوامل تأثيرگذار با موافقت مديركل امور مالي تا يك ماه قابل تمديد خواهد بود.

ج. تنخواه‌گردان از محل اعتبارات سرمايه‌اي حداكثر تا پايان تيرماه سال بعد؛

د. تنخواه‌گردان پرداخت برای واحدهای مستقر در خارج از محل استقرارِ مدیرکل امورمالی، که به منظور انجام مأموریت‌های خاص نظیر برگزاری جشنواره، همایش، نشست مسؤولان و نظاير آن صورت می‌پذیرد، حداکثر تا یک ماه پس از پایان تاریخ اتمام مأموریت ابلاغی.

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

1-16. كارپردازان و ساير مأموراني كه از طرف عامل مالي، وجوهي در اختيار آنان گذارده شده است، مكلفند وجوه مذكور را در سقف زمان مقرر مندرج در اين دستورعمل واريز كنند.

1-17. دريافت‌كنندگان تنخواه‌گردان مكلفند در اسرع وقت براي رفع نواقص احتمالي اسناد ذي‌ربط اقدام كنند. چنانچه به هر دليل اين مهم تا پايان مهلت مقرر مقدور نشود،‌ بايد اسناد مرتبط را در سر فصلي تحت عنوان «اسناد هزينة واخواهي شده» در دفاتر مربوط ثبت و عمل كنند؛ اين اقدام رافع مسؤوليت نيست و در صورتي كه مسؤولان ذي‌ربط رفع نقص نكنند، مديركل امور مالي مكلف است علاوه بر پيگيري به موقع، مراتب را همراه با فهرست اسناد و مستندات قانوني به رئيس بنياد یا مقام مجاز از طرف وی، گزارش‌كند.

1-18. مديركل امور مالي مجاز است به منظور ايجاد تسهيل در امر پرداخت هزينه‌هاي واحدهاي تابعه، اختيار واگذاري تنخواه‌گردان را به ميزان مقرر در هريك از بندهاي فوق براي انجام هزينه‌ها به عاملان ماليِ ذي‌ربط تقويض كند.

1-19. مديركل امور مالي موظف است به محض اطلاع از بروز كسري در تنخواه‌گردانِ عاملان و مسؤولان قانوني، ضمن رسيدگي و تعيين مبلغ كسري، معادل آن را از حساب تنخواه‌گردان كسر و به حساب كسري ابواب جمعي افراد مذكور منظور و مراتب را براي اطلاع و اقدام قانوني به رئيس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی، اعلام و موضوع را تا تعيين تكليف نهايي پيگيري كند.

1-20. رئيس بنياد موظف است گزارش مربوط به كسري ابواب جمعي را به اطلاع هيئت‌امنا برساند.

1-21. هيئت‌امنا به يكي از روش‌هاي ذيل دربارة گزارش مربوط به كسري ابواب جمعي تعيين تكليف مي‌‌كند:

الف. معرفي افراد به دادسراي ديوان محاسبات؛

ب. پيگيري و انجام اقدام‌هاي حقوقي لازم، به طور مستقل توسط عاملان ذي‌ربط در بنياد؛

ج. دادن مهلت براي تسويه به افراد حداكثر تا سه ماه.

تبصرة 1: چنانچه بروز کسری در تنخواه رئيس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی مشاهده شود، مدیرکل امور مالی موظف است موضوع را به روش مقتضي به هيئت‌امناگزارش كند.

تبصرة 2: كسري حاصل در تنخواه‌گردان و ردّ سپردة وا‌گذاري به عاملان مالي نيز مشمول مفاد اين مادّه خواهد بود.

1-22. عاملان مالي و ساير دريافت‌كنندگان تنخواه‌گردان پرداخت مكلفند در پايان هرماه خلاصة حساب حاوي اطلاعات مربوط به ميزان دريافتيِ تنخواه‌گردان پرداخت و ساير وجوه دريافتي و نيز پرداخت‌هاي انجام شده از محل دريافت‌هاي مذكور و ماندة مصرف نشده تا پايان ماه مورد عمل را تهيه و به مديركل امور مالي تحويل دهند. خلاصة حساب مذكور بايد مستند به اسناد و مدارك مثبته باشد.

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

1-23. مديركل امور مالي علاوه بر دريافت خلاصه حساب موضوع مادّة فوق مجاز است به روش‌هاي مقتضي از قبيل بازرسي در محل، ‌اعزام مأمور يا برقراري نظام گزارش‌گيري مطمئن در هر زمان، به موجودي عاملان مالي رسيدگي كند و در صورت ملاحظة كسري يا پرداخت‌هايي‌كه منطبق با قوانين و مقررات مربوط نباشد، اقدام‌هاي لازم را انجام دهد.

 

2. پيش‌پرداخت

واحدهاي بنياد مجازند برای خريد خدمات از پيمانكاران در قبال اخذ ضمانت مورد تأييد بنياد، مبالغي را به عنوان «پيش‌پرداخت» به پيمانكاران پرداخت كنند. نحوة پرداخت و تسويه حساب در طرح‌هاي عمراني تابع شرايط عمومی پيمان است. پيش‌پرداخت درخصوص خريدكالا تابع شرايط عمومي پيمان نيست.

تبصرة 1: ميزان مبلغ پيش پرداخت از 25 درصد مبلغ كل پيمان تجاوز نخواهدكرد. نوع و ميزان تضمينِ اخذ شده در قبال پيش پرداخت، به تشخيص و مسؤوليت رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي تعيين مي‌شود.

تبصرة2: در موارد خاص به تشخيص رئيس بنياد ميزان پيش پرداخت مي‌تواند از 25 درصد مبلغ كل پيمان بيشتر شود.

 

مادّة 2: موارد، ميزان و نحوة تأدية پيش پرداخت و نوع تضمينِ مورد نياز به شرح زير است:

2-1. وجوهي‌كه طبق قراردادهاي منعقده بايد به عنوان پيش پرداخت تأديه شود؛

2-2. وجوهي‌كه بابت افتتاح اعتبار اسنادي قبل از حصول تعهد براي خدمات و كالاهاي وارداتي موردنياز است؛

2-3. وجوهي‌كه براي خريدكالا يا خدمات، قبل از تحويل مورد معامله و انجام كار در وجه وزارت‌خانه، سازمان، مؤسسه يا شركت‌هاي دولتي؛ مؤسسه‌ها و نهادهاي عمومي غيردولتي و مؤسسه‌هاي تابعه و همچنين شركت‌هاي تعاوني مصرف و توزيع كاركنان دولت بر طبق قرارداد يا توافق‌نامة مربوط پرداخت خواهد شد؛

2-4. بخشي از وجوه مربوط به فوق‌العادة روزانه و هزينة سفر مأموريت‌هاي داخل كشور و همه يا بخشي از وجوه مربوط به فوق العادة روزانه و هزينة سفر خارج از كشور به تشخيص رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وی، منطبق بر احكام صادره و مقررات ذي‌ربط؛

2-5. حداكثر به ميزان 25 درصد مبالغ مربوط به قراردادهاي خريدكالا و خدمات موردنياز بنياد؛

2-6. وجوه مربوط به اشتراك روزنامه‌ها، مجله‌ها و ساير نشريه‌هاي مورد نياز؛

2-7. ساير وجوهي‌كه بايد طبق مقررات قانونيِ خاص به عنوان پيش پرداخت تأديه شود؛

2-8. شرايط و ضوابط تسويه و واريز پيش پرداخت‌ها به شرح زير است:

الف. پيش‌پرداخت‌هاي موضوع بند 2-4 حداكثر تا يك ماه پس از خاتمة مأموريت؛

ب. پيش‌پرداخت‌هاي موضوع بند 2-5 به ترتيبي‌كه بر اساس قوانين و مقررات مربوط در قرارداد پيش‌بيني شده است؛

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

ج. پيش‌پرداخت‌هاي موضوع بند 2-2، ‌2-3 و2-6 پس از تحويل كالا یا انجام خدمات با ارائة اسناد و مدارك مثبته به مديركل امور مالي يا عامل مالي حسب مورد؛

د. پيش پرداخت‌هاي موضوع بند2ـ7 به ترتيبي كه در مقررات مربوط پيش‌بيني شده است.

2-9. در مواردي كه پيش‌پرداخت‌هاي موضوع اين دستورعمل واريز نشود اقدامات ذيل معمول مي‌گردد:

الف. در صورت اخذ ضمانت‌نامة بانكي براي واريز وجوه آن از طريق بانك مرتبط اقدام مي‌شود؛

ب. هرگاه با اعلام مديركل امور مالي يا عامل مالي به روش‌هاي مقتضي، واريز پيش‌پرداخت ريالي و ارزي صورت نگرفته باشد بايد از محل هرگونه وجوه ريالي يا ارزي، ‌تأمين و تهاتر شود؛

ج. در مواردي‌كه استيفاي طلب دولت (ريالي يا ارزي) به روش‌هاي مذكور در بند «الف» ميسّر نشود با درخواست مديركل امور ماليِ دستگاه ذي‌ربط و اعلام وزارت امور اقتصادي و دارايي، به ترتيب از محل مطالبات ريالي يا ارزي بدهكار از ساير دستگاه‌هاي اجرايي دولتي تا معادل مبلغ پيش‌پرداختِ واريز نشده كسر و به حساب دستگاه اجراييِ ذي‌ربط واريز خواهد شد.

 د. در مواردي‌كه به روش‌هاي مذكور در بندهاي فوق، استيفاي طلب ريالي يا ارزي دولت ميسّر نشود،‌ بنياد مكلف است رأساً اقدام‌هاي قانوني و به‌موقع را براي وصول مطالبات و نيز تعقيب متخلفان بر اساس مقررات مربوط معمول دارد.

3 .علي‌الحساب

مادّة 3: پرداخت علي‌الحساب در موارد زير به تشخيص رئيس بنیاد يا مقام مجاز از طرف وی، امكان‌پذير است:

3-1. در صورتي‌كه تسجيل يا تهية اسناد و مدارك مثبته براي تأدية تمامي دين مقدور نباشد، پرداخت علي‌الحساب حداكثر به ميزان 70% بهاي كالاي تحويلي يا خدمت انجام شده پس ازكسركسور قانوني و واريز به حساب مرتبط؛

3-2. در صورتي‌كه وجهِ در اختيار مديركل امور مالي براي تأديه تمامي ديون كفايت نكند؛

3-3. وجوهي‌كه بر اساس تشخيص رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي، به عنوان مساعدة حقوق و مزايا به كاركنان بنياد پرداخت مي‌شود؛

تبصرة 1: در صورتي‌كه در رسيدگي‌هاي بعدي معلوم شود پيش‌پرداخت يا علي‌الحسابِ پرداختي در هر مورد بيش از ميزان مقرر بوده،گيرندة وجه مكلف است مبالغ اضافه دريافتي را فوري واريزكند و در صورت استنكاف، به ترتيبِ مقرر در اين آيين‌نامه اقدام خواهد شد؛ اقدام‌هاي مذكور مانع تعقيب قانوني متخلف نخواهد بود.

تبصرة 2: دريافت‌كنندگان علي‌الحساب مكلفند در اسرع وقت اسناد و مدارك لازم براي تسجيل و تأدية تمامي دين و تسوية علي‌الحساب دريافتي را تحويل دهند و امور مالي مكلف است براي تسوية علي‌الحساب‌هاي پرداختي از اولين پرداخت قطعيِ بعدي اقدام كند.

تبصرة3: امور مالي موظف است براي تسوية به‌موقع علي‌الحساب‌هاي پرداختي پيگيري كرده، اقدام‌هاي لازم را انجام دهد و گزارش آن بخش از علي‌الحساب‌ها را كه بدون دليل موجّه در موعد مقرر تسويه نشده، به رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي، اعلام كند تا موضوع را پيگيري و در صورت عدم حصول نتيجه، مراتب را براي رسيدگي و اقدام لازم به مراجع قانوني ذي‌ربط اعلام كند.

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

 

 

مادّة 4: تمامي اسناد هزينه‌هاي انجام شده بايد مستند به مدارك زير باشد:                                                                                            

4-1. تنظيم قرارداد، صورت‌جلسه ياگرفتن قبض(فاكتور) الزامي است مگر در موارد اضطراري به تشخيص رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي؛

تبصره: درهرصورت حداکثر مبلغ قابل‌تأدیه در این موضوع معادل پنج درصد اعتبارات تخصیص داده شده است.

4-2. نحوة خريد كالا و خدمات و ارائة اسناد مثبته به شرح ذيل است:

4-2-1. تمامي خريدهاي مورد نياز بنياد به صورت متمركز و به وسيلةكارپرداز انجام مي‌شود. در موارد خاص با هماهنگي كارپرداز خريد توسط غير بلامانع است.

4-2-2. در تمامي قبض‌ها (فاكتورها)ي هزينه، اعم از جاري، سرمايه‌اي و نظاير آن، رعايت مشخصات ذيل ضروري است:

الف. متن نوشتاري روي قبض (فاكتور) در موارد زير خوانا، دقيق، قابل فهم و بدون قلم خوردگي باشد؛

·     تاريخ خريد

·     نام خريدار

·     شرح خريد

·     مقدار خريد

·     واحد خريد

ب. نام فروشندة كالا يا مركز فروش و خدمات به همراه مُهر و شماره تلفن آن منظور شده باشد؛

ج. مبالغ خريدكالا يا خدمات به صورت عددي، حرفي و با قيد واحد (ريال يا تومان) و بدون قلم‌خوردگي باشد؛

تبصره: در صورت هرگونه قلم‌خوردگي يا تغييرات، تا حد ممكن قبض (فاكتور) مجدد صادر شود يا موارد اصلاحي با امضا و مُهر به تأييد مجدد فروشنده برسد.

4-2-3. در رسيدهاي استفاده از خودروهاي كرايه (آژانس) رعايت موارد ذيل ضروري است:

الف. نام و نام خانوادگي استفاده‌كننده، ساعت شروع، خاتمه، مبدأ و مقصد استفاده از خودرو مشخص باشد؛

ب. مبلغ هزينة كرايه به صورت دقيق و با عدد، حرف و با قيد واحد (ريال يا تومان) مشخص باشد؛

ج. صورت حساب به تأييد شخص استفاده‌كننده و مدير واحد مربوط برسد؛

4-2-4. اسناد شرح هزينه از سوي تنخواه‌دار با اصل قبض(فاكتور) هزينه همراه باشد (پيش‌قبض(پيش‌فاكتور) يا رونوشت قبض ملاكي براي هزينه نيست)؛

4-2-5. براي خريد ملزومات، اثاث، اموال و تجهيزات سرمايه‌اي، نازل‌ترين بهاي خريد همراه با بهترين كيفيت با توجه به انواع مشابه در نظرگرفته شود و در شرح هزينة تهيه شده، عنوان خريداري شده با نازل‌ترين قيمت درج شود. درخصوص معاملات متوسط، حداقل دو پيش‌قبض (پيش‌فاكتور) از شركت‌ها و نمونه‌هاي مشابه ضروري است؛

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

4-2-6. دسته‌بندي و ارائة قبض(فاكتور)هاي اقلام مصرفي و هزينه‌هاي جاري تا حد ممكن در يك دورة زماني مشخص (حداکثر سه ماهه) باشد و از پراكندگي تاريخ ارائة قبض (فاكتور)ها در دوره‌هاي زماني غيرمتعارف خودداري شود؛

4-2-7. قبض(فاكتور)هاي مربوط به خريد كالا يا انجام خدمات، تهيه شده از سوي افراد، علاوه بر تأييد خريدار به امضاي مسؤول واحد مرتبط هم رسيده باشد؛

4-2-8. در خصوص خريدهاي خارجي، اعلامية بانك و در موارد جزئي صورت‌حساب فروشنده، مدارك ترخيص‌كالا ازگمرك و رسيد انبار يا تنظيم صورت‌مجلسِ تحويل كالا ضروري است؛

4-3. در خصوص پرداخت‌هاي كاركنان اعم از حقوق و دستمزد و مزايا؛ صدورگواهي انجام كار توسط مقام مجاز و امضاي‌گيرندة وجه يا گواهي بانك داير بر واريز وجه به حساب بانكيِ ذي‌نفع يا تأييد پرداخت از سوي مديركل امور مالي، حسب مورد، ضروري است.

4-4. در خصوص خدماتي كه به پيمانكار واگذار مي‌شود، تنظيم قرارداد با امضاي رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي، و تأييدية تحويل كالا يا انجام خدمتِ موضوع قرارداد به هنگام پرداخت تعهدات ضروري است.

4-5. مبالغي كه به عنوان كمك اختصاص مي‌يابد، پس از پرداخت به هزينة قطعي منظور مي‌شود.

4-6. اموال خريداري شده از محل اعتبارات موضوع اين‌آيين‌نامه، اموال دولتي محسوب مي‌شوند.

4-7. مصرف اعتبار هزينه‌هاي خارج از كشور با ارائة صورت‌حساب‌های تهیه شده از سوي مسؤول واحد مربوط و تأیید رئيس بنياد یا مقام مجاز از طرف وی و امضاي مديركل امور مالي به هزينة قطعي منظور مي‌شود.

 

مادّة 5: اين دستورعمل مشتمل بر پنج مادّه و پانزده تبصره در اجراي مادّة 21 آيين‌نامة مالي و معاملاتي بنياد تنظيم و تصويب شده است.

 


 

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

پیوست شمارة 4

دستورعمل نحوة انجام مناقصه و مزایده در معاملات عمده

موضوع مادّة 35 آیین‌نامة مالی و معاملاتی بنياد ملّي نخبگان

 

مادّة 1: این دستورعمل به منظور تعیین روش و مراحل مناقصه و مزایده به تصویب می‌رسد و تنها در معاملاتی كاربرد داردکه با رعایت این دستورعمل اجرا شود.

مادّة 2: آگهی مناقصه و مزایده حداقل یک نوبت در یکی از روزنامه‌های کثیرالانتشارکشور یا در صورت لزوم یک تا سه نوبت در یکی از روزنامه‌های کثیرالانتشار محلی منتشر می‌‌شود.

تبصرة 1: رئيس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی در صورتی که لازم تشخیص دهد، مجاز است علاوه بر آگهی مناقصه یا مزایده در روزنامه‌های کثیرالانتشار با استفاده از سایر امکانات، از  قبیل نشر یا پخش آگهی در محل‌های مناسب یا از طریق دیگر رسانه‌های ارتباط جمعی یا ارسال آگهی برای اشخاص ذی‌ربط، از متقاضیان (فروشندگان و خریداران کالا یا خدمات) دعوت به عمل آورد.

تبصرة 2: در صورتي‌که موضوع معامله با تشخیص رئيس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی، ایجاب‌كند كه آگهی مناقصه یا مزایده در سطح بین‌المللی منتشر شود، بنياد مجاز است آن را در یکی از نشریه‌هاي بین‌المللی خارجی یا داخلی درج و نسخه‌اي از آگهی را از طریق وزارت امور خارجه به سفارت‌خانه‌های کشورهای ذی‌ربط در ايران یا سفارت‌خانه‌های جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور ارسال كند.

 

 

الف. مناقصه

مادّة 3 : تعاريف

3-1. مناقصه: منظور فرایندی رقابتي برای تأمین‌کیفیت موردنظر (طبق اسناد مناقصه) است که در آن تعهدات موضوع معامله به مناقصه‌گری‌که کمترین قیمت مناسب را با حفظ کیفیتِ مورد نظر پیشنهاد کرده باشد، واگذار می شود.

3-2. مناقصه‌گر: منظور شخصی حقیقی یا حقوقی است که اسناد مناقصه را دریافت و در مناقصه شرکت كند.

3-3. ارزیابی‌کیفی مناقصه‌گران: منظور ارزیابی توان انجام تعهدات مناقصه‌گران از سوی بنیاد است.

3-4. ارزیابی فنی ـ بازرگانی پیشنهادها: منظور فرایندی است که در آن مشخصات، استانداردها،کارایی، دوام و سایر ویژگی‌های فنی‌ـ بازرگانی پیشنهادهای مناقصه‌گران بررسی، ارزیابی و پیشنهادهای قابل قبول برگزیده می‌شوند.

3-5.کمیتة فنی ـ بازرگانی: منظورکمیته‌ای با حداقل سه عضو خبرة فنی ـ بازرگانیِ صلاحیت‌دار است که اعضای آن از سوی رئيس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی انتخاب می‌شوند و ارزیابی فنی ـ بازرگانیِ پیشنهادها و سایر وظایف مقرر در این دستورعمل را بر عهده می‌گیرند.

 

مادّة 4: طبقه‌بندی انواع مناقصه

4-1. مناقصة عمومی: منظور مناقصه‌ای است که در آن فراخوان مناقصه از طریق آگهی عمومی به اطلاع مناقصه‌گران می‌رسد.

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

4-2. مناقصة محدود: منظور مناقصه‌ای است که در آن به تشخیص رئيس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی، فراخوان مناقصه از طریق دعوت‌نامه برای مناقصه گرانِ صلاحیت‌دار (حداقل سه مناقصه‌گر) ارسال می‌شود.

4-3. مناقصه‌ها از نظر مراحل بررسی به انواع زیر طبقه‌بندی می‌شود:

4-3-1. مناقصة یک مرحله‌ای: منظور مناقصه‌ای است که در آن نیازی به ارزیابی فنی‌ـ بازرگانیِ پیشنهادها نباشد. در این مناقصه پاکت‌های پیشنهاد مناقصه‌گران در یک جلسه گشوده و در همان جلسه برندة مناقصه تعیین مي‌شود.

4-3-2. مناقصة دو مرحله‌ای: منظور مناقصه‌ای است که به تشخیص رئيس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی، بررسی فنی ـ بازرگانیِ پیشنهادها لازم باشد. در این مناقصه، کمیتة فنی‌ـ بازرگانی تشکیل مي‌شود و نتایج ارزیابی  فنی‌ـ بازرگانی پیشنهادها را به کمیسیون مناقصه گزارش مي‌كند و بر اساس مقررات این دستور‌عمل، برندة مناقصه تعیین می‌شود.

 

مادّة 5: در آگهی مناقصه نکات زیر باید رعایت شود:

5-1. نوع و ميزان خدمت یا کالا با ذکر مشخصات کامل مرتبط؛

5-2. مدت، محل، نحوة تحویل کالا یا خدمت، ترتیب عمل و میزان خسارت در مواردی که طرف معامله در تحویل کالا یا انجام خدمت کلاً یا بعضاً تأخیر كند؛

5-3. تصریح اين نكته كه پیشنهاد به مبلغ مشخص یا بر اساس درصد کسر یا اضافه نسبت به واحد بهای اعلام شده تعیین و در پاکت لاک و مُهر شده تسلیم شود؛

5-4. تعیین آخرین مهلت تحویل‌گرفتن پاكت پیشنهادها از سوی بنياد،که حداقل ده روز پس از آخرین مهلت فروش اسناد مناقصه خواهد بود؛

5-5. محل و نحوة تسلیم پیشنهاد؛

5-6. میزان و نوع سپردة شرکت در مناقصه، اعم از واریز وجه نقد به حساب سپردة بنیاد، تسليم ضمانت‌نامة بانکی، سفته یا چک تضمین شدة بانکی در وجه بنیاد؛

5-7. میزان تضمین حُسن اجرای تعهد یا معامله و نحوة دریافت و استرداد آن؛

5-8. تعیین حداکثر مدت لازم برای بررسی پیشنهادها و تشخیص واجد یا واجدان شرایط برنده شدن در مناقصه؛

5-9. روز، ساعت و محل قرائت پیشنهادهای رسیده ومجازبودن حضور پیشنهاددهندگان یا نمایندگان رسمی‌آنها در کمیسیون مناقصه؛

5-10.میزان پیش‌پرداخت و ترتیب واریز آن در صورتی که پرداخت آن به تشخیص بنیاد در ترتیب مناقصه لازم باشد؛

5-11. محل فروش نقشه‌ها، مشخصات خدمت يا کالا و شرایط آنها در صورت لزوم؛

5-12. محل توزیع قرارداد و ضمانت‌نامه در صورت لزوم، که در این صورت  بايد كاربرگ‌هاي مربوط از سوي پيشنهاددهنده یا نمایندة رسمی او دریافت و با قید این جمله که «مورد قبول است» امضا و ضمیمة پیشنهاد شود؛

5-13. تصریح این نکته که شرکت درمناقصه و ارائة پیشنهاد، حقي برای  پيشنهاددهنده و تکلیف یا سلب اختیاري برای بنیاد ايجاد نمي‌كند و بنیاد مجاز است در چارچوب ضوابطِ این دستورعمل و با توجه به صرفه و صلاح بنیاد هر یک از پیشنهادها را قبول یا رد كند؛

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

5-14. سایر شرایط از قبیل کامل بودن مدارک، خوانا بودن و غیرمشروط بودن قیمت‌های پیشنهادی؛

 

مادّة 6: بنياد مجاز است در صورتی که ذکر شرایطي خاص را علاوه بر مندرجات مادّة 5 لازم بداند، مشروط بر آنكه با آیین‌نامة مالی و معاملاتی بنیاد مغایر نباشد و برای برندة مناقصه امتیاز محسوب نشود، در شرايط مناقصه لحاظ كند.

 

مادّة 7: در صورتی که شرایط مناقصه مطابق با مواد 5 و 6 این دستورعمل، مفصّل و درج آن در آگهی مستلزم هزینة زیادی باشد، می‌توان ضمن درج نوع خدمت یا کالای مورد معامله، تعداد و محل تحویل، میزان پیش‌پرداخت، مدت و محل قبول پیشنهادها، میزان سپرده‌ها و  ضمانت‌نامة شرکت در مناقصه، در آگهی تصریح كرد نقشه‌ها و برگ شرايط و مشخصات معامله در محل موجود است و پیشنهاددهندگان باید یک نسخه از آن را دریافت و با قید این جمله که: «مورد قبول است» امضا و ضمیمة پیشنهاد، تسلیم كنند.

 

مادّة 8: مناقصه‌گران بايد پیشنهادهای خود را در سه پاکت مجزا به شرح ذیل به بنیاد تحویل دهند:

8-1. پاکت الف: حاوی مستندات مؤید توانمندی‌های کاری و تخصصی مناقصه‌گر، سوابق مربوط و ضمانت‌نامة سپردة شرکت در مناقصه؛

8-2. پاکت ب: حاوی ضمانت‌نامة سپردة شرکت در مناقصه، اسناد قبول و پذیرش شرایط مندرج در آگهی فراخوان مناقصه و مستندات مُهرشدة مناقصه‌گر؛

8-3. پاکت ج: نامة رسمی مُهرشدة مناقصه‌گر با ذکر قیمت پیشنهادی؛

 

مادّة 9: مناقصه با پیشنهاد حداقل سه مناقصه‌گر رسمیت‌ می‌یابد.

تبصرة 1: در صورت عدم شرکت حداقل سه مناقصه‌گر، مناقصه برای یک بار دیگر تجدید مي‌شود؛ در این صورت پیشنهاد حداقل دو مناقصه‌گر برای رسمیت يافتن مناقصه کفایت مي‌كند.

تبصرة 2: شرکت صرفاً یک مناقصه‌گر در مناقصة مرتبة دوم، به منزلة ترک تشریفات مناقصه است و اتخاذ تصمیم دربارة آن منوط به تصویب رئيس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی است.

 

مادّة 10: مناقصه در شرایط ذیل تجدید می‌شود:

الف. نرسیدن تعداد مناقصه‌گران به حد نصابِ تعیین شده؛

ب. امتناع برندگان اول و دوم مناقصه به انعقاد قرارداد؛

ج. پایان مدت اعتبار پیشنهادها؛

د. بالا بودن قیمت‌های پیشنهادی به نحوی که توجیه اقتصادی آن منتفي شود؛

هـ. تشخیص کمیسیون مناقصه مبنی بر عدم اطلاع‌رسانی‌کافی و شفاف‌سازی مناقصه‌گران.

 

مادّة 11: مناقصه در شرایط ذیل لغو مي‌شود:

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

الف. نیاز به کالا یا خدمت موضوعِ مناقصه مرتفع شده باشد؛

ب. تغییرات زیادی در اسناد مناقصه لازم باشد به نحوی که موجب تغییر در ماهیت مناقصه شود؛

ج. نامتعارف بودن پیشنهادها به تشخیص کمیتة فنی ـ بازرگانی و تصویب کمیسیون مناقصه؛

د. تشخیص کمیسیون مناقصه مبنی بر تبانی میان مناقصه‌گر یا مناقصه‌گران.

 

مادّة 12: اعضاي کمیسیون مناقصه عبارتند از:

الف. رئيس بنیاد یا معاون توسعة مدیریت و منابع؛

ب. مدیرکل امور مالی بنیاد؛

ج. مدیركلّ حراست بنیاد؛

د. نمایندة دفتر حقوقی یا مشاورحقوقی بنیاد؛

هـ.کارشناس خبرة ذی‌ربط درکمیسیون مناقصه با تشخیص رئيس بنیاد يا مقام مجاز از طرف وي؛

12-1. دعوت اعضا براي حضور دركميسيون مناقصه بنا به دعوت رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي، صورت مي‌پذيرد.

12-2. اعضای مذکور مکلف به حضور در جلسه در وقت مقرر و اظهار‌نظر خواهند بود. تمامي تصميم‌هاي کمیسیون با رأی حداكثر اعضا معتبر و لازم‌الاجرا خواهد بود.

تبصرة 1: حضور افراد مذكور در بند «الف»، «ب» و «هـ» در تشكيل كميسيون مناقصه الزامی است.

تبصرة 2: در صورت تشخيص رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي، حضور نمايندة واحدي كه مناقصه به درخواست وي برگزار مي‌شود، بدون حق رأي، بلامانع است.

 

مادّة 13: اهمّ وظایف کمیسیون مناقصه به شرح ذیل است:

الف. تشکیل جلسة کمیسیون مناقصه در موعد مندرج در آگهی فراخوان مناقصه؛

ب. احراز صحت مُهروموم و بسته بودن پاکت‌های پیشنهادهاي تسليم شده از سوي مناقصه‌گران؛

ج. افتتاح پاکت‌های پیشنهادهاي ارائه شده به ترتیب پاکت‌های «الف»، «ب» و «ج» در حضور اعضای کمیسیون مناقصه؛

د. قیدكردن شمول کسورات قانونی در خصوص همة پرداخت‌های بنیاد؛

هـ . بررسی پیشنهادهای مناقصه‌گران از نظرکامل بودن مدارک، خوانا بودن و غیر مشروط بودن قیمت‌های پیشنهادی؛

و. امضاكردن روی پاکت‌های سه‌گانه همة مناقصه‌گران؛

ز. ارزیابی پیشنهادها و تعیین پیشنهادهای قابل قبول بر اساس شرایط مندرج در اسناد مناقصه؛

ح. تعیین برندگان اول و دوم مناقصه؛

ط. تنظیم صورت‌جلسة مناقصه؛

ی. تصمیم‌گیری دربارة تجدید یا لغو مناقصه.

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

تبصره: افتتاح پاکت «ب» منوط به احرازكردن توانمندی‌های مناقصه‌گر در اجرای موضوع مورد مناقصه و تحليل بها است. افتتاح پاکت «ج» نیز منوط به كامل و مُهرشده بودن اسناد مناقصة موجود در پاکت «ب» است.

 

مادّة 14: بنیاد مکلف است در تاریخ اعلام شده در آگهی، کمیسیون مناقصه را با حضور تمامي اعضا تشکیل و اقدام‌هاي ذیل را انجام دهد:

14-1. در صورت‌جلسة‌کمیسیون، نفر اول و دوم برندة مناقصه را با توجه به قیمت‌ها و شرایط پیشنهادی متقاضیان و صلاحیت‌ها و توانمندی‌ها مشخص و مكتوب كند.

14-2. دلایل رد پیشنهادهای مبهم یا ناقص به صراحت ذکر شود و به اطلاع طرف ذی نفع برسد.

 

مادّة 15: در صورت نیاز به انجام بررسی‌های موضوع بند «د» از مادّة «3» این دستورعمل، کمیسیون مناقصه پیش از گشودن پاکت‌های «ب» و «ج» مستندات پاکت «الف» مناقصه‌گران را در اختیار کمیتة فنی‌ ـ بازرگانی قرار می‌دهد تا کمیتة مذکور پس از بررسی، نتیجه را به کمیسیون مناقصه اعلام كند.

 

مادّة 16: پس از گشودن پاکت‌های «ج» مناقصه‌گران و در صورت نیاز به کنترل مبانی قیمت‌ها، کمیسیون مناقصه مجاز است بررسی آنها را به کمیتة فنی‌ـ بازرگانی ارجاع كند. کمیتة فنی مكلف است حداکثر ظرف مدت دو هفته نتیجة ارزیابی را به کمیسیون مناقصه اعلام كند.

 

مادّة 17: پس از ارزیابی کیفی، مناقصه‌گری که مناسب‌ترین قیمت را پیشنهاد داده باشد، به عنوان برندة اول انتخاب خواهد شد. برندة دوم در صورتی معرفی می‌شودکه تفاوت قیمت پیشنهادی وی با برندة اول کمتر از مبلغ تضمین سپردة نفر اول باشد.

تبصره: عدم انعقاد قرارداد با نفر اولِ مناقصه و اعلام نفر دومِ مناقصه، مانع از ضبط سپردة نفر اول نخواهد بود.

مادّة 18: چنانچه برندة اولِ مناقصه، ظرف مدت یک هفته پس از اعلام نتیجة مناقصه حاضر به تنظیم قرارداد یا انجام معامله نشود، سپردة وي به نفع بنیاد ضبط می‌شود.

تبصره: سپردة شرکت در مناقصة برندة دومِ مناقصه، حداکثر ظرف مدت یک ماه باید به وی مسترد شود، مگر اينكه در این مدت برای انجام معامله یا تنظیم قرارداد، پیشنهاد کتبی بنیاد به وی ابلاغ شود. در صورت استنکاف برندة دوم از انجام معامله، سپردة او نیز به نفع بنیاد ضبط خواهد شد.

مادّة 19: بنیاد مجاز است مشروط به تصریح در متن قرارداد، میزان خدمت یاکالای مورد معامله در مناقصه را پس از انعقاد قرارداد، تا 25 درصدكل افزایش یا کاهش دهد.

 

مادّة20: بنیاد در ردّ همه یا هر یک از پیشنهادها مختار است.

تبصره: دلایل ردّ پیشنهادها باید در صورت‌جلسة کمیسیون مناقصه به صراحت ذکر شود.

 

مادّة 21: صورت‌جلسة کمیسیون مناقصه بايد حاوی نکات ذیل باشد:

الف. موضوع مناقصه؛

ب. فهرست مناقصه‌گران؛

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

ج. اسامی و سمت اعضای کمیسیون مناقصه؛

د. قید احراز صحت مُهرشده بودن و بسته بودن پاکت‌های پیشنهادهای مناقصه‌گران با امضای همة اعضای حاضر در کمیسیون مناقصه؛

هـ . درج جدول مقایسه‌ای قیمت‌های پیشنهادی مناقصه‌گران.

 

مادّة 22: مبلغ قرارداد ترک تشریفات مناقصه برای قراردادهای داخلی نبايد از دویست برابر نصاب معاملات جزئی بیشتر باشد؛ در غیر این صورت صرفاً با رعایت مفاد مادّة 31 آیین‌نامة مالی‌ومعاملاتی بنياد و با ذکر دلایل کافی، موافقت و مسؤوليت رئيس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وي، امکان ترک تشریفات مناقصه وجود دارد.

تبصره: ذکر دلایلی از قبیل: عدم فرصت کافی، کمبود زمان و انقضای مهلت استفاده از اعتبار پیش‌بینی شده در بودجه، فقط در صورت تأیید رئيس بنیاد، توجیه ترک تشریفات مناقصه محسوب می‌شود.

 

مادّة 23: بنیاد مکلف است تمامي کسورات قانونی راکه به مبلغ معامله تعلق می‌گیرد، ضمن درج در متن قرارداد منعقده، هنگام پرداخت از مبلغ ناخالصِ معامله کسر و به حساب های مربوط واریز كند.

تبصره: هرگونه عوارض قانونی از جمله مالیات بر ارزش افزوده، درقبال تسليم گواهی‌نامه و مدارک مثبتة دالّ بر نام‌نويسي در فرايند مالیات بر ارزش افزوده از سوي فروشنده، پیمانکار یا مشاور به بنیاد، بر اساس قوانین و مقررات مربوط به فروشنده، پیمانکار یا مشاور پرداخت خواهد شد.

 

مادّة24: میزان سپردة شرکت در مناقصه، به تشخیص رئيس بنیاد يا مقام مجاز از طرف وي، حداقل پنج درصد و حداکثر ده درصدِ برآورد معامله خواهد بود.

 

مادّة 25: بنیاد مکلف است هنگام عقد قرارداد حداقل پنج درصد و حداکثر ده درصد متناسب با برآورد معامله بابت ضمانت حُسن اجرای تعهدات از طرف قرارداد، ضمانت‌نامة بانکی یا چک تضمین شدة بانکی یا سپردة نقدی‌که به حساب بنياد واریز شود، دریافت کند.

 

مادّة 26: بنیاد مکلف است درخصوص قراردادهای عمرانی، علاوه بر اخذ تضمین مادّة 25 در هر پرداخت، ضمن استهلاک مبلغ پیش پرداخت، معادل ده درصد اقلام پرداختی را بابت سپردة حُسن انجام کار، نزد خود نگهداری کند.

 

مادّة 27: سپردة موضوع مادّة 26 پس از تحویل قطعی کار یا خدمت انجام شده در دو مرحله و به صورت مبالغ مساوی یکی پس از تحویل موقت و دیگری پس از تحویل قطعیِ کالا یا خدمت انجام شده با تنظیم صورت‌جلسة تحویل قطعی و اخذ مفاصا حساب بیمه، به ذی‌نفع مسترد می‌شود.

تبصره: آن قسمت از سپردة موضوع مادّة 26 که در اثر عدم اجرای حُسن انجام کار به تصویب هیئتی مرکّب از نمایندة تام‌الاختیار رئيس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وي، مدیرکل امور مالی، نمایندة تام‌الاختیار طرف قرارداد یا مشاور ضبط می‌شود، به منزلة درآمد اختصاصی بنیاد منظور می‌شود.

 

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

مادّة 28: بنیاد مجاز است در مواردی که لازم بداند در زمان افتتاح پیشنهادهاي رسیده، شاخص بهای مربوط به موضوع مناقصه را به طریق مقتضی و مطمئن به طور محرمانه تهیه‌کرده، در پاکت لاک و مُهر شده در اختیار کمیسیون مناقصه قرار دهد.

 

مادّة 29: مسؤولان بنیاد موظفند برای ابلاغ نتیجة مناقصه به برنده، به نحوی اقدام کنندکه به علت انقضای مدت، خسارتی متوجه بنیاد نشود، در غیر این صورت با متخلف برابر مقررات برخورد خواهد شد.

 

مادّة 30: در مواردی که انجام خدمت یا تحویل کالای مورد مناقصه ظرف مدت حداکثر ده روزکاری پس از ابلاغ نظرکمیسیون مناقصه به برنده میسّر نباشد، عقد قرارداد الزامی است.

 

مادّة 31: قرارداد باید حاوی نکات زیر باشد:

31-1. نام متعاملان؛

31-2. نوع و مقدار مورد معامله با مشخصات‌کامل؛

31-3.مدت زمان انجام تعهد و شرایط تحویل مورد معامله؛

31-4. ترتیب عمل و میزان خسارت در مواردی که برندة مناقصه در انجام تعهدات به طورکلّی یا جزئی تأخیرکند؛

31-5. الزام به تحویل کالا طبق نمونة مُهرشده در صورتی که تهیة نمونه لازم باشد؛

31-6. اِقرار برندة مناقصه به اینکه از مشخصات خدمت یا کالای مورد معامله و مقتضیات محل تحویل آن اطلاع کامل دارد؛

31-7. اختیار بنیاد به افزایش یا کاهش مورد قرارداد تا 25 درصد مقدارکلّ مندرج در قرارداد در طول مدت قرارداد؛

31-8. مبلغ قرارداد بر اساس تعداد واحد و برآوردهای واحد و نحوة پرداخت بر اساس خدمت انجام شده یا میزان کالای تحویل شده؛

31-9. مبلغ پیش پرداخت و ترتیب پرداخت و بازپرداخت آن؛

31-10. میزان و مبلغ تضمین حسن انجام معامله و نحوة وصول استرداد یا ضبط آن؛

31-11. قید شمول کسور قانونی دربارة همة پرداخت های بنیاد.

31-12. ذکر فاصلة زمانی بین تحویل موقت و قطعی؛

31-13. اِقرار طرف قرارداد به عدم شموليت در قانون منع مداخلة وزرا، نمایندگان وکارکنان دولت در معاملات دولتی و اصلاحات و الحاقات بعدی آن؛

31-14. سایر شرایطی که مورد توافق طرفین قرار می‌گیرد مشروط به اینکه امتیازی علاوه بر آنچه در شرایط مناقصه ذکر شده برای فروشندة کالا یا خدمت محسوب نشود؛

31-15. سایر شرایطی که در آگهی مناقصه ذکر شده است.

 

ب. مزایده        

 

مادّة 32: در آگهی مزایده نکات زیر باید رعایت شود:

32-1. نوع و مقدار خدمت یا کالا با ذکر مشخصات کامل مرتبط؛

32-2. تصریح این نکته‌که پیشنهاد باید به مبلغ مشخص یا بر اساس درصد کسر یا اضافه نسبت به واحد بهای اعلام شده تعیین و در پاکت لاک و مُهر شده تسلیم شود؛

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

32-3.  تعیین آخرین مهلت تحویل‌گرفتن پاکت پیشنهادها از سوی بنیاد،که حداقل ده روز پس از انتشار آخرین آگهی در روزنامة کثیرالانتشار خواهد بود.

32-4. محل و نحوة تسلیم پیشنهاد؛

32-5. میزان و نوع سپردة شرکت در مزایده، اعم از واریز وجه نقد به حساب سپردة بنیاد، تسليم ضمانت‌نامة بانکی یا چک تضمین شدة بانکی در وجه بنیاد؛

32-6. تعیین حداکثر مدت لازم برای بررسی پیشنهادها؛

32-7. روز، ساعت و محل قرائت پیشنهادهای رسیده و مجاز بودن حضور پیشنهاددهندگان یا نمایندگان رسمی آنها در کمیسیون مزایده،

32-8. محل فروش نقشه‌‌ها، مشخصات خدمت یا کالا و شرایط آنها در صورت لزوم؛

32-9. تصریح این نکته که شرکت در مزایده و ارائة پیشنهاد، حقی برای پیشنهاددهنده و تکلیف و یا سلب اختیاری برای بنیاد ایجاد نمی‌کند و بنیاد مجاز است در چارچوب ضوابطِ این دستورعمل و با توجه به صرفه و صلاح بنیاد هر یک از پیشنهادها را قبول یا رد کند.

 

مادّة 33: بنیاد مجاز است در صورتی که ذکر شرایطی خاص را علاوه بر مندرجات مادّة 32 لازم بداند، مشروط به آنکه با آیین‌نامة مالی و معاملاتی بنیاد مغایر نباشد و برای برندة مزایده امتیاز محسوب نشود، در شرایط مزایده لحاظ کند.

 

مادّة 34: در صورتی که شرایط مزایده مطابق با مواد 32 و 33 این دستورعمل و بندهای آن، مفصّل و درج آن در آگهی مستلزم هزینة زیادی باشد، می‌توان ضمن درج نوع خدمت یا کالای مورد معامله، تعداد و محل تحویل، میزان پیش‌دریافت، مدت و محل قبول پیشنهادها و میزان سپرده یا ضمانت‌نامة شرکت در مزایده؛ در آگهی تصریح کرد نقشه‌ها و برگ شرایط و مشخصات معامله در محل موجود است و پیشنهاد دهندگان باید یک نسخه از آن را دریافت و با قید این جمله که: «مورد قبول است» امضا و ضمیمة پیشنهاد، تسلیم کنند.

 

مادّة 35: بنیاد مکلف است در تاریخ اعلام شده در آگهی، کمیسیون مزایده را با حضور تمامی اعضا تشکیل و اقدام‌های ذیل را انجام دهد:

35-1. در صورت‌جلسة کمیسیون نفر اول و دوم برندة مزایده را با توجه به قیمت‌های پیشنهادی مشخص و مکتوب کند.

35-2. دلایل رد پیشنهادهای مبهم یا ناقص به صراحت ذکر شود و به اطلاع طرف ذی‌نفع برسد.

 

مادّة 36: چنانچه برندة اولِ مزایده ظرف مدت یک هفته پس از اعلام نتیجة مزایده حاضر به تنظیم قرارداد یا انجام معامله نشود، سپردة وی به نفع بنیاد ضبط می‌شود.

تبصره: سپردة شرکت در مزایدة برندة دومِ مزایده حداکثر ظرف مدت یک ماه باید به وی مسترد شود، مگر اینکه در این مدت برای انجام معامله یا تنظیم قرارداد، پیشنهاد کتبی بنیاد به وی ابلاغ شود. در صورت استنکاف برندة دوم از انجام معامله، سپردة او نیز به نفع بنیاد ضبط خواهد شد.

 

مادّة 37: بنیاد در ردّ همه یا هر یک از پیشنهادها مختار است.

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

تبصرة 1: دلایل ردّ پیشنهادها باید در صورت‌جلسة کمیسیون مزایده به صراحت ذکر شود.

تبصرة 2: هزینة آگهی و هزینة ثبت قرارداد در دفترخانة اسناد رسمی بر عهدة برندة مزایده است.

 

مادّة 38: میزان سپردة شرکت در مزایده به تشخیص بالاترین مقام اجرايی از پنج درصد مبلغ برآورد معامله کمتر و از بيست درصد آن بیشتر نخواهد بود.

 

مادّة 39: اعضای کمیسیون مزايده عبارتند از:

الف. رئيس بنیاد یا مقام مجاز از طرف وی.

ب. مدیرکل امور مالی بنیاد؛

ج. مدیرکلّ حراست بنیاد؛

د. نمایندة دفتر حقوقی یا مشاور حقوقی بنیاد ؛

هـ . کارشناس خبرة ذی‌ربط در کمیسیون مزايده با تشخیص رئيس بنیاد يا مقام مجاز از طرف وي؛

39-1. دعوت اعضا براي حضور در كميسيون مزايده بنا به دعوت رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي، صورت مي‌پذيرد.

39-2. اعضای کمیسیون مکلف به حضور در جلسه در وقت مقرر و اظهارنظر خواهند بود. تمامی تصمیم‌های کمیسیون با رأی حداكثر اعضا معتبر و لازم‌الاجرا خواهد بود.

تبصرة 1: حضور افراد موضوع بند «الف»، «ب» و «هـ» در تشكيل كميسيون مزايده الزامی است.

تبصرة 2: در صورت تشخيص رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي، حضور نمايندة واحدي كه مناقصه به درخواست وي برگزار مي‌شود، بدون حق رأي، بلامانع است.

 

مادّة 40: در صورتی که در موعد مقرر، پیشنهادی نرسیده باشد، بنیاد مجاز است مزایده را تجدیدکند.

 

مادّة 41: بنیاد مجاز است در مواردی که لازم بداند در زمان افتتاح پیشنهادهای رسیده، شاخص بهای مربوط به موضوع مزایده را به روش‌های مقتضی و مطمئن به طور محرمانه تهیه کرده، در پاکت لاک و مُهرشده در اختیار کمیسیون مزایده قرار دهد.

 

مادّة 42: مسؤولان بنیاد موظفند برای ابلاغ نتیجة مزایده به برنده، به نحوی اقدام کنند که به علت انقضای مدت، خسارتی متوجه بنیاد نشود؛ در غیر این صورت تعلل آنان قابل تعقیب است.

 

مادّة 43: قرارداد مزایده باید حاوی نکات زیر باشد:

43-1. نام متعاملان؛

43-2. نوع و مقدار مورد معامله با مشخصات کامل؛

43-3. مدت زمان انجام تعهد و شرایط تحویل مورد معامله؛

43-4. ترتیب عمل و میزان خسارت در مواردی که برندة مزایده در انجام تعهدات به طورکلّی یا جزئی تأخیر کند؛

43-5. اِقرار برندة مزایده به اینکه از مشخصات خدمت یا کالای مورد معامله و مقتضیات محل تحویل آن اطلاع کامل دارد.

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

43-6. مبلغ قرارداد بر اساس تعداد واحد و برآوردهای واحد و نحوة پرداخت بر اساس خدمت انجام شده یا میزان کالای تحویل شده؛

43-7. اِقرار طرف قرارداد به عدم شموليت در قانون منع مداخلة وزرا، نمایندگان مجلس و کارکنان دولت در معاملات دولتی و اصلاحات و الحاقات بعدی آن؛

43-8. سایر شرایطی که مورد توافق طرفین قرار می‌گیرد مشروط بر اینکه امتیازی علاوه بر آن چه در شرایط مزایده ذکر شده برای خریدار کالا یا خدمت محسوب نشود؛

43-9. سایر شرایطی که درآگهی مزایده ذکر شده است.

 

مادّة 44: این دستورعمل مشتمل بر 44 مادّه و 18 تبصره در اجرای مادّة 35 آیین‌نامة مالی و معاملاتی بنیاد تنظیم و تصویب شده است.

 

 

 

 


پیوست شمارة 5

دستورعمل نحوة فعاليت حسابرس منتخب هیئت‌امنا

موضوع مادّة 45 آیین‌نامة مالی و معاملاتی بنیاد ملّی نخبگان

 

مادّة 1: هیئت‌امنای بنیاد مجاز است در اجراي بند 6 مادّة 19 اساسنامة بنياد و به منظور اعمال نظارت صحیح بر صورت‌های مالی، حساب اموال و حصول اطمینان از قابل اعتماد بودن آنها برای حفظ منافع عمومی دولت، به ترتیبی که در این دستورعمل معیّن می‌شود، از خدمات حسابرسی استفاده کند.

تبصرة 1: اشخاص حقیقی‌وحقوقی که به نحوی از انحا از محل ارائة مشاوره یا خدمات مالی یا نظایر آن به بنیاد، قبلاً منتفع شده باشند، مجاز نيستند به عنوان حسابرس انتخاب شوند.

تبصرة 2: هیئت‌امنا تا خرداد ماه هر سال ‌دربارة لزوم انجام حسابرسی صورت‌های مالی سال قبل و انتخاب حسابرس با پیشنهاد رئیس بنیاد تصمیم‌گیری خواهدکرد.

 

مادّة 2: حسابرس مکلف است در گزارش حسابرسی خود، که با رعایت مصوّبه‌های هیئت‌امنا و در چارچوب آیین‌نامة مالی و معاملاتی بنیاد و طبق اصول و ضوابط حسابرسی تهیه می‌شود، درخصوص بررسی حساب‌ها و صورت‌های مالی اقدام و درگزارش خود دربارة بندهای ذیل به صراحت اظهارنظر کند:

الف. رعایت قوانین و مقررات مالی مصوب هیئت‌امنا، مقررات مالیاتی و سایر قوانین و مقررات ناظر بر فعالیت مالی بنیاد.

ب. تطبیق عملیات مالی با بودجة تفصیلی و اصلاحیه‌های آن.

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

ج. رعایت اصول و ضوابط حسابداری در تهیه و ارایة صورت‌های مالی و یادداشت‌های همراهِ صورت‌های مزبور.

د. نحوة ارائة وضعیت مالی و نتایج عملیات بنیاد در صورت‌های مالی و اظهار نظر نهایی مطابق با طبقه‌بندی چهارگانة حسابرسی (شامل: «به نحو مطلوب»، «مشروط»، «محدود»، «مردود») مطابق با دستورعمل جامعة حسابداران رسمی ایران.

تبصره: هرگاه حسابرس در جریان رسیدگی، به  تخلفی از مقررات موضوع این مادّه از سوی بنیاد برخورد کند، مکلف به انعکاس موارد در گزارش خود خواهد بود.

 

مادّة 3: تمامی صفحه‌های گزارش حسابرس باید متضمن نام و نام‌خانوادگی و شمارة عضویت حسابرس باشد و با مُهر و امضای وی به تأیید برسد. رعایت این موضوع در مؤسسه‌های حسابرسی به گونه‌ای است که حداقل امضای یکی از شرکا به همراه مُهر مؤسسة مذکور در ذیل نام و نام‌خانوادگی و شمارة عضویت وی در تمامی صفحات موجود باشد.

 

مادّة 4: بنیاد مکلف است در ازای استفاده از خدمات حسابرسی موضوع این دستورعمل، با حسابرس قرارداد منعقد و حق‌الزحمة ناشی از آن را از محل اعتبارات بنیاد برابر ضوابط مربوط با تأیید هیئت‌امنا پرداخت کند.

تبصره: حداکثر تا 25 درصد مبلغ کلّ قرارداد حسابرسی به عنوان پیش پرداخت قابل پرداخت خواهد بود.

 

مادّة 5: حسابرس باید با هماهنگی قبلی رئيس بنیاد یا مقام مجاز از طرف او، به امور مالی واحدهای بنیاد مراجعه و حسابرسی را انجام دهد. بدیهی است حسابرسی می‌تواند در طول دورة مالی نیز انجام شود.

تبصرة 1: حسابرسی باید به گونه‌ای انجام شود که خلل یا توقفی در انجام امور مالی بنیاد ایجاد نکند.

 

مادّة 6: بنیاد مكلف است صورت حساب‌های نهایی و تفصیلی سالانه حاوی همة ضمایم و مدارک را طی مهلت مقرر در آیین‌نامة مالی و معاملاتی برای رسیدگی و تهیة گزارش به حسابرس تسلیم کند و تسهیلات لازم برای اجراي وظایف حسابرس را فراهم آورد.

 

مادّة 7: حسابرس مکلف است گزارش حسابرسی را با رعایت استانداردهای حسابرسی و مشتمل بر اظهارنظر دربارة عملکرد مالی بنیاد، حداکثر تاپایان مرداد ماه هر سال، از طریق دبیر هیئت‌امنا به هیئت‌امنای بنیاد تسلیم کند.

تبصره: گزارش حسابرسی در چهارنسخه تهيه می‌شودکه سه نسخه به بنیاد (رئیس بنیاد، معاون توسعة مدیریت و منابع، مدیرکل امور مالی) و یک نسخه به دبیر هیئت‌امنا، برای طرح در هیئت‌امنا، به طور مستقیم تحویل خواهد شد.

 

مادّة 8: گزارش حسابرسی به طور سالانه در هیئت‌امنا قرائت می‌شود و هیئت‌امنا دربارة بندهای‌گزارش حسابرسی تصمیم‌گیری و تعیین تکلیف مي‌کند و با توجه به گزارش مذکور  دربارة تصویب صورت‌های مالی بنیاد تصمیم لازم را اتخاذ خواهدکرد.

 

مادّة 9: این دستورعمل مشتمل بر نُه مادّه و شش تبصره، در اجرای مادّة 45 آیین‌نامة مالی و معاملاتی بنیاد تنظیم و تصویب شده است.


 

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

پیوست شمارة 6

دستورعمل نحوة نگهداری اموال

موضوع مادّة 51 آیین‌نامة مالی و معاملاتی بنیاد ملّي نخبگان

 

1.کلیات

مادّة 1: تمامي اموالی که بنیاد خریداری مي‌كند یا به هر روش قانونیِ دیگر به تملک بنیاد درآمده یا درمی‌آید، به استثنای اموال امانی، اموال بنیاد محسوب مي‌شود و تابع مفاد این دستورعمل است.

تبصره: تعاریف اموال منقول و غیرمنقول موضوع این دستورعمل، تابع تعاریف مذکور در قانون مدنی خواهد بود.

 

مادّة 2: اموال منقول و غیر منقول که از طرف دستگاه‌های دولتی و غیردولتی به صورت موقت در اختیار بنیاد قرار گرفته یا می‌گیرد از نظر این دستورعمل، اموال امانی محسوب می‌شود و چگونگی دریافت، نگهداری و استرداد آن، تابع توافق‌هاي  ميان بنیاد و طرف قرارداد است.

 

مادّة 3: مسؤولیت حفظ و حراست اموال منقول و غیرمنقول بنیاد برعهدة تحویل‌گیرنده و مسؤولیت نگهداری حساب اموال با مدیرکل امور مالی است.

 

مادّة 4: اموال منقولِ موضوع این دستورعمل به سه دسته تقسیم می‌شود:

الف. اموال مصرفی: اموالی‌که بر اثر استفاده تغییر وضعیت داده یا به‌كلّي از بین می‌روند.

ب. اموال غیر مصرفی: اموالی‌که بدون تغییر محسوس و از دست دادن مشخصات اصلی بتوان آنها را به طور مکرر مورد استفاده قرار داد و انحصاراً این دسته از اموال منقول در تمامي دفاتر مرتبط ثبت مي‌شود و الصاق «برچسب اموال» برای آنها الزامی است.

ج. اموال در حکم مصرفی: اموالی که به صورت ظاهري با اموال غیرمصرفی مشابهت دارند ليكن به لحاظ طبع، ماهیت یا كميِ ارزش آنها، تنظیم حساب به صورت حساب اموالِ غیرمصرفی برای آنها ضرورت ندارد.

تبصرة 1: نصاب ارزش اموالِ در حکم مصرفی، كمتر از 000/800 ريال در هر واحد كالا تعيين مي‌شود.

تبصرة 2: در صورت نياز به تغيير نصاب، به پيشنهاد رئيس بنياد و تصويب هيئت‌امنا، نصاب جديد تعيين مي‌شود.

 

مادّة 5: «اموال رسیده» شامل اموالی است که تحت ابواب جمعی امین اموال قرار می‌گیرد و «اموال فرستاده» شامل اموالی است که طبق مقررات این دستورعمل به نحوی از انحا از ابواب جمعی امین اموال خارج و دستور حذف آن صادر شده باشد.

 

2. انتقالات

مادّة 6: با تصویب رئيس بنیاد می‌توان اموال منقول غیر مصرفی مازاد را با رعایت صرفه و صلاح بنیاد تا هر زمانِ لازم به طور امانی در اختیارمؤسسه‌هاي دولتی خارج از بنیاد قرار داد.

 

مادّة 7: اموال بنیاد، در صورتی که مازاد بر نیاز یا اسقاطی باشد، با رعایت مفاد مواد 48 و49 آیین‌نامة مالی و معاملاتی بنیاد قابل فروش یا تبدیل‌كردن به احسن است. درآمد حاصل به حساب درآمد اختصاصی بنیاد منظور می‌شود.

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

مادّة 8: انتقال اموال بنیاد از ابواب جمعیِ یک امین اموال به ابواب جمعیِ امین اموال دیگر، با صدور سند انتقال صورت مي‌پذيرد و مراتب براي انعکاس در دفاتر اموال به واحد امور مالی اعلام می‌‌شود.

 

مادّة 9: خروج موقت اموال بنیاد بايد با رعایت مقررات این دستورعمل و با مجوّز رئيس بنياد يا مقام مجاز از طرف وي و با صدور پروانة خروج، شامل مشخصات کامل اموال و تعیین واحدگیرنده به امضای امین اموال و رئيس واحد ذی‌ربط انجام پذیرد. پروانه‌های مذکور باید در دفاتری‌که به همین منظور تهیه شده است، ثبت شود و به هنگام بازگرداندن اموال، مراتب دوباره در دفاتر مذکور ثبت‌گردد.

تبصره: منظور از دفاتر موضوع این مادّه، نسخة نوشتاری خروجی‌های نرم‌افزاری سامانه(سیستم) مالیِ مورد عمل در بنیاد است که به تأیید مسؤولان ذی‌ربط رسیده باشد.

 

مادّة10: حساب همة اموال بنیاد در دفاتر اموال نگهداری می‌شود.

 

3. نحوة نظارت

مادّة 11: بنیاد مکلف است به منظور نظارت مؤثر بر اموال بنیاد و تمرکز حساب آنها، حُسن اجرای مفاد آیین‌نامه مالی و معاملاتی و همچنین ایجاد هماهنگی و وحدت ‌روش، اقدام‌هاي زیر را انجام دهد:

الف. در اجرای دستورعمل‌های مربوط به اموال بنیاد از كاربرگ‌های اموال، ضوابط و روش‌های روزامد استفاده كند.

ب. اقدام لازم از سوي مدیرکل امور مالی بنياد دربارة دریافت صورت حساب‌های اموال، رسیدگی و ثبت مشخصات کامل آنها در دفاتر مربوط یا سیستم نرم‌افزاری صورت پذيرد.

ج. اعزام مأمور به منظور رسیدگی به موجودی و حساب‌های اموال و نحوة اجرای مقررات مربوط در مواقع لزوم وهمچنین حسب درخواست واحدهای ذی‌ربط انجام پذيرد.

تبصره: اعزام مأمور به منظور انجام انبارگردانی به صورت دوره‌ای و حداقل یک بار در سال ضروري است.

 

4. سایر مقررات

مادّة 12: همة دفاتر حساب اموال (سامانة نرم‌افزاری) و دفاتر ثبت پروانه‌های خروجی باید قبل از ثبت مشخصات اموال، به طور مسلسل شماره‌گذاری و پلمپ (قفل نرم‌افزاری) شود و در اولین صفحة هر دفتر تعداد صفحه‌هاي آن و نام واحدِ مربوط قید می‌شود و مراتب با درج نام‌ونام‌خانوادگی و تاریخ به امضای مدیرکل امور مالی یا فرد مجاز از طرف وی، و امین اموال مربوط رسیده و به امور مالی تحويل شود.

 

مادّة 13: حفظ، حراست و نگهداری حساب اموالی که برای مصارف خاص از طرف اشخاص به بنیاد اهدا شده یا می‌شود ضمن رعایت نظر اهداکنندگانِ اموال، مشمول این مقررات خواهد بود.

 

مادّة 14: بنیاد مکلف است در صورت سرقت، مفقود شدن یا از بین رفتن اموال ناشی از سرقت، آتش‌سوزی یا هر علت دیگروهمچنین در موارد تسامح در حفظ و نگهداری اموال بنیاد و استفادة غیرمجاز از اموالِ مذکور، حسب مورد موضوع را به مراجع ذی‌صلاح اعلام و موضوع را تا حصول نتیجة نهایی پيگيري‌كند.

آيين‌نامه مالي و معاملاتي بنياد

 

 

 

مادّة 15: اموال مسروقه، مفقوده یا از بین رفته در موارد زیر از دفاتر مربوط حذف مي‌شود:

الف. در صورت دستگیری سارق و به‌دست نیامدن مورد سرقت، پس از طیّ كردن مراحل نهایی رسیدگی به موضوع در مراجع صلاحیت دار.

ب. در صورت پیدا نشدن اموال مفقوده، سارق یا اموال سرقت شده و اعلام بی‌گناهی و عدم سوء نیت متصدیان امر از سوي مراجع ذی‌صلاح.

تبصرة 1: هرگاه مال سرقت یا مفقود شده بعد از حذف از دفاتر پیدا و مسترد شود، باید مشابه اموال رسیده دوباره در دفاتر مربوط ثبت گردد.

تبصرة 2: در مواردی که اموال بنیاد براثر حوادث ناگهانی از قبیل سیل، زلزله، جنگ، آتش‌سوزی یا حوادث مشابه، از بین برود با تنظیم صورت‌جلسه و تصویب هيئت‌امناي بنیاد، اموال مذكور از دفاتر اموال حذف خواهد شد.

 

مادّة 16: اموال منقولی که با توجه به اهداف بنیاد به منظورکمک، اعانه یا اهدا از محل اعتبارات مربوط خریداری می‌شود، از لحاظ واگذاری به دریافت‌کنندگانِ کمک یا هديه، مشمول مقررات این دستورعمل  نيست و تابع ضوابط و مقررات مربوط به خود خواهد بود.

 

مادّة 17: بنیاد در صورت اقتضا موظف است به تشخیص هيئت‌امنا اموال منقول و غیرمنقول خود را بيمه كند.

 

مادّة 18: همةکالاهای وارده به انبار بنیاد، از جمله کالای موضوع مادّة 16 این دستورعمل، تا زمانی که در انبار نگهداری می‌شوند مشخصات آنها صرفاً در دفاتر انبار ثبت خواهد شد و ضرورتی به الصاق برچسب و نگهداری حساب اموال نخواهد داشت.

 

مادّة 19: این دستورعمل مشتمل بر نوزده مادّه و هفت تبصره، در اجراي مادّة 51 آیین‌نامة مالی و معاملاتی بنياد تنظيم و تصويب شده است.


 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

معاونت برنامه‌ريزي و نظارت

 

 



[1]. نشاني پستي: تهران، خيابان آزادي، بين نواب و رودكي، بنياد ملّي نخبگان، كدپستي: 93111ـ 14578

رايانامه: planning@bmn.ir

[2]. مطابق مصوبة هيئت‌امنا در تاريخ 24/2/1393، نام «دفتر نخبگان استان» به «بنياد نخبگان استان» تغييركرده است.

[3] . مطابق مصوبة‌كميسيون دائمي هيئت‌امنا در تاريخ 16/5/1392، پرداخت اعتبارات بنيادهاي نخبگان استاني در قالب «تنخواه‌گردان پرداخت» صورت مي‌پذيرد.

[4]. تصدي اين سمت صرفاً بر عهدة اعضاي هيئت‌علمي است.

[5]. تصدي اين سمت هم از سوي عضو هيئت‌علمي و هم غير هيئت‌علمي امكان‌پذير است.

[6].  حسب مصوبة هيئت‌امناي بنياد ملّي نخبگان در تاريخ 12/9/1393، عنوان «معاون پژوهش و برنامه‌ريزي» به «معاون برنامه‌ريزي و نظارت» تغييركرده است.

[7]. موضوع نامة شمارة 67788/15 مورّخ 25/9/1393، رئيس بنياد ملّي نخبگان به استانداران سراسركشور

[8]. اين اصول طيّ نامة شمارة 9406/5/د مورّخ 25/9/1393، از سوي كميتة هماهنگي معاونان بنياد ملّي نخبگان ابلاغ شده است.

[9]. اين ساختار طيّ نامة شمارة 9406/5/د مورّخ 25/9/1393 از سوي‌كميتة هماهنگي معاونان بنياد ملّي نخبگان ابلاغ شده است.

[10]. اين نكات طيّ نامة شمارة 8595/5/د مورّخ 25/8/1393 از سوي رئيس بنياد ملّي نخبگان ابلاغ شده است.

[11]. فرايند تأمين اعتبار برنامه‌هاي بنيادهاي نخبگان استاني در بخش 4 همين فصل آمده است.

[12]. اين فرايند طي نامة شمارة 14613/5/د مورّخ 24/4/1394 از سوي معاون توسعة مديريت و منابع بنياد ابلاغ شده است.

[13]. اين فرايند در تاريخ 16/2/1394 بنا به مصوبة رئيس بنياد ملّي در تاريخ 25/8/1393، از سوي معاون برنامه‌ريزي و نظارت به  بنيادهاي نخبگان استاني ابلاغ شده است.

[14]. موضوع مصوبة رئيس بنياد ملّي نخبگان كه طي نامة شمارة 13495/5/د مورّخ 10/3/1394 ابلاغ شده است.

[15]. موضوع نامة شمارة 10176/5/د مورّخ 27/10/1393 از سوي معاونت توسعة مديريت و منابع ابلاغ شده است.

[16]. موضوع مصوّبة هيئت‌امناي بنياد ملّي نخبگان در تاريخ 16/5/1392

[17].  موضوع ابلاغية شمارة 13440/5/د مورّخ 6/3/1394

[18].  موضوع ابلاغية شمارة 6463/5/د مورّخ 28/5/1393

تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد - نسخه قدیمی
آدرس: خيابان آزادي- بين خيابان نواب و رودكي- جنب كوچه طاهرنيا- پلاك 209 تلفن: 63478000 - 09601